ناشناس

سوال 521733

با سلام به تازگی برایم خواستگاری آمده که خاله ام معرفش بوده در جلسه آشنایی دوطرف خاله ام/مادر پسر/ خواهر پسر/برادرم/مادرم و خودم حضور داشتیم دراین جلسه فقط خاله ام صحبت میکرد و مادر پسر اصلا صحبت نکرد حتی حال مرا نپرسید فقط موقع ورود به منزلمان با من رو بوسی کردند خلاصه بعد از سکوت و خوردن چای مادرم از پسره پرسید که خودتان را معرفی کنید و او هم خود را معرفی کرد سپس مادرم مرا معرفی کرد (در ضمن این پسر کارمند بانک است و فوق دیپلم کامپیوتر است و تک پسر است و فقط یک خواهر متاهل دارد و ساکن شهرک غرب است پدرش هم کارگر باز نشسته است و اصالتا رشتی هستند و زندگی متوسطی دارند و همسایه خاله ام هستند من نیز کارشناس ریاضی و بیکار هستم و امسال در کنکور ارشد شرکت کردم یک برادر و یک خواهر دارم پدرم کارگر باز نشسته است و ساکن مهر آ باد جنوبی هستم و زندگی متوسطی داریم پدرم نیز اصالتا مازندرانی است من کاملا از هر لحاظ سالم هستم ) خلاصه پس از چهل و پنج دقیقه سکوت از ما خواستند تا او با من گفتگو داشته باشد ولی من به علت آماده نبودن سوالهایم و مادرم نیز گفت این جلسه من باب آشنایی است و صحبت کردن باشد برای وقتی که پدر هر دو (من و خواستگارم) حضور داشته باشند و این حرف باعث ناراحت شدن آنها شد خلاصه کلی اصرار کردند و ما انکار . بهر حال پسره و خواهرش با پچ پچ کردن با هم و گفتن اینکه این آقا پسر دیگه وقت نداره و بدون طی روال معمول خواهان این بودند که در همین جلسه کار را تمام کنیم و این در حالی است که نه ازما شماره ای گرفتند و نه وقت دیدار بعدی با حضور پدر هایمان از ما گرفتند . من نمی دانم علت این همه عجله چه بود . لطفا مرا راهنمایی کنید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
خانم عزیز اینکه در مقابل شتابزدگی این خانواده مقاومت نمودید کارتان بسیار عاقلانه بوده است . زیرا برای ازدواج نیاز به صرف زمان و شناخت هست . شما بهتر هست به این آقا و خواستگاریش فکر نکنید ، زیرا کار شما درست بوده است .
اگر دوباره ایشان مراجعه نمودند ، بهتر هست ، روال معمول را داشته باشید و با تحقیق و زمان آشنایی جهت شناخت ، مراحل بعدی را طی کنید .
موفق باشید