ناشناس
سوال 521055
سلام خواهش می کنم به دقت بخوانیدمن شخصی وسواسی هستم و توانستم که وسواس عملی (طهارت غسل و ...) را مهار کنم ولی وسواس فکری مرا رها نمی کند به این صورت که مثلا نمیدانم ایا به گناه کسی بخندی یا سرزنش کنی سرت میاد یا نه (البته در ذهن نه در عمل) که این فکر در ذهن من بوجود امده ناخود اگاه مر می خواهد به خنده وادار کند که من شدید جلویش را میگیرم و باید بگم خیلی عذاب اور است و بعد مرتب به ذهن من می اید که ایا در اینده بدلییل این عمل که همه در ذهن اتفاق افتاده به همان گناه دچار خواهم شد یا نهاین قضیه به صورت به شدت وسواسی (وسواس فکری) در من در امده به طوریکه هر وقت به چیزی امید وار می شوم امیدم رانابود می کند
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
درمان وسواس بی توجهی به مسائلی است که روی آن حساس می شوید. اگر به پاکی و نجاست وسواس دارید به آن بی محلی کنید و مثل بقیه مردم ـ حتی اگر فکر می کنید آنها اشتباه می کنند ـ عمل کنید. در بقیه امور هم همین گونه است.
مبادا بر روی مسأله ای حساس شوید، که هر چه بیشتر حساس شوید وضعیت شما بدتر می شود.
یک نکته دیگر را هم عرض کنیم؛ و آن این که به طور کلی، در تصمیم گیری در باره این که چه کنیم و خود را به چه عملی ملتزم کنیم، واجبات و محرمات از احکام شرعی را معیار قرار دهیم. بعد از انجام واجبات و ترک محرمات هراس از انسان دور می شود که به وظیفه الزامی خود عمل کرده و خدا از او راضی است. بعد از این می توان با خیال راحت در حدی که مقدور انسان است، به مستحبات و اخلاقیات پرداخت. کسانی که بیش از حد، عمل به مستحبات و فضیلتهای اخلاقی را ـ که البته بسیار خوبند، ولی در حد لزوم نیستند ـ برای خود بزرگ می کنند معمولا آرامش خود را از دست می دهند و کار به جایی می رسد که از انجام واجبات هم وامی مانند. یعنی تکلیفی بیش از حد بر خود بار می کنند.
باید نگران مستحبات و کارهای غیر واجبی که خوب است انسان به آن مزین باشد، بود ولی تا مقدار مقدور و در حدی که تعادل زندگی ما را به هم نزند.
اگر ما به واجبات دینی ـ که خود واجبات اخلاقی و مقررات اجتماعی صحیح را در بر می گیرد ـ عمل کنیم خداوند دست ما را در اتصاف به اخلاق نیک می گیرد، هنگامی که خود بخواهیم در حد مقدور خوب و خوب تر باشیم.
امیدواریم منظور خود را به روشنی بیان کرده باشیم. اگر ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
درمان وسواس بی توجهی به مسائلی است که روی آن حساس می شوید. اگر به پاکی و نجاست وسواس دارید به آن بی محلی کنید و مثل بقیه مردم ـ حتی اگر فکر می کنید آنها اشتباه می کنند ـ عمل کنید. در بقیه امور هم همین گونه است.
مبادا بر روی مسأله ای حساس شوید، که هر چه بیشتر حساس شوید وضعیت شما بدتر می شود.
یک نکته دیگر را هم عرض کنیم؛ و آن این که به طور کلی، در تصمیم گیری در باره این که چه کنیم و خود را به چه عملی ملتزم کنیم، واجبات و محرمات از احکام شرعی را معیار قرار دهیم. بعد از انجام واجبات و ترک محرمات هراس از انسان دور می شود که به وظیفه الزامی خود عمل کرده و خدا از او راضی است. بعد از این می توان با خیال راحت در حدی که مقدور انسان است، به مستحبات و اخلاقیات پرداخت. کسانی که بیش از حد، عمل به مستحبات و فضیلتهای اخلاقی را ـ که البته بسیار خوبند، ولی در حد لزوم نیستند ـ برای خود بزرگ می کنند معمولا آرامش خود را از دست می دهند و کار به جایی می رسد که از انجام واجبات هم وامی مانند. یعنی تکلیفی بیش از حد بر خود بار می کنند.
باید نگران مستحبات و کارهای غیر واجبی که خوب است انسان به آن مزین باشد، بود ولی تا مقدار مقدور و در حدی که تعادل زندگی ما را به هم نزند.
اگر ما به واجبات دینی ـ که خود واجبات اخلاقی و مقررات اجتماعی صحیح را در بر می گیرد ـ عمل کنیم خداوند دست ما را در اتصاف به اخلاق نیک می گیرد، هنگامی که خود بخواهیم در حد مقدور خوب و خوب تر باشیم.
امیدواریم منظور خود را به روشنی بیان کرده باشیم. اگر ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.