ناشناس
سوال 520944
سلام برادرها، به دادم برسید...<br>من دانشجویی هستم که بنا به کنجکاوی و یافتن حقیقت یک سری مطالعات داشتم. همین ها فکرم را به کلی دگرگون کرده. اصلا دارم لامذهب میشوم!<br>هر چی الان تو فکرم میگذره رو میخواهم برای شما بنویسم. خواهش میکنم هرچی میدانید کمکم کنین... خواهش می کنم!<br><br>آقا اسلام و دین و خدا و همه چی برام پوچ شده است. بنظرم نه تنها این دین بلکه همه ادیان پر از خرافات هستند.<br>نمی دانم تا به حال فکرکردین چرا جوامع به سمت بی دینی دارند پیش می روند. مهم نیست ۱۰ نفر در دنیا سالی به اسلام گرایش پیدا کنند مهم این است که میلیون ها نفر به بی دینی سالیانه گرایش می کنند. خصوصا در کشورهایی که افراد با سواد بیشتری دارد.<br>آخر این دین چی چیزی دارد که اینجوری ملت به آن چسبیدن؟<br>اگر قرار خوب باشید خب خوب باشید نیازی به دین نیست که بگه حالا بعضی جاها دروغ گفتن اشکال نداره - حالا بعضی جاها کشتن اشکال نداره - حالا بعضی جاها ۴ تا زن و ۹۹ تا زن صیغه ای گرفتن اشکال نداره و ... !!! اینا همش عیب ... بد ... این چه خدای بی رحمی که شماها دارین و هی می خواین اثباتش کنید؟<br>خب این همه فلسفه دان غربی در حال تحقیق در مورد زندگی غیر دینی هستند آیا به این نتیجه رسیده اند که زندگی بدون دین زندگی بی اخلاقانه است ؟ نه نرسیده اند. یکی از بزرگترین بی خدایان (داوکینز) هم در کتاب ها و مقالاتش به خوبی نشان می دهد که این ادعای اثبات خدا همه سفسطه است و همه آنها ایراد دارد و البته دلیلی هم برای بی خدایی وجود ندارد اما اثبات های وجود خدا همه ایراد فلسفی دارند. پس هنوز فلاسفه غربی نتوانسته اند دلیل یقینی برای وجود خدا پیدا کنند.<br>اما دینی که حتی قسمت کوچگی از اخلاقیاتش این باشد که در مواردی دروغگویی جایز است - چهار زن گرفتن جایز است - کشتن جایز است - سنگسار جایز است - دست فطع کردن جایز است - من هیچ عقیده ای به آن ندارم و هیچ چیزی در آن نمی بینم. یک جا همین حرف شما را که زندگی بدون دین انسان را به سمت بی اخلاقی سوق می دهد از داووکینز می پرسند جواب می دهد خوب یعنی به نظر شما این دین که دستور سنگسار و قتل عام را می دهد اخلاقیات را دارد گسترش می دهد؟<br>جان هر کسی دوست دارین نشینید سفسطه بازی کنید که آره این چیزها لازم است برای تربیت جامعه و ...!! اتفاقا دانشمندان غربی هم با مطالعات جامعه شناسانه به این نتایج رسیده اند که خشونت خشونت می آفریند اعدام در ملا عام قبح انسان کشی را می شکند و انسان کشی رواج پیدا می کند. دروغ گفتن در هر شرایطی که جایز باشد قبح دروغگویی را می ریزد . دینی که این چیزها را جایز بداند یعنی حتی نمی تواند یک جامعه اخلاقی را در همان حد هم نگاه دارد (نمونه اش جامعه ایرانی که هزاران برابر از هر نظر که بخواهی از جوامع غربی اروپایی فاسد تر است) فساد اداری - قتل - دزدی - دروغگویی - تجاوز و ... <br>اول انقلاب یکسری را به جرم تجاوز سنگسار کردند و اعدام کردند آیا جامعه ایران اخلاقی تر شد؟ نه نشد <br>خوشبختانه هر چه این علم بیشتر پیشرفت می کند ادعاهای واهی ادیان نیز مشخص می گردد. که نمی توانند با آن قوانین ۱۴۰۰ سال پیش جوامع امروز را هدایت کنند و از انسان یک موجود اخلاقی تربیت کنند.<br>اصلا چرا فلاسفه غرب که در مورد این مسائل تحقیق می کنند خودشان به این گرایش های دینی اسلام گرایش پیدا نمی کنند و اتفاقا هر روز بی دینی در بین دانشمندان (حال چه فلاسفه چه دیگر دانشمندان) در حال گسترش است؟<br>چون دست بریدن چه در ملا عام و چه در زندان دزدی را در جامعه کم نمی کند<br>چون اعدام و سنگسار موجب نمی گردد که تجاوز به عنف کمتر گردد<br>چون سر بریدن مشرکان و جهاد و ... باعث نمی گردد مردم خداپرست شوند<br>شماها می گویید خدا گفته است کسی نمی تواند حتی یک آیه مثل قرآن رو بیارد ... چند تا آیه مثل قران اما اخلاقی تر از قرآن می خوای برات بیارم ؟ تازه با علم امروز بشر هم سازگارتره. بیا: "والذین لاتقتلو انفسکم، حیا ولو میتا". هم میشه تفسیرش کرد و هم میشه تعبیرش کرد.<br>دانشمندای غربی هم کتاب های فلسفی اساتید اسلامی را خوانده اند پس چرا قانع نشده اند؟ چرا این ارای فلسفی دانشمندان اسلامی در هیچ کجای دنیا جز در جهان اسلام و بین مسلمانان (آن هم که هر روز برگشتن از اسلام بیشتر می شود) طرفداری ندارد؟<br>هر کسی دینی برای خودش دارد. دین مجموعه ای از باورها می باشد بنابراین لزوما دانشمندان غربی هم در این مورد لزوما منظورشان از دین فرامین الهی نیست که مثلا در قران آمده است....<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
نمی دانیم این بیانیه اعتقادی بود یا سؤال؟!
اگر سؤال است و می خواهید با آن ما را به گفتگو دعوت کنید، این تعابیر احساسی که "خوشبختانه هر چه این علم بیشتر پیشرفت می کند ادعاهای واهی ادیان نیز مشخص می گردد"، چرا در نوشته شما وجود دارد؟! خوب است ما هم شروع کنیم به بد و بیراه گفتن به شما و یا هر کس عقیده ما را ندارد؟!
دوست خوب! در وسط دعوا که نرخ تعیین نمی کنند! می گذارند همه حرفها زده شود تا حقیقت از این میان بیرون کشیده شود.
در ارتباط با بعضی از آن چه فرموده اید، به طور اجمال، چند نکته به عرض می رسد:
1. این که گفته اید اثبات وجود خدا با فلسفه امکان پذیر نیست، اگر منظور عقل فلسفی و برهان فلسفی است، ممکن است چنین باشد، ولی مگر همه چیز با برهان فلسفی قابل اثبات است؟! ما در زندگی خود به خیلی مسائل ایمان داریم بدون آن که برهانی برای آن اقامه کرده باشیم. اصلا به اعتقاد بسیاری ـ که نگارنده هم از جمله آنها است ـ ایمان با برهان قابل جمع نیست. بله، برهان بر خلاف ایمان نباید وجود داشته باشد، والا ایمان مزبور بی منطق و خرافی خواهد بود.
2. گفته اید هر روز که پیش می رود مردم دنیا و دانشمندان غرب بی دین تر می شوند. اصلا چنین نیست. در همه جای دنیا دین در حال رشد است؛ هم در میان دانشمندان آن و هم در میان مردم عادی آن. بله، دین لزوما اسلام نیست؛ بلکه مطلق اعتقاد به مبدء و احساس نیز به ارتباط با او است.
3. احکام مختلف اسلام نمادی از میزان اهمیتی است که دین خدا برای ارزشهای اخلاقی قائل است. مثلا اگر برای جرمی مجازات مرگ قرار می دهد می خواهد بگوید این جرم آن چنان سنگین است که خدا برای آن چنین مجازات سنگینی قرار داده است. اگر برای جرمی مجازات سنگسار قرار داده است نشان از این دارد که خداوند از این جرم بسیار متنفر است؛ بسیار بیش از مجازات شلاق و یا حتی مرگ عادی.
دوست عزیز! این هرگز غیر اخلاقی نیست که بگویند مجازات خیانت به خانواده و پیوندهای آن بسیار سنگین است.
آنچه بد است این است که این احکام اجرا شود، در حالی که فرهنگ غیرت دینی و حیا غالب نیست و گاهی توسط خود ما ترویج عکس آن می شود. این که می بینیم گاهی با وجود اجرای احکام جواب مورد نظر گرفته نمی شود، به این خاطر است که احکام دینی در دنیایی با فرهنگ بیگانه از ارزشهای دینی، اثر ندارد. امروزه به خاطر غلبه فرهنگ غرب، مسلمانان در یک بحران هویت قرار گرفته اند، که ناشی از تعارض بسیاری از ارزشهای دینی و ارزشهای غربی است؛ ارزشهای غربی تبلیغ می شوند و با غلبه رسانه ای و برتری سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... در حال رشدند، ولی در مدرسه و مسجد می شنویم که اینها سعادت آور نیستند. این مشکلی است که باید رفع شود. غرب احکام دینی را رها کرده است؛ در حالی که به اعتقاد ما این فرهنگ غلط و غیر دینی است که باید عوض شود. در آن صورت احکام نه تنها غیر عملی و حتی غیر معقول جلوه نمی کنند، بلکه در ترویج و تحکیم ارزشهای اخلاقی مؤثر خواهند بود. خلاصه آن که مشکل از این احکام نیست، بلکه مشکل از عدم هماهنگی بین آن و بین فرهنگ غالب است. بله، به عنوان نظر شخصی عرض می کنم که بنده معتقدم تا اقناع عمومی نسبت به احکام الزامی و مجازاتهای آن وجود ندارد، باید حکم را با تخفیف اجرا کرد. حکم جزائی وقتی باید إعمال شود که همه یا قریب به اتفاق مردم از بعد نظری آن را موجه و پاسخگو و عادلانه بدانند.
4. در آخر عرض کنیم، لطف کنید و آیه ای را که نازل کرده اید برای ما ترجمه کنید!
دوست محترم!
از این که ما را قابل دانستید و با ما درد دل کرده اید خوشحالیم. ما هم به اجمال چند کلام عرض کردیم. از ادامه گفتگو با دوستان علاقمند بیشتر خوشحال می شویم؛ ولی لطفا قواعد یک گفتگو را رعایت کنید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
نمی دانیم این بیانیه اعتقادی بود یا سؤال؟!
اگر سؤال است و می خواهید با آن ما را به گفتگو دعوت کنید، این تعابیر احساسی که "خوشبختانه هر چه این علم بیشتر پیشرفت می کند ادعاهای واهی ادیان نیز مشخص می گردد"، چرا در نوشته شما وجود دارد؟! خوب است ما هم شروع کنیم به بد و بیراه گفتن به شما و یا هر کس عقیده ما را ندارد؟!
دوست خوب! در وسط دعوا که نرخ تعیین نمی کنند! می گذارند همه حرفها زده شود تا حقیقت از این میان بیرون کشیده شود.
در ارتباط با بعضی از آن چه فرموده اید، به طور اجمال، چند نکته به عرض می رسد:
1. این که گفته اید اثبات وجود خدا با فلسفه امکان پذیر نیست، اگر منظور عقل فلسفی و برهان فلسفی است، ممکن است چنین باشد، ولی مگر همه چیز با برهان فلسفی قابل اثبات است؟! ما در زندگی خود به خیلی مسائل ایمان داریم بدون آن که برهانی برای آن اقامه کرده باشیم. اصلا به اعتقاد بسیاری ـ که نگارنده هم از جمله آنها است ـ ایمان با برهان قابل جمع نیست. بله، برهان بر خلاف ایمان نباید وجود داشته باشد، والا ایمان مزبور بی منطق و خرافی خواهد بود.
2. گفته اید هر روز که پیش می رود مردم دنیا و دانشمندان غرب بی دین تر می شوند. اصلا چنین نیست. در همه جای دنیا دین در حال رشد است؛ هم در میان دانشمندان آن و هم در میان مردم عادی آن. بله، دین لزوما اسلام نیست؛ بلکه مطلق اعتقاد به مبدء و احساس نیز به ارتباط با او است.
3. احکام مختلف اسلام نمادی از میزان اهمیتی است که دین خدا برای ارزشهای اخلاقی قائل است. مثلا اگر برای جرمی مجازات مرگ قرار می دهد می خواهد بگوید این جرم آن چنان سنگین است که خدا برای آن چنین مجازات سنگینی قرار داده است. اگر برای جرمی مجازات سنگسار قرار داده است نشان از این دارد که خداوند از این جرم بسیار متنفر است؛ بسیار بیش از مجازات شلاق و یا حتی مرگ عادی.
دوست عزیز! این هرگز غیر اخلاقی نیست که بگویند مجازات خیانت به خانواده و پیوندهای آن بسیار سنگین است.
آنچه بد است این است که این احکام اجرا شود، در حالی که فرهنگ غیرت دینی و حیا غالب نیست و گاهی توسط خود ما ترویج عکس آن می شود. این که می بینیم گاهی با وجود اجرای احکام جواب مورد نظر گرفته نمی شود، به این خاطر است که احکام دینی در دنیایی با فرهنگ بیگانه از ارزشهای دینی، اثر ندارد. امروزه به خاطر غلبه فرهنگ غرب، مسلمانان در یک بحران هویت قرار گرفته اند، که ناشی از تعارض بسیاری از ارزشهای دینی و ارزشهای غربی است؛ ارزشهای غربی تبلیغ می شوند و با غلبه رسانه ای و برتری سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... در حال رشدند، ولی در مدرسه و مسجد می شنویم که اینها سعادت آور نیستند. این مشکلی است که باید رفع شود. غرب احکام دینی را رها کرده است؛ در حالی که به اعتقاد ما این فرهنگ غلط و غیر دینی است که باید عوض شود. در آن صورت احکام نه تنها غیر عملی و حتی غیر معقول جلوه نمی کنند، بلکه در ترویج و تحکیم ارزشهای اخلاقی مؤثر خواهند بود. خلاصه آن که مشکل از این احکام نیست، بلکه مشکل از عدم هماهنگی بین آن و بین فرهنگ غالب است. بله، به عنوان نظر شخصی عرض می کنم که بنده معتقدم تا اقناع عمومی نسبت به احکام الزامی و مجازاتهای آن وجود ندارد، باید حکم را با تخفیف اجرا کرد. حکم جزائی وقتی باید إعمال شود که همه یا قریب به اتفاق مردم از بعد نظری آن را موجه و پاسخگو و عادلانه بدانند.
4. در آخر عرض کنیم، لطف کنید و آیه ای را که نازل کرده اید برای ما ترجمه کنید!
دوست محترم!
از این که ما را قابل دانستید و با ما درد دل کرده اید خوشحالیم. ما هم به اجمال چند کلام عرض کردیم. از ادامه گفتگو با دوستان علاقمند بیشتر خوشحال می شویم؛ ولی لطفا قواعد یک گفتگو را رعایت کنید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
مؤسسه ذکر ـ قم.
باستانی.