ناشناس
سوال 517948
1- در روایات اهل بیت (ع) و اهل سنت شیطان چگونه معرفی شده است؟ لطفا باذکر منابع بیان فرمایید.<br>2- شیطان به چه نامهایی مشهور است؟لطفا باذکر منابع بیان فرمایید.3- مجموعه ای از روایات اهل بیت (ع) و اهل سنت که شیطان در آن معرهی شده است را بیان فرمایید. لطفا باذکر منابع بیان فرمایید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
کلمۀ شیطان از مادۀ شطن گرفته شده، و شاطن به معنی خبث و پست آمده، و شیطان به موجود سرکش اطلاق می شود، اعم از انسان و یا جن و یا جنبندگان دیگر، و به معنی روح شریر نیز آمده است، که حقیقت همه اینها به یک معنی مشترک بازگشت می کنند. باید دانست که "شیطان" اسم عام (اسم جنس) است، در حالی که "ابلیس" اسم خاص (علم) می باشد.
شیطان به هر موجودی موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش، خواه انسان یا غیر انسانی می گویند؛ و به ابلیس از آن رو نام شیطان نهاده اند که حضرت آدم را فریب داده، و اکنون هم با لشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.
از موارد استعمال این کلمه در قرآن نیز برمی آید که در شیطان وصف موذیگری وجود دارد؛ موجودی که از راه راست برکنار بوده و در صدد آزار دیگران و ایجاد اختلاف و فساد است. چنانکه می خوانیم: «انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضآء....» یعنی شیطان می خواهد بین شما بغض و کینه ایجاد کند.(مائده/91)
موارد استعمال شیطان در قرآن و روایات از قرار ذیل است:
1. هر موجود شرور و مضری از انس و جن:
آنجا که می خوانیم: «وکذلک جعلنا لکلّ نبی عدوِّا شیاطین الإنس والجنّ....» یعنی بدین گونه ما برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انسی و جنی قرار دادیم.(انعام/112)
2. هر کثیفی و پلیدی: علاوه بر موارد فوق گاهی کلمه شیطان بر کثافات و به اصطلاح بر "میکروبها" نیز اطلاق شده است. به عنوان نمونه، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: از قسمت شکسته ظرف و دستگیرۀ ظرف آب نخورید، زیرا شیطان بر دستگیره و قسمت شکسته شده ظرف می نشیند.(کافی، ج6، ص311)
و نیز امام صادق علیه السلام می فرماید: «از دستگیره و قسمت شکسته کوزه آب مخورید که جایگاه آشامیدن شیطان است.(همان، ص312)
از قول پیامبر اکرم صل الله علیه وآله می خوانیم: موهای شارب (سبیل) خویش را بلند مگذارید، زیرا شیطان آن را محیط امن برای زندگی خویش قرار می دهد و در آنجا پنهان می گردد.(همان)
اما در حقیقت ابلیس عرض می شود بنا بر آیه قرآن و بعضی روایات ابلیس از اجنه بوده است. در ابتدا ابلیس جنی عابد و با تقوا بوده، که کم کم عجب و غرور او را از اطاعت خدا بازمی دارد. در مورد علت انحراف شیطان باید بگوییم عبادت واقعی، عملی است که مطابق خواست و میل خداوند باشد نه خواست و ارادۀ شخص. سجده بر آدم چون به فرمان خدا بود، در واقع بندگی و عبودیت خداست؛ و شیطان چون بر آدم سجده نکرد، از عبودیت خداوند خارج شد.
ابلیس مرتکب دو انحراف شد:
یکی انحراف عقیدتی و عاطفی، و دیگری خلاف اخلاقی و عملی، که اولی را با کلمه «أبی» و دومی را با کلمه «استکبر» نشان داده است. این دو موجبات فسق عملی و کفر او را فراهم آورد «أبی واستکبر»
«وإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ.»(بقره/34)
«وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً.»(کهف/50)
در مورد خصوصیات ابلیس این گزارش ها به ما رسیده است:
- اولین كسى كه در پیشگاه با الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. (بحار، ج 60، ص 274)
- اولین كسى كه معصیت خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود. (طه آیه 20)
- اولین كسى كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم . (اعراف آیه 21)
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید. (نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)
- اولین كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
- اولین كسى كه به خدا مشرك شد.
- اولین كسى كه غنا و آوازخواند، وقتی كه حضرت آدم ازدرخت نهى شده خورد. (تفسیر عیاشى، ج 1، ص 4)
- اولین كسى كه گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط رایاد داد(علل الشرایع ، ج 2، ص 233) چون زمانى كه به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
کلمۀ شیطان از مادۀ شطن گرفته شده، و شاطن به معنی خبث و پست آمده، و شیطان به موجود سرکش اطلاق می شود، اعم از انسان و یا جن و یا جنبندگان دیگر، و به معنی روح شریر نیز آمده است، که حقیقت همه اینها به یک معنی مشترک بازگشت می کنند. باید دانست که "شیطان" اسم عام (اسم جنس) است، در حالی که "ابلیس" اسم خاص (علم) می باشد.
شیطان به هر موجودی موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش، خواه انسان یا غیر انسانی می گویند؛ و به ابلیس از آن رو نام شیطان نهاده اند که حضرت آدم را فریب داده، و اکنون هم با لشکر و جنود خود در کمین آدمیان است.
از موارد استعمال این کلمه در قرآن نیز برمی آید که در شیطان وصف موذیگری وجود دارد؛ موجودی که از راه راست برکنار بوده و در صدد آزار دیگران و ایجاد اختلاف و فساد است. چنانکه می خوانیم: «انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضآء....» یعنی شیطان می خواهد بین شما بغض و کینه ایجاد کند.(مائده/91)
موارد استعمال شیطان در قرآن و روایات از قرار ذیل است:
1. هر موجود شرور و مضری از انس و جن:
آنجا که می خوانیم: «وکذلک جعلنا لکلّ نبی عدوِّا شیاطین الإنس والجنّ....» یعنی بدین گونه ما برای هر پیامبری دشمنی از شیطان های انسی و جنی قرار دادیم.(انعام/112)
2. هر کثیفی و پلیدی: علاوه بر موارد فوق گاهی کلمه شیطان بر کثافات و به اصطلاح بر "میکروبها" نیز اطلاق شده است. به عنوان نمونه، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: از قسمت شکسته ظرف و دستگیرۀ ظرف آب نخورید، زیرا شیطان بر دستگیره و قسمت شکسته شده ظرف می نشیند.(کافی، ج6، ص311)
و نیز امام صادق علیه السلام می فرماید: «از دستگیره و قسمت شکسته کوزه آب مخورید که جایگاه آشامیدن شیطان است.(همان، ص312)
از قول پیامبر اکرم صل الله علیه وآله می خوانیم: موهای شارب (سبیل) خویش را بلند مگذارید، زیرا شیطان آن را محیط امن برای زندگی خویش قرار می دهد و در آنجا پنهان می گردد.(همان)
اما در حقیقت ابلیس عرض می شود بنا بر آیه قرآن و بعضی روایات ابلیس از اجنه بوده است. در ابتدا ابلیس جنی عابد و با تقوا بوده، که کم کم عجب و غرور او را از اطاعت خدا بازمی دارد. در مورد علت انحراف شیطان باید بگوییم عبادت واقعی، عملی است که مطابق خواست و میل خداوند باشد نه خواست و ارادۀ شخص. سجده بر آدم چون به فرمان خدا بود، در واقع بندگی و عبودیت خداست؛ و شیطان چون بر آدم سجده نکرد، از عبودیت خداوند خارج شد.
ابلیس مرتکب دو انحراف شد:
یکی انحراف عقیدتی و عاطفی، و دیگری خلاف اخلاقی و عملی، که اولی را با کلمه «أبی» و دومی را با کلمه «استکبر» نشان داده است. این دو موجبات فسق عملی و کفر او را فراهم آورد «أبی واستکبر»
«وإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى وَاسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرینَ.»(بقره/34)
«وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونی وَ هُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً.»(کهف/50)
در مورد خصوصیات ابلیس این گزارش ها به ما رسیده است:
- اولین كسى كه در پیشگاه با الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد. (بحار، ج 60، ص 274)
- اولین كسى كه معصیت خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود. (طه آیه 20)
- اولین كسى كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم . (اعراف آیه 21)
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید. (نهج البلاغه ، خطبه قاصعه)
- اولین كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
- اولین كسى كه به خدا مشرك شد.
- اولین كسى كه غنا و آوازخواند، وقتی كه حضرت آدم ازدرخت نهى شده خورد. (تفسیر عیاشى، ج 1، ص 4)
- اولین كسى كه گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط رایاد داد(علل الشرایع ، ج 2، ص 233) چون زمانى كه به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.