ناشناس

سوال 524260

من حدود 5 سال است که ازدواج کردم همسر خوب و مهربانی دارم ولی شدیدا با خانواده همسرم مشکل دارم توری که هر روز باید به دیدین آنها برویم و همیشه هم من را تحقیر میکنند . و به دلیل اینکه دارای اعتماد به نفس خیلی پایینی هستم هیچ موقع نمیتوانم از خودم دفاع کنم و همسرم تک پسرخانواده است و خیلی شدید به خانواده خودش وابسته است و این وابستگی دو طرف می باشد .<br>به این صورت که اگر همسرم یک سرفه کوچک بزند همه با من سر جنگ و جدال را باز می کنند و من را مقصر سرما خوردگی او می دانند.<br>از طرفی هم همسرم هیچ عکس العملی نشان نمی دهد . ولی در باطن انسان خیلی خوبی است . از طرفی هم رابطه زناشوئی ما خیلی ضعیف است . و تغریبا در سال به 6 یا 7 بار هم نرسد . در کل این مشکلات خانوادگی و این رابطه جنسی سرد بین ما باعث شده که هر روز از هم دورتر شویم . حالا بعد از 5 سال تصمیم گرفتم بدون هیچ تقاظایی جدا شوم و به دنبال راهی برای آرامش هستم . ولی همه جا من را حکوم می کنند . چه در خانواده چه در جامعه . و پاسخ همه این است که چون همسرم دل سوز است و اهل هیچ کار خلافی نیست دارم گناه می کنم و در آینده پشیمان می شوم . خودم دوست دارم به دنبال زندگی جدید و پر عشقی باشم و به آن برسم . باید این نکته را هم بگویم که تا به حال خیلی ها پا در میانی کرده اند که مشکلاتمان تمام شود ولی هیچ فایده ای نداشته و من دیگر به همسرم تمایلی ندارم و اکنون فقط مثل دو دوست یا هم خانه به سر می بریم . این سوال رااز شما دارم که با توجه به اینکه همسرم انسان خوبی است ولی دیگر من احساسی نسبت به او ندارم آیا گناه مرتکب گناه شده ام که می خواهم جدا شوم و برای زندگی خود به دنبال مسیر بهتر باشم ویا یک شخصی را پیدا کنم که نسبت به احساس داشته باشم . و راه حلی به من پیشنهاد بدهید که بتوانم دیگران را قانع کنم که قادر به ادامه زندگی نیستم . باتشکر فراوان از شما

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
خانم خوب زندگی شما دارای جنبه های مثبت زیادی است که به علت داشتن آن شاید قدرش را به خوبی ندانید .اما خوب !خواسته های به جایی هم دارید مثل پربارتر بودن زندگی عاطفی و جنسی .
اما موضوع این هست که شما باید سعی کنید که نداشته ها را کسب کنید نه آنچه که هم دارید از دست بدهید .ما در زندگی همیشه به دنیال ارتقاء هستیم .
شما نیز به امر درمان روی بیاورید . برای این منظور ابتدا مراجعه نزد مشاور داشته باشید ، این مراجعه باید با حضور هردونفرتان انجام شود ، زیرا باید مهارتهای ارتقاء رابطه زناشویی را بیاموزید و زندگی عاطفی خود را پربار کنید و بیاموزید که چه طور انتظارات هم را بر اورده نمایید . سپس موضوع بی میلی جنسی همسرتان را حل نمایید .تا میزان زیادی با کمک متخصص اورولوژی و سکس تراپیست این موضوع را میتوانید بهبود بدهید .اگر تمام تلاش خود را نمودید و به این نتیجه رسیدید که نداشته های شما کفه ش سنگین تر از داشته هایتان هستمیتوانید به موضوع با جدایی فکر کنید . در آن موقع شما با توجه به تلاشی که نمودید عذاب وجدان نخواهید گرفت .شاید نیاز به قانع کردن دیگران هم نباشد .اما در حال حاضر گزینه جدایی درست نیست .زیرا اول باید تلاش کنید که به کمک متخصص نقاط ضعف را برطرف نمایید .
موفق باشید