ناشناس

سوال 536649

باعرض سلام 1- آیا در سوره بقره آیه ای دال بر مظلومیت خداوند وجود دارد؟2-خداوند در قرآن میفرماید ما انسان را در سختی آفریدیم آیا با عدالت خدا تضادی ندارد و نیز با رحمانیت او؟3-چرا انسان امانت الهی كه عرضه شد را قبول ولی آسمانها و كوهها به قول قرآن قبول نكردند4-آیا انسان با اراده و اخیار خود قبول امانت كرد یا جبری بود و ما امروز كه قبول نكردیم تكلیفمان چیست؟5-معنای لغوی مَوالی و والی چیست؟6-در عالم ذر چه اتفاقاتی افتاده است كتابی را معرفی فرمایید؟7-چرا دیگران به خاطر اشتباه بعضی باید در این دنیا مجازات بشوند (ترو خشك با هم بسوزند؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.1- خیر. 2- منظور از سختی این است كه انسان همواره در حال امتحان است و باید مراقب اعمال و افكار خود باشد تا از این دنیای محدود بهترین بهره را برای رسیدن به كمال برگیرد و پیروز و سرافراز به جهان باقی برود.3-امانت الهى همان استعداد خلافت الهى و قابلیت تكامل به صورت نامحدود و آمیخته با اراده و اختیار و رسیدن به مقام انسان كامل و بنده خاص خدا و پذیرش ولایت الهیه است. به دوش گرفتن انسان به معناى این است كه تنها در میان خلایق انسان است كه شرایط لازم و توانایىِ به عهده گرفتن بار رسالت و تكلیف الهى را داراست، زیرا او برخوردار از قدرت عقل و اختیار است. تنها موجودى كه عرصه‏هاى قوس صعودى و نزولى‏اش بى‏نهایت است و به طور نامحدود قادر به پرواز به سوى قله تكامل است و تمام این كارها را با اراده و اختیار انجام مى‏دهد انسان است و این است امانت الهى كه همه موجودات از حمل آن سرباز زدند و انسان به میدان آمد و یك تنه آن را بر دوش كشید. تنها موجودى كه مى‏تواند هم در جهت كمال و هم در جهت پستى و سقوط تا بى‏نهایت پیش برود انسان است واین خصوصیت حتى در فرشتگان بزرگ نیز یافت نمى‏شود(فرشتگان تک بعدی هستند و اذا در همان رتبه ای که خلق شده اند ثابتند و قابلیت اوج و تکامل ندارند) و این نیز مرهون اختیارى است كه خداوند به انسان ارزانى داشته است بنابراین امانت الهى همان قابلیت تكامل به طور نامحدود و رسیدن آخرین قله تكامل و مقام قرب الهى است. از همین جا معلوم مى‏شود كه عرضه كردن امانت به آسمان‏ها و زمین و كوه‏ها و امتناع آنها از پذیرش این امانت به این معناست كه آنها به گونه‏اى خلق شده‏اند كه استعداد و آمادگى لازم را براى تحمل این بار سنگین نداشتند و امتناع آنها امتناع استعدادى و خلقى است یعنى خداوند به جز انسان به موجودى دیگر این ظرفیت و گنجایش را نداده است و به همین خاطر سر باز زدن كوه‏ها و زمین و آسمان‏ها از روى سركشى و عصیان و مخالفت امر الهى نبوده بلكه به خاطر نداشتن زمینه بوده است.6- در مورد «عالم ذر» در میان دانشمندان، مفسران، متكلمان و محدثان، گفت‏وگوهاى زیادى واقع شده است و این، نشانگر پیچیدگى موضوع (عالم ذر) مى‏باشد.
خداى سبحان در قرآن كریم مى‏فرماید: «به خاطر بیاور زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، «ذریه» آنها را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنان همگى گفتند: آرى، ما گواهى دادیم. این كار را خداوند به خاطر آن انجام داد كه در روز قیامت نگویید ما از این موضوع - توحید و معرفه الله - غافل بودیم».1
حال، این ظهور و بروز (در عالم ذر) كه واقع شده، به چه صورت انجام گرفته است و منظور از عالم ذر چیست؟
1. محدثان در پاسخ مى‏گویند: در بعضى از احادیث آمده است: فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرات كوچكى از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر كردند؛ در حالى كه داراى عقل و شعور بودند و قادر بر سخن و تكلم بودند. خداوند از آنان پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ همگى در پاسخ گفتند. آرى و به این ترتیب، پیمان نخستین بر توحید گرفته شد.
2. گروهى از مفسران چنین مى‏گویند: منظور از «ذر»، ذرات نخستین وجود انسان (نطفه) است كه از پشت پدران به رحم مادران انتقال یافت و به تدریج در عالم جنین، به صورت انسان كاملى درآمد و در همان حال، خداوند استعدادهایى به او داد تا بتواند حقیقت توحید را درك كند. از این رو، عالم ذر، عالم جنین است و سؤال و پاسخ، به زبان حال صورت گرفته است.
3. منظور از عالم «ذر»، عالم «ارواح» است؛ یعنى، خداوند در آغاز، ارواح انسان‏ها را آفرید و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحید گرفت.
4. منظور از «ذر»، اجزاى بسیار كوچك نیست؛ بلكه ذر به معناى ذریه (فرزندان) است؛ خواه كوچك و صغیر باشند یا بزرگ و كبیر. بنابراین، سؤال و جواب در میان انسان و خداوند، به وسیله پیامبران و به زبان «قال» مى‏باشد.
5. سؤال و جواب (در عالم ذر) بین انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ، كمال و عقل.
6. علامه طباطبائى مى‏گوید: موجودات داراى دو نوع وجودند؛ یك وجود جمعى در نزد خدا كه در قرآن به عنوان ملكوت از آن یاد شده است و دیگرى وجودات پراكنده كه با گذشت زمان، به تدریج ظاهر مى‏شوند. به این ترتیب، عالم انسانیت دنیوى، مسبوق به عالم انسانیت دیگرى است كه در آن جا، هیچ موجودى از پروردگار پوشیده نیست و با شهود باطنى، او را مشاهده كرده، به واحدیت او اعتراف مى‏كند و سؤال و جواب در عالم «ذر»، مربوط به آن جا مى‏شود. سؤالات خود را موضوعی و جدا جدا ارسال فرمایید. متشكرم. موفق باشید.