ناشناس
سوال 517477
لطفا طرز تهیه سرکه کاملا طبیعی را توضیح دهید در ضمن این حقیر مدتی قبل از جایی که منسوب به دکتر روا زاده بود سرکه طبیعی خریدم ولی بو و شاید مزه شراب می داد و کلا طعم و بویش با سرکه های صنعتی بسیار فاحش بود متشکرم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباتشکرازمشاوره:سركه: اسم فارسی خلّ است.
◄خلّ
به فارسی سركه نامند و از خرما و مویز و شكر و عسل و انجیر و امثال آن و از حبوبات مثل برنج و غیره ترتیب می¬دهند و مراد از مطلق او سركة انگوریست و خلّ خمر او را از آن جهت گویند كه مادامی كه اوّلاًَ خمر نشود سركه نمی¬گردد به خلاف سایر كه اوّلاًَ ترش می¬شوند و بهترین همه سركة انگوریست و بعد از آن مویزی و انجیری و سركة اناری و نارجیلی و سه قسم اخیر گرم و خشكند و سركة انگوری مركّب القوی و در دوم سرد و خشك و گویند خشكی او در سوم است. قابض و بسیار مجفّف و سریع¬النّفوذ و رسانندة قوّة ادویه به اعضاء و ملطّف و قاطع اخلاط غلیظه و رافع تشنگی و معین هضم و قاطع نزف¬الدّم اعضاء و محرّك اشتها و گدازندة بلغم و سپرز و موافق معدة ملتهبه و بلغمیّه است و جهت قطع صفرا و تفتیح معده و سدّة ماساریقا و سپرز مفید و مداومت خوردن او ناشتا قاتل كرم معده بوده و گرم او با عسل جهت نفس الأنتصاب نافع است و قی كردن بعد از خوردن گرم او جهت ادویة قتّاله و دفع جمود خون و شیر در معده و با نمك جهت رفع ضرر فطر و سگ دیوانه گزیده و مكیدن او بتدریج جهت زلویی كه در حلق مانده باشد و سرفة كهنه رطوبی و غرغرة او جهت منع سیلان فضول به حلق و خنّاق و سقوط لهاه و درد دندان و مضمضة او با نمك جهت قطع خون بن دندان كه كنده باشند و با زاج سفید جهت خون لثه و سستی آن و طلای آن جهت منع انتشار قروح خبیثه و باد سرخ و جمره و نمله و جرب متقرّح و بواسیر و داخس و ورم ظاهری و باطنی و مانع ورم جراحات تازه و درد سر حار و خارش بدن و گزیدن حیوانات سمیّة حارّه و سوختگی آتش بغایت مجرّب است و چون بر عضوی بمالند منع قبول ماده از عضو مجاور خود می¬كند و نطول او جهت گزیدن حیوانات سمّی و بر موضع نزف الدّم ظاهر بدن جهت قطع سیلان خون و طعامی كه با سركه پخته باشند منع سیلان فضول به شكم می¬كند و ضماد انجیری كه در آن پخته باشند جهت سوزش عضو و خشونت آن از مجرّبات است و با گوگرد جهت نقرس و با عسل جهت رفع آثار تحت چشم و خون مرده و با روغن گل جهت درد سری که از آفتاب حادث شده باشد و با آرد جو جهت خنّاق و ورم پستان و بناگوش و با خاكستر گرم جهت غدد و ورم بارد و با حرمل جهت خدر و کزاز و مفاصل و جوشانیدة او با گلاب كه پارچه را به او تر كرده باشند و بر سر كماد كنند جهت درد سری كه از صفرا و خون و بخارات حمام حادث شده باشد مجرّب است و پاشیدن سركه كه بر سنگ گرم كرده پاشند و به دستور سنگ را بر آن انداخته بخار او جهت درد سر مزمن و نزلات و سرفة مزمن و بواسیر و خوردن انجیر و مویزی كه در آن خیسانیده باشند جهت سپرز و مضمضه طبیخ او با زیره و صعتر جهت تسکین درد دندان و قروح لثه مجرب و قطور او جهت كرم گوش و بخور او جهت دوی و طنین و گرانی سامعه و تفتیح سدد خیشوم و بوییدن او جهت سدّة مصفاه و با گلاب و روغن بادام و روغن گل جهت سرسام و هذیان نافع می¬¬باشد و چون یك اوقیه پیاز عنصل خشك را ورق كرده و در سركه بجوشانند تا مهرّا شود و تا یك هفته در آفتاب گذاشته صاف نمایند و هر روز ناشتا دو درهم از آن بنوشند جهت رفع بدبویی دهان كه به مشاركت معده باشد مجرّب است و در جمیع افعال مثل سركة عنصل است كه در اسقیل مذكور شد و مضرّ پیران و سوداوی مزاج و قوّه باه و صاحبان سرفة تازه و سعال یابس و مضرّ اعصاب و اعضای عصبانی و رحم ناقهین و مبرودین و صاحبان ریاح غلیظه و درد مفاصل و مداومت او مورث استسقاء است در صاحبان ضعف احشاء و شش و مضعف بصر و مورث زردی رخسار و سحج و لاغری بدن بوده و مصلح او شیرینیها و گوشت آب چرب و شراب سرخ غلیظ و در رفع ضرر سرفه شیرینی و روغن بادام و ادویة ضعیف الحراره و در ضعف اعصاب عسل و ادویة حارّه و در سحج لعابها و قدر شربتش تا هفت مثقال و بدلش در بعضی امور شراب و در بعضی آب لیمو است و سركه طاری و نارجیل مضرّ عصب نیست.
◄خلّ
به فارسی سركه نامند و از خرما و مویز و شكر و عسل و انجیر و امثال آن و از حبوبات مثل برنج و غیره ترتیب می¬دهند و مراد از مطلق او سركة انگوریست و خلّ خمر او را از آن جهت گویند كه مادامی كه اوّلاًَ خمر نشود سركه نمی¬گردد به خلاف سایر كه اوّلاًَ ترش می¬شوند و بهترین همه سركة انگوریست و بعد از آن مویزی و انجیری و سركة اناری و نارجیلی و سه قسم اخیر گرم و خشكند و سركة انگوری مركّب القوی و در دوم سرد و خشك و گویند خشكی او در سوم است. قابض و بسیار مجفّف و سریع¬النّفوذ و رسانندة قوّة ادویه به اعضاء و ملطّف و قاطع اخلاط غلیظه و رافع تشنگی و معین هضم و قاطع نزف¬الدّم اعضاء و محرّك اشتها و گدازندة بلغم و سپرز و موافق معدة ملتهبه و بلغمیّه است و جهت قطع صفرا و تفتیح معده و سدّة ماساریقا و سپرز مفید و مداومت خوردن او ناشتا قاتل كرم معده بوده و گرم او با عسل جهت نفس الأنتصاب نافع است و قی كردن بعد از خوردن گرم او جهت ادویة قتّاله و دفع جمود خون و شیر در معده و با نمك جهت رفع ضرر فطر و سگ دیوانه گزیده و مكیدن او بتدریج جهت زلویی كه در حلق مانده باشد و سرفة كهنه رطوبی و غرغرة او جهت منع سیلان فضول به حلق و خنّاق و سقوط لهاه و درد دندان و مضمضة او با نمك جهت قطع خون بن دندان كه كنده باشند و با زاج سفید جهت خون لثه و سستی آن و طلای آن جهت منع انتشار قروح خبیثه و باد سرخ و جمره و نمله و جرب متقرّح و بواسیر و داخس و ورم ظاهری و باطنی و مانع ورم جراحات تازه و درد سر حار و خارش بدن و گزیدن حیوانات سمیّة حارّه و سوختگی آتش بغایت مجرّب است و چون بر عضوی بمالند منع قبول ماده از عضو مجاور خود می¬كند و نطول او جهت گزیدن حیوانات سمّی و بر موضع نزف الدّم ظاهر بدن جهت قطع سیلان خون و طعامی كه با سركه پخته باشند منع سیلان فضول به شكم می¬كند و ضماد انجیری كه در آن پخته باشند جهت سوزش عضو و خشونت آن از مجرّبات است و با گوگرد جهت نقرس و با عسل جهت رفع آثار تحت چشم و خون مرده و با روغن گل جهت درد سری که از آفتاب حادث شده باشد و با آرد جو جهت خنّاق و ورم پستان و بناگوش و با خاكستر گرم جهت غدد و ورم بارد و با حرمل جهت خدر و کزاز و مفاصل و جوشانیدة او با گلاب كه پارچه را به او تر كرده باشند و بر سر كماد كنند جهت درد سری كه از صفرا و خون و بخارات حمام حادث شده باشد مجرّب است و پاشیدن سركه كه بر سنگ گرم كرده پاشند و به دستور سنگ را بر آن انداخته بخار او جهت درد سر مزمن و نزلات و سرفة مزمن و بواسیر و خوردن انجیر و مویزی كه در آن خیسانیده باشند جهت سپرز و مضمضه طبیخ او با زیره و صعتر جهت تسکین درد دندان و قروح لثه مجرب و قطور او جهت كرم گوش و بخور او جهت دوی و طنین و گرانی سامعه و تفتیح سدد خیشوم و بوییدن او جهت سدّة مصفاه و با گلاب و روغن بادام و روغن گل جهت سرسام و هذیان نافع می¬¬باشد و چون یك اوقیه پیاز عنصل خشك را ورق كرده و در سركه بجوشانند تا مهرّا شود و تا یك هفته در آفتاب گذاشته صاف نمایند و هر روز ناشتا دو درهم از آن بنوشند جهت رفع بدبویی دهان كه به مشاركت معده باشد مجرّب است و در جمیع افعال مثل سركة عنصل است كه در اسقیل مذكور شد و مضرّ پیران و سوداوی مزاج و قوّه باه و صاحبان سرفة تازه و سعال یابس و مضرّ اعصاب و اعضای عصبانی و رحم ناقهین و مبرودین و صاحبان ریاح غلیظه و درد مفاصل و مداومت او مورث استسقاء است در صاحبان ضعف احشاء و شش و مضعف بصر و مورث زردی رخسار و سحج و لاغری بدن بوده و مصلح او شیرینیها و گوشت آب چرب و شراب سرخ غلیظ و در رفع ضرر سرفه شیرینی و روغن بادام و ادویة ضعیف الحراره و در ضعف اعصاب عسل و ادویة حارّه و در سحج لعابها و قدر شربتش تا هفت مثقال و بدلش در بعضی امور شراب و در بعضی آب لیمو است و سركه طاری و نارجیل مضرّ عصب نیست.