ناشناس

سوال 542026

سلام<br>من چند ماهیه که وقتی شب میشه بسیار افسرده میشم<br>و همیشه به فکر بدبختی هام و اتفاقای بدی که ممکنه برام پیش بیاد میوفتم<br>من در 6 سالگی مادرم رو از دست دادم و پدرم هم هرگز ازدواج نکرد<br>به جاش عمم یک روز در میان میاد خونه و پخت و پز میکنه<br>یک برادر 2 سال کوچکتر از خودم هم دارم<br>شب ها مدام با خودم فکر میکنم اگه بابام هم از دست بدم چی میشه؟<br>همه کارا رو اون انجام میده... من فقط میشینم تو خونه میخورم و میخوابم<br>البته در حال تحصیلم و از اون بچه قرطی ها نیستم که دنبال دوس دختر هستند<br>خلاصه من شب ها افکار خیلی دردناکی دارم مثل مرگ . مریضی و غیره<br>خواهشا منو دلداری بدید و از این شب های لعنتی نجاتم بدید<br>درضمن من به نظر خودم دچار بیماری دوقطبی خفیف بودم که تا حد زیادی خودم رو درمان کردم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
علی آقا تشخیص بیماری بر عهده روان پزشک است و نیاز به نگاه تخصصی دارد . لذا اگر احساس می کنید افسردگی حیطه های زیدی از زندگی شما رو در بر گرفته و مانع از عملکرد شما و پیشرفتتون می شه باید مراجعه کنید و در مان دارویی داشته باشید.

دوست خوبم نگرانی در مورد آینده به هیچ وجه منطقی به نظر نمیاد . البته در ان حد که منجر به برنامه ریزی بشه خیلی هم خوبه اما اگر صرفا قراره مضطرب باشید و هیچ کاری هم نکنید چه منفعتی برای شما داره ؟

به این فکر کنید که مگر تا بحال خدای مهربون شما را رها کرده؟ مگر زمینه رفاه و آرامش شما از طریقی جز او فراهم شده؟ مگر به توانایی خداوند برای اداره امور خود شک دارید ؟ پس این نگرانی ها دیگر جایی نداره !!! خداوند خودش بنده اش رو خلق کرده و خودش روزی رسونه . و مطمئن باش که شما رو تنها نمی گذاره . علاوه بر این پدر شما خدا رو شکر در سلامت به سر می بره و دلیلی نداره با این افکار مشوش حال خودت رو بدتر کنی .

دو پیشنهاد دارم.
1. به دنبال یک کار پارهوقت باشید . تا هم استقلال مالی پیدا کنید و هم افکارتون از نگرانی واسترس خارج بشه . این طوری دیگه ذهن شما پی مصائب و نگرانی ها نمی چرخه چون اشتغالات دیگه ای خواهد داشت .

2. یک فعالیت مفید مثل ورزش رو برای ساعات شب ترتیب بدید . تا در این ساعات از نشستن و فکر کردن ها ی بیخود فارغ بشد . ضمن این که ورزش خود به تنهایی می تونه روح شما را شاد تر نگه داره .