ناشناس
سوال 519009
با سلام <br>پسر 7 ساله ای دارم كه كلاس اول است علی رغم نصیحت های فراوان با تشویق و حتی تنبیه بازهم خیلی زیاد دروغ می گوید مگر مجبور شود راست بگوید هر چه می گوییم راستش رو بگو نترس ولی متاسفانه باز ادامه می دهد لطفا" كمكم كنید0
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
خانم خوب برای درمان كودك خود نكات زیر را پیشنهاد میكنم حتما رعایت نمایید .از تنبیه كودك خود نیز بپرهیزید .
شناخت علل : باید بدانیم چرا کودک دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند ؟ هدف اواز این دروغ چیست ؟
به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را که گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و …
ایجاد محیط سالم : محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند بر حذر بدارید . زیرا کودک است و جنبه نقش پذیری و تقلید او .
رعایت انصاف : طفلی شاهد بی انصافی های والدین است.پدر و مادر را می بیند که مثلاً دراثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین که نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا ومتهم به سر به هواییمیکنند .
کودک چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد .
عفو و بخشش : در خانه و زندگی و در اداره فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ؛ولیزیاده روی در این امر نیز درست نیست .
برای واداشتن طفل به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها که گاهی خود هم مرتکب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهاندارد البته به شرطی که مخالف شرع و اخلاق نباشد.
محدود کردن توقعات : از او انتظار نداشته باشید که همهیخواست های شما را برآورده کندوکاری که شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید که آن را انجام دهید،او برای شما انجام دهد .
ایمن کردن از مجازات : فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنندومطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود.تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .
پند و اندرز : این امر در کودکان مؤثرتر است از آنجهت که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اندوهنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است . بیان یک مسئله که این روش فلان ضرررادارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .
ارائه محبت : به فرزند باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند.وجود محبت سبب می شود که طفل نیازی به تظاهر و تصنعنداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده ی همه گسستگی هاستوباب ملاحظات را بین کودک و والدین پدید می آورد . او را وامی دارد در چارچوب نظامی حرکت کند که والدین برای او ترسیم کرده اند . البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .
اعلام نارضایی : پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم کنند که از عمل او ناراضی هستند،دوست ندارند دروغ او را بشنوندواز این که او در حضور جمع،این دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند .
والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند که آبروی شان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند . باید مسئله را به گونه ای در ذهن بزرگ کرد تا دیگر این حالت مکرر نشود و او هوس دروغگویی نکند .
ایجاد سرخوردگی : در مواردی که دروغگویی کودکان مکرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شکست و سرخوردگی در او ایجاد کرد؛مثلاً آنگاه که سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویمودر برابر سخنانش بی تفاوت باشیم ودر وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت کنیم و یا موضوع بحث را عوض کنیم تا او بداند در این راه توفیق نیافته است
مچ گیری : در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی . البتهلازم استاین مرحله پس از همهیتذکرات ، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساسحقارت کند. چون به هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .
پیشنهاد میكنم در رفتار با كودك خود موارد زیر را نیز مورد توجه قرار دهید
اعطای آزادی مناسب : بسیاری از فرزندان ما دروغ می گویند به خاطرآنکه ما فرصت و امکان راستگویی را از آنان سلب کرده ایم . اگر به آنها بگوییم که بدون ترس و وحشت آزادند که مسئله خود را با ما در میان نهند و نیازهای خود را به ما بگویند مشکل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محیط صادقانهو صمیمانه در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.
توجه به دوران کودکی : از ویژگی های دوران کودکیاین است که ثبات و دوام ندارد .لحظه ای شاد است و لحظه ای دیگر غمگین .لحظه ایاحساس نیاز به امری می کند و جان و روانش را وابستهبه آنمی داند و درآنی دیگر احساس استقلال دارد وفکر می کند نباید کسی بالای سر او باشد .
بر این اساس اگر کودک شما دروغی گفت گمان نکنیداو سر از فساد در آورده است . همین طفل باراهنمایی مناسب آن چنان پاک ومعصوم خواهد شد که شما خود تعجب بودید . البته این سخن دلیل بر آن نیست که دروغ او را نادیده بگیرید . متناسببااهمیت و عظمت دروغ و شرایط و احوال طفل باید آن را پیگیری کرد .
اعطای میدان فعالیت : برخی از فرزندان در خانه نقش برده ای را ایفا می کنند که اختیار هیچ چیز را ندارند . منحصراً در چارچوبی می توانند فعالیت کنند که پدر و مادر به صورت ضوابط ریز تهیه دیده و ناظر بر اجرایآن هستند .روشن استکه فرزندان میدان عمل بیشتری رامی خواهند دارند و هر وقت ضرورتی برای استفاده از آن میدان برایشان پدید آید از آن استفاده می کنند و در برابر بازخواست های بعدی خود رابرای دروغ پردازیآماده می کنند . در زمینهیسازندگی و رشد، یک بعد قضیه این است که بهاومیدان حرکت و تلاش بدهید و او را در آن میدان آزاد بگذارید تا خود را بیازمایدوقدرت و امکانات خود را کشف کند و برای اثبات ارزش وجودی خود نیازمند به دروغگویی نباشد .
ایجاد زمینه احساس اعتماد : وجود زمینهیاحساس اعتماد باعث آن می شود که کودک خود را مجاز احساس کندکهمسائل خود را به گونه های جدی با والدین در میان نهد . اگر خیانتی در باره او روا داشته شد آن را برای شما باز گوید و شما را در جریان کارها قرار دهد . چه بسیار فرزندان جامعه که قربانی توطئه ها و هوسهای شوم دیگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آن را به شما نگفته اند و شما روزی از آن سر در آورده اید که کار از کار گذشته بود .
خودداری از آبروریزی : گاهی برخی از فرزندان،حقایق خود را با والدین در میان نمی گذارند از آن بابت که احساس می کنند آنها خود نگهدار نیستند و اگرحقیقت مسئله را بدانند آن را نزد این و آن بازگو می کنند و در آن صورت آبروی او از میان می رود.
اگر کودک احساس کند که آبرویش رفته دیگر فردی خطرناک خواهد بود و با او نمی توان زیست. همیشه سر از فتنه گیری و دروغ در خواهد آورد و همیشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .
بیان عوارض و خطر : کودکان و فرزندان ما سن و تجربه ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آن چنان که هست ببینند . و یا آن چنان تجربه ای ندارند که بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند.در اینجاست که والدین و مربیان از طریق ذکر داستانهای مربوط به دروغگویی و فرجام آن قادر می شوند به ارشاد او پرداخته و هدایتش کنند . البته ذکر داستانها از همان سنین خردسالی و در موقعی که هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر است.روزی که او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هیچ وجه حاضر به آن نمی شود .
بیان شرایط ارزش او : والدین و مربیان لازم است به کودک تفهیم کنند که اگر برای او ارزش و احترامی قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعایت صداقت و درستی را نکند احترامی نخواهد داشت . به او تفهیم کنید بدان اندازه باید رشد داشته باشد که اگر راستگویی به زیان و ضرر اوست باز هم راست بگوید و صراحت و قاطعیت خود را از دست ندهد . اگر کار بدی کرده،می تواند از آن عذر بخواهد ولی اگر دروغی از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .
آمادگی برای پذیرش او : والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند . حاضرند به حرفهای او گوش فرادهندوبه احساسات و عواطف او احترام بگذارند . در برابر لغزش او خشونت به خرج نمی دهندوآبروی او را در میان جمع حفظ می کنند . این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک سلب می کند و او را در مسیر صلاح قرار می دهد .
جنبه الگویی والدین : فراموش نکنید که کودکان از ما درس می گیرند . دروغ را از ما می آموزند. اگر موضع ناروایی در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ کنید او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان نکنید که کودک آن را نمی فهمد.او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولی همان را می آموزد وعمل می کند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برایش آسان می کنید و زمینه صدق و راستی را از او می گیرید . در چنان صورتی شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهید بود .
ایمان شما به خدا و رعایت اصول پرهیزکاری و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسی ارزنده برای فرزندان است و در نجات از اینمعضل کمک مؤثری خواهدبرد.
خودداری از اصرار : گاهی شما می دانید که فرزند شما فلان غذایی را که از آن منع بوده است خورده و لکهیروی لباسش و طعم دهانش آن را اثبات می کند و با این حال او انکارمی کند . اصرار شما بر انکارش خواهد افزود.در صورت اصرار بر انکارشنیزسعی نداشته باشید به او مارک دروغگویی بچسبانید،فعلاً مسئله را نادیده بگیرید تا بعدها در خلوت او را به خطایش آگاه کنید .
موفق باشید
خانم خوب برای درمان كودك خود نكات زیر را پیشنهاد میكنم حتما رعایت نمایید .از تنبیه كودك خود نیز بپرهیزید .
شناخت علل : باید بدانیم چرا کودک دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند ؟ هدف اواز این دروغ چیست ؟
به فردی که در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را که گفته ناپسند بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممکن است روزی این گونه سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و …
ایجاد محیط سالم : محیط خانه و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی که گاهی به شوخی دروغ می گویند بر حذر بدارید . زیرا کودک است و جنبه نقش پذیری و تقلید او .
رعایت انصاف : طفلی شاهد بی انصافی های والدین است.پدر و مادر را می بیند که مثلاً دراثر اشتباه ظرفی از دستشان می افتد و می شکند و کسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین که نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا ومتهم به سر به هواییمیکنند .
کودک چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شکست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد .
عفو و بخشش : در خانه و زندگی و در اداره فرزندان رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ؛ولیزیاده روی در این امر نیز درست نیست .
برای واداشتن طفل به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها که گاهی خود هم مرتکب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت انصاف ایجاب می کند که او در مواردی کارهای جزئی خود را که علنی کردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهاندارد البته به شرطی که مخالف شرع و اخلاق نباشد.
محدود کردن توقعات : از او انتظار نداشته باشید که همهیخواست های شما را برآورده کندوکاری که شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید که آن را انجام دهید،او برای شما انجام دهد .
ایمن کردن از مجازات : فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان کنندومطمئن باشند که خطاهای بی اختیار بخشوده می شود.تنبیه و سرزنش برای مواردی است که تعمدی در کار باشد و تازه اگر در همان کار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .
پند و اندرز : این امر در کودکان مؤثرتر است از آنجهت که هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اندوهنوز درون و ضمیرشان پاک و صاف است . بیان یک مسئله که این روش فلان ضرررادارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .
ارائه محبت : به فرزند باید محبت کرد به گونه ای که او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس کند.وجود محبت سبب می شود که طفل نیازی به تظاهر و تصنعنداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده ی همه گسستگی هاستوباب ملاحظات را بین کودک و والدین پدید می آورد . او را وامی دارد در چارچوب نظامی حرکت کند که والدین برای او ترسیم کرده اند . البته لازمه این محبت آن است که در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .
اعلام نارضایی : پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم کنند که از عمل او ناراضی هستند،دوست ندارند دروغ او را بشنوندواز این که او در حضور جمع،این دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند .
والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب به او نشان دهند که آبروی شان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند . باید مسئله را به گونه ای در ذهن بزرگ کرد تا دیگر این حالت مکرر نشود و او هوس دروغگویی نکند .
ایجاد سرخوردگی : در مواردی که دروغگویی کودکان مکرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شکست و سرخوردگی در او ایجاد کرد؛مثلاً آنگاه که سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویمودر برابر سخنانش بی تفاوت باشیم ودر وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت کنیم و یا موضوع بحث را عوض کنیم تا او بداند در این راه توفیق نیافته است
مچ گیری : در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش کشید و به او تفهیم کرد که ما می دانیم تو دروغ می گویی . البتهلازم استاین مرحله پس از همهیتذکرات ، اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد که در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساسحقارت کند. چون به هنگامی که کودک خود را رسوا ببیند سر از کارهای خطرناکی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .
پیشنهاد میكنم در رفتار با كودك خود موارد زیر را نیز مورد توجه قرار دهید
اعطای آزادی مناسب : بسیاری از فرزندان ما دروغ می گویند به خاطرآنکه ما فرصت و امکان راستگویی را از آنان سلب کرده ایم . اگر به آنها بگوییم که بدون ترس و وحشت آزادند که مسئله خود را با ما در میان نهند و نیازهای خود را به ما بگویند مشکل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محیط صادقانهو صمیمانه در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.
توجه به دوران کودکی : از ویژگی های دوران کودکیاین است که ثبات و دوام ندارد .لحظه ای شاد است و لحظه ای دیگر غمگین .لحظه ایاحساس نیاز به امری می کند و جان و روانش را وابستهبه آنمی داند و درآنی دیگر احساس استقلال دارد وفکر می کند نباید کسی بالای سر او باشد .
بر این اساس اگر کودک شما دروغی گفت گمان نکنیداو سر از فساد در آورده است . همین طفل باراهنمایی مناسب آن چنان پاک ومعصوم خواهد شد که شما خود تعجب بودید . البته این سخن دلیل بر آن نیست که دروغ او را نادیده بگیرید . متناسببااهمیت و عظمت دروغ و شرایط و احوال طفل باید آن را پیگیری کرد .
اعطای میدان فعالیت : برخی از فرزندان در خانه نقش برده ای را ایفا می کنند که اختیار هیچ چیز را ندارند . منحصراً در چارچوبی می توانند فعالیت کنند که پدر و مادر به صورت ضوابط ریز تهیه دیده و ناظر بر اجرایآن هستند .روشن استکه فرزندان میدان عمل بیشتری رامی خواهند دارند و هر وقت ضرورتی برای استفاده از آن میدان برایشان پدید آید از آن استفاده می کنند و در برابر بازخواست های بعدی خود رابرای دروغ پردازیآماده می کنند . در زمینهیسازندگی و رشد، یک بعد قضیه این است که بهاومیدان حرکت و تلاش بدهید و او را در آن میدان آزاد بگذارید تا خود را بیازمایدوقدرت و امکانات خود را کشف کند و برای اثبات ارزش وجودی خود نیازمند به دروغگویی نباشد .
ایجاد زمینه احساس اعتماد : وجود زمینهیاحساس اعتماد باعث آن می شود که کودک خود را مجاز احساس کندکهمسائل خود را به گونه های جدی با والدین در میان نهد . اگر خیانتی در باره او روا داشته شد آن را برای شما باز گوید و شما را در جریان کارها قرار دهد . چه بسیار فرزندان جامعه که قربانی توطئه ها و هوسهای شوم دیگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آن را به شما نگفته اند و شما روزی از آن سر در آورده اید که کار از کار گذشته بود .
خودداری از آبروریزی : گاهی برخی از فرزندان،حقایق خود را با والدین در میان نمی گذارند از آن بابت که احساس می کنند آنها خود نگهدار نیستند و اگرحقیقت مسئله را بدانند آن را نزد این و آن بازگو می کنند و در آن صورت آبروی او از میان می رود.
اگر کودک احساس کند که آبرویش رفته دیگر فردی خطرناک خواهد بود و با او نمی توان زیست. همیشه سر از فتنه گیری و دروغ در خواهد آورد و همیشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .
بیان عوارض و خطر : کودکان و فرزندان ما سن و تجربه ای ندارند تا در سایه آن بتوانند آینده را آن چنان که هست ببینند . و یا آن چنان تجربه ای ندارند که بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را که در اثر دروغ پدید خواهد آمد درک کنند.در اینجاست که والدین و مربیان از طریق ذکر داستانهای مربوط به دروغگویی و فرجام آن قادر می شوند به ارشاد او پرداخته و هدایتش کنند . البته ذکر داستانها از همان سنین خردسالی و در موقعی که هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر است.روزی که او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد به هیچ وجه حاضر به آن نمی شود .
بیان شرایط ارزش او : والدین و مربیان لازم است به کودک تفهیم کنند که اگر برای او ارزش و احترامی قائلند به خاطر صداقت اوست و اگر رعایت صداقت و درستی را نکند احترامی نخواهد داشت . به او تفهیم کنید بدان اندازه باید رشد داشته باشد که اگر راستگویی به زیان و ضرر اوست باز هم راست بگوید و صراحت و قاطعیت خود را از دست ندهد . اگر کار بدی کرده،می تواند از آن عذر بخواهد ولی اگر دروغی از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .
آمادگی برای پذیرش او : والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند که آماده پذیرش کودک و حتی خطاهای او هستند . حاضرند به حرفهای او گوش فرادهندوبه احساسات و عواطف او احترام بگذارند . در برابر لغزش او خشونت به خرج نمی دهندوآبروی او را در میان جمع حفظ می کنند . این امر زمینه و امکان دروغگویی را از کودک سلب می کند و او را در مسیر صلاح قرار می دهد .
جنبه الگویی والدین : فراموش نکنید که کودکان از ما درس می گیرند . دروغ را از ما می آموزند. اگر موضع ناروایی در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ کنید او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان نکنید که کودک آن را نمی فهمد.او ظاهراً در برابر رفتار شما آرام است ولی همان را می آموزد وعمل می کند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برایش آسان می کنید و زمینه صدق و راستی را از او می گیرید . در چنان صورتی شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهید بود .
ایمان شما به خدا و رعایت اصول پرهیزکاری و اخلاص و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسی ارزنده برای فرزندان است و در نجات از اینمعضل کمک مؤثری خواهدبرد.
خودداری از اصرار : گاهی شما می دانید که فرزند شما فلان غذایی را که از آن منع بوده است خورده و لکهیروی لباسش و طعم دهانش آن را اثبات می کند و با این حال او انکارمی کند . اصرار شما بر انکارش خواهد افزود.در صورت اصرار بر انکارشنیزسعی نداشته باشید به او مارک دروغگویی بچسبانید،فعلاً مسئله را نادیده بگیرید تا بعدها در خلوت او را به خطایش آگاه کنید .
موفق باشید