ناشناس

سوال 522273

با سلام و خسته نباشید <br><br>من وظیفه دارم چه کسانی را امر به معروف و نهی از منکر کنم ؟؟؟؟<br><br>در حال حاضر زن ها و دختر ها بسیار بد حجاب شده اند<br><br>موسیقی های حرام رواج پیدا کرده <br><br>و مردم گوششان بده کار حرف نیست<br><br><br>راه چاره چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام و احترام
دوست گرامی همان طور که شما می دانید امر به معروف یکی از دیگر واجبات ما مثل نماز خواندن است که اگر شرایط آن فراهم شود باید انجام گردد و لذا اشاره ای به آن شرایط می کنم و در پایان نکاتی خدمت شما ارایه می کنم امید است که پاسخ سوال شما داده شده باشد.
شرایط امر به معروف و نهی از منکر:
در اسلام وجوب هر تکلیفی و انجام هر وظیفه ای شرایطی دارد. غیر از شرایط عمومی که در هر عبادت تکلیفی وجود دارد (مثل: عقل، بلوغ، اختیار...) انجام این دو فریضه الهی شرایط خاصی هم دارد که به آنها اشاره می شود.
1- شناخت: یعنی کسی که می خواهد به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر عمل نماید باید بداند که معروف چیست و منکر کدام است. بدون این شناخت ممکن است کسی از روی ناآگاهی به کار بدی دعوت کند یا جلوی کار خوبی را بگیرد. از این جهت باید ابتدا دانست که کارهای خوب و بد و واجبات و محرمات کدام است. این شناخت یا از راه یقین و علمی که به احکام خدا دارد بدست می آید مثل این که بداند نماز، جهاد، روزه و... واجب است و دزدی، کم فروشی، نگاه به نا محرم آزار مردم، خیانت و... حرام است و یا از طریق رساله علمیه این شناخت به حلال و حرام و خوب و بد به دست می آید. اجرا کنند گان این دو فریضه اسلامی خوب است شناخت اسلامی مناسب داشته باشند و عمل شان روی بصیرت باشد، نه بر اساس احساس، و گر نه گاهی به جای درست کردن ابرو چشم را کور می کنند و به جای انجام واجب، مرتکب حرام می شوند.
2- احتمال اثر: در صورتی امر به معروف و نهی از منکر واجب است که احتمال دهیم تأثیری در طرف مقابل دارد. اگر یقین یا اطمینان داشته باشیم که گفتن یا اقدام عملی ما بی اثر است، واجب نیست البته ممکن است با گفتن یک نفر و یک بار، تأثیر نکند ولی تکرار آن مؤثر باشد، که در این جا باید اقدام کرد. یا اگر تذکر فردی بی اثر باشد ولی گفتن جمعی مؤثر باشد، باید تذکر گروهی داد.
3- ایمنی از ضرر: اگر به لحاظ امر به معروف و نهی از منکر، ضرر یا خطری متوجه مال و جان ما یا خانواده ما و دیگران شود یا انجام این وظیفه مفاسد بزرگتری را به دنبال داشته باشد اینجا نیز واجب نیست، چه این خطر و ضرر مربوط به حال یا آینده باشد. البته گاهی واجبات و محرماتی که می خواهیم به آنها امر یا از آنها نهی کنیم به حدی مهم و اساسی است که در راه آن باید هر خطر و ضرری را تحمل کرد و حتی گاهی باید در این راه جان داد آنگونه که امام حسین (ع) بر ضد حکومت یزید قیام کرد و به کار خود عنوان امر به معروف و نهی از منکر داد و در همین راه هم شهید شد. قیام در مقابل ظلم یکی از بزرگترین امر به معروف و نهی از منکر ها است. حفظ جان دیگران، حفظ آبروی مسلمانان، تلاش برای پیاده شدن احکام خدا، مقابله با تعدی دشمنان، مبارزه با سلطه بیگانگان، مقابله با بدعت گذاران در دین و مروّجان فساد و امثال اینها از اموری است که در راه آنها باید خطر و ضرر را هم تحمل کرد. چون اینها مهم تر از زیان هایی است که به شخص ما می رسد.
4- اصرار گنهکار: در صورتی واجب است نسبت به باز داشتن دیگران از منکر اقدام کنیم که بدانیم او به آن کار ادامه می دهد و گرنه اگر یک بار خلافی کرده و دیگر تکرار و اصرار نمی کند یا پشیمان شده است یا یک بار واجبی را ترک کرده و دیگر ادامه نیافته در اینگونه موارد امر و نهی ما واجب نیست.
چون زمینه ای هم برای کار ما وجود ندارد و هدف، خود به خود حاصل است. البته اگر بدانیم که تصمیم بر انجام منکرات یا ترک واجب دارد، باز هم وظیفه داریم تذکر دهیم، یا اقدام کنیم.

مراحل امر به معروف و نهی از منکر:
موضع و عکس العملی که ما در مقابل کارهای خوب و بد (معروف و منکر) داریم، سه مرحله دارد و مراحل امر به معروف و نهی از منکر هم در یک تقسیم بندی، به این سه مرحله تقسیم میشود
1- مرحله قلبی
2- مرحله زبانی
3- مرحله عملی
منظور از مرحله قلبی این است که ما نسبت به کارهای زشت یا شایسته، از نظر حالت درونی و احساس قلبی، بی تفاوت نباشیم. مثلاً از کارهای خوبی همچون: عبادت، ایثار، عدل، تقوی، توبه، نوع دوستی، تواضع، جهاد و... خوش مان بیایید و این اعمال و صفات و دارندگان آنها را دوست بداریم و برعکس، از اموری مانند: گناه، تقلب، نیرنگ، مردم آزاری، بی نمازی، بی حجابی، بی تفاوتی، حسد، بخل، بی ادبی و... بد مان بیایید و دارندگان این ها راهم دوست نداشته باشیم. این نشانه سلامت قلب است.
مرحله بالاتر که (مرحله زبانی) است، آن است که با زبان و گفتار، طرفدار و تبلیغ کننده خوبی ها و خوبان باشیم و نسبت به بدیها و گناهکاران و تخلفات و منکرات اعتراض کنیم. گفتن مؤثر است و اساس دعوت پیامبر اسلام هم بر تبلیغ استوار بود.
گفتن و نهی زبانی، وقتی تکرار شود، هرچند بدون برخورد عملی و معارضه و درگیری، طرف را به ستوه می آورد یا شرمنده می سازد. وقتی بنای همگانی براین باشد که نسبت به خلاف کار، تذکر زبانی بدهند او عرصه را برخود تنگ می بیند و جو عمومی جامعه را برای ارتکاب فساد و گناه، مناسب نمی یابد به شرط آنکه گویندگان و تذکر دهندگان، از روی خیر خواهی و دلسوزی و متانت تذکر دهند و نهی کنند. همین که در روایات این همه بر گفتن زبانی تأکید شده نشان دهنده تأثیر آن است گاهی زبان، برنده تر و نافذتر از شمشیر و اقدام عملی است، منتها با ید تذکر دهنده، هنرمندانه و ظریف و به موقع و سنجیده تذکر دهد که خلافکار را در موضع لجاجت و عناد قرار ندهد. عفت کلام و سخن با وقار و احترام آمیز، مؤثرتر از تند خویی و پرخاشگری و توهین است.
در این مرحله اگر همه احساس مسئولیت کنند و روح جمعی جامعه با تذکر هایشان عرصه را بر خلافکار تنگ کنند، قطعاً در جلوگیری از فساد و گناه اثر خوبی خواهد داشت. این مرحله از نهی از منکر نه خرج دارد و نه مشکلات قضایی و پرونده تنها گفتن ورد شدن ! به فرموده مقام معظم رهبری: (خدای متعال در زبان این اثر را قرار داده است. در امر و نهی این اثر را قرار داده است. ما چرا این حکمت الهی را درک نمی کنیم و حاضر نیستیم از این ابزار الهی استفاده کنیم ؟)
مرحله سوم مرحله عملی است بالاتر از آن دو این است که انسان با عمل و اقدام خویش، در راه نشر خوبی ها و گسترش صفات و کارهای نیک و اجرای احکام و دین، بکوشد ونیز عملاً جلوی مفاسد و زشتی ها و انسانهای خطا کار و اعمال خلاف و گناه را بگیرد.
البته اقدام زبانی و عملی شرایط و مراتبی را دارد که در بخشی دیگر به آنها اشاره می شود. انکار در مرحله قلبی نیز به شکلی باید نمود پیدا کند. یعنی اگر از کار زشت یا انسان مجرم بد مان می آید، این ناخوشایند و عدم رضایت را با نگاه، قیافه، طرز برخورد نشان دهیم، تا خلاف کاران متوجه شوند و در آنها تأثیر بگذارد.
کمترین مرحله امر به معرف و نهی از منکر، همان مرحله قلب است. اگر به کار نا پسندی که انجام می گیرد دلمان راضی باشد، ما نیز در آن گناه شریکیم. خداوند، در قیامت کسانی را عذاب می کند که برخی گناهان را مرتکب نشده اند، ولی چون دیگران انجام می دادند و آنها هم راضی به کار آنان بوده اند به همان علت عذاب می بینند.
امام علی (ع): هر کس به کار جمعی راضی باشد مثل آن است که همچون آنان در آن کار داخل بوده است.
این مسئله در کارهای نیک هم مطرح است. اگر انسان نیکان را دوست بدارد و به کارهای شایسته دیگران راضی باشد پاداش می برد.
اگر کسی نتواند با عمل و اقدام، جلوی مفاسد را بگیرد، باید با زبان، اعتراض و نهی کند. اگر امکان یا زمینه نهی از منکر زبانی هم نیست، حد اقل از کارهای ناشایست دیگران ناراحت و نا خشنود باشد و اگر این را هم نداشته باشد مرده ای زنده نما است.
حضرت علی (ع) در حدیثی به طور مفصل، این سه مرحله را بیان می کند و در پایان می فرماید: کسی که منکر و فساد با هیچ یک از قلب و دست و زبان، انکار نکند، او مرده میان زندگان است. !
اگر کسی نسبت به رواج خوبی ها و جلو گیری از مفاسد حساسیت نشان ندهد، (حس دینی) او از کار افتاده. باید در دینداری خود بازنگری کند.

تذکر:
در حکومت اسلامی آنجا که جلو گیری از گناهها و فساد ها جز با مرحله عملی و اقدام و برخورد ممکن نباشد نهی از منکر به زدن و زخمی کردن و درگیری و کشتن و امثال اینها بینجامد، در این گونه موارد، باید به نحوی با همکاری و هماهنگی نظام حاکم و نیروی انتظامی و مقامات مسئول و مراکز مربوط انجام گیرد که به هرج و مرج اجتماعی کشیده نشود. همچنین اگر جلو گیری ازفساد و گناهی، جز با دخل و تصرف در اموال دیگران یا با وارد کردن برخی ضرر ها انجام نشود، سرسری نمی توان اقدام کرد و نیاز به اذن از مراکز مسئول و مربوطه دارد البته در مواردی مثل اینکه کسی می خواهد دیگری را بکشد، یا خانه ای را آتش بزند، یا شراب بنوشد، یا از خانه ای به قصد دزدی بالا رود، می توان اقدام به جلوگیری کرد و اقدام کننده از عمل منکر باز داشت.

صفات امر و ناهی:
کسی که دیگران را به خوبی و ارزشها دعوت می کند، یا آنان را از گناهان و زشتی ها و مفاسد نهی می کند، برای آنکه در این دعوت موفق باشد باید صفات و شرایطی داشته باشد. به برخی از این صفات که شایسته است در امر معروف و نهی از منکر کننده وجود داشته باشد اشاره می کنیم:
1- هماهنگی حرف و عمل: مردم بیشتر از حرف به عمل انسان امر معروف و نهی از منکر کننده می نگرند و از رفتارش بیش از سخنش تأثیر می پذیرند. از این رو شخص امر و ناهی، باید خودش آراسته به خوبی ها و منزه و وارسته از بدی ها باشد تا تبلیغ و دعوتش مؤثر باشد. دعوت عملی مؤثر تر از دعوت زبانی ست و اگر کسی خودش نسبت به گفته هایش مقید و متعهد نباشد، بر دیگران نمی تواند تأثیر بگذارد به علاوه خود این تعارض بین گفتار و رفتار، بسیار ناپسند است.
2- برخورد شایسته و چهره باز: داشتن حسن خلق و چهره گشاده و بشاش عامل جذب دیگران است. از این رو برخورداری از ملایمت و برخورد جاذب و نرم و پرهیز از قیافه گرفتن و عبوس و اخمو بودن می تواند در موفقیت شخص مؤثر باشد نمونه عالی این صفت در رسول خدا (ص) بود که با اخلاق نیکو و برخورد شایسته و متواضعانه اش مردم را به حق و راه خدا جذب کرد.
3- گفتار نرم: شیوه ملایم و نرم در سخن گفتن و پرهیز از تندی و عصبانیت و پرخاشگری صفت شایسته دیگری است. حتی خداوند، وقتی موسی و هارون (ع) را برای دعوت فرعون به خدا پرستی می فرستد، به آن دو توصیه می فرماید که با فرعون به نرمی سخن بگویید.
4-حوصله و بردباری: موفقیت در این دعوت نیاز به تحمل و حوصله دارد با کم طاقتی و زود خسته شدن و کم ظرفیتی، کاری از پیش نمی برد. به تعبیر قرآن شرح صدر و سعه صدر لازم است، مانند پزشک و پرستاری که به مداوای یک بیمار مشغول است و جز با صبوری و حوصله به نتیجه نمی رسد. در این راه باید حتی تمسخر ها و بی اعتنایی ها و دشمنی ها و آزارها را هم تحمل کرد وبه حساب خدا گذاشت.
5-کار برای خدا: از آن جا که امر به معروف و نهی از منکر از فروع دین و عبادت است انسان باید برای خدا اقدام به آن کند و توقع پاداش هم از خدا داشته باشد انجام این وظیفه نباید به انگیزه های مادی و دنیوی آمیخته شود، هدف باید خدا باشد نه خود نمایی و کسب وجهه و موقعیت در این صورت انسان از کار خسته نمی شود و از کار شکنی ها هم نا امید نمی گردد. اخلاص عامل ارزش گذاری برای اعمال است.
6-صبر تحمل: هیچ کار مهمی بی زحمت و مشقت نیست. در راه انجام این وظیفه الهی انسان باید بر سختی ها، ناملایمات، بی مهری ها و خصومت ها تحمل و استقامت داشته باشد و به علت مشکلات کار و راه نبایددست از هدف بردارد. در توصیه لقمان به فرزندش آمده است که: پسرم ! نماز را برپا دار، امر به معروف و نهی از منکر کن و بر آنچه به تو می رسد صبر کن که این نشانه تصمیم و عزم استوار است.

نکته ای که اصولا درباره هر نوع ارشاد و امر به معروف و امثال اینها مطرح می شود این است که گاهی در اثر هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی این کارها درست انجام نمی گیرد; مثلا کسی کینه یا کدورتی با شخص دیگری دارد و می خواهد آبرویش را به بهانه امر به معروف و نهی از منکر بریزد، با همین انگیزه در مقابل مردم سر او را فاش می کند یا با او برخورد تندی می کند و اسمش را می گذارد امر به معروف یا نهی از منکر. گاهی نیز هوای نفس به صورت خفی تری تاثیر می کند و مثلا محرمانه با طرف صحبت می کند اما این صحبت کردنش به اصطلاح «اصل مثبت » است; یعنی می خواهد به او بگوید که من از تو بهترم و می خواهد شخصیتش را در مقابل خودش خرد کند. در واقع می خواهد به او بگوید که من اطلاع دارم از این که تو مرتکب فلان گناهی می شوی و گاهی در لفافه و گاهی صریحا به طرف می فهماند که من از گناه تو اطلاع دارم. چنین برخوردی کمترین ضررش این است که آن فایده ای را که باید خود شخص از امر به معروف ببرد نخواهد برد، زیرا هر ارزش اخلاقی تابع نیت است و اگر در عمل خیری نیت انسان فاسد باشد این عمل برای او هیچ فایده ای ندارد هر چند حسن فعلی داشته باشد اما برای فاعل هیچ نتیجه ای را در بر نخواهد داشت. به علاوه ممکن است موجب گناهی برای ارشاد کننده شود که آبروی مؤمنی را می برد یا او را خجل و شرمسار می کند.

این است که باید دقت کنیم در موارد امر به معروف و نهی از منکر و توجه به انگیزه خودمان داشته باشیم و نیتمان را خالص کنیم و برخوردمان با اشخصاصی که مرتکب گناه می شوند برخورد طبیب و پرستار دلسوز با مریض باشد و سعی کنیم که او معالجه بشود نه این که بخواهیم از او انتقام بگیریم و ناراحتی خودمان را فرو بنشانیم. باید سعی کنیم راهی را انتخاب کنیم که آبروی طرف کمتر ریخته شود هرچند به این اندازه که او بفهمد ما از گناهش اطلاع پیدا کرده ایم و در رفتار و گفتارمان باید نیتمان خالص باشد تا خودمان هم از این امر به معروف و نهی از منکر استفاده کنیم.

متاسفانه در خیلی از موارد نه شرایط شرعی امر به معروف و نهی از منکر رعایت می شود و نه اخلاص نیت وجود دارد و شخص خیال می کند که خیلی هنر کرده و یک وظیفه واجبی را انجام داده است، در صورتی که چه بسا به جای اصلاح، افساد کرده و بیشتر طرف را لجوج کرده و باعث این شده که بر کارش اصرار بورزد. و اگر آبرویش در اجتماع ریخته می شود مرتکب گناهی هم شده است.

و من الله توفیق