ناشناس
سوال 542925
فوری!فوری!با سلام وخسته نباشید خدمت اقای دارابی....مشاور محترم سایت تبیان....من اتفاقی به سایت تبیان برخوردم ودیدم که مشاوره اینترنتی انجام میدن....خیلی واسم جالب بود.....گفتم منم بیام واز مشاوره شما بهره مند بشم.....خب من می خوام داستانم رو واسه شما تعریف کنم...خواهشا دقیق وخوب تا اخرش و از سر فرصت بخونین.قضیه مربوط به یه اشناییه اینترنتی هست......من دختری 21 ساله هستم وبهار امسال بود که باسایت کلوب اشنا شدم....چون مطالب ولینک هایه جالبی رو داغ می کردن واسم جالب بود...اسم مستعاری که واسه خودم در سایت کلوب انتخاب کردم پرنسس بود وعکس یه دختر خیلی ناز رو گذاشته بودم....تقریبا همه پسرایه مشهدی بهم پیشنهاد دوستی میدادن...چون از اسمه پرنسس خوششون میومد ومن هم همین طوری add شون میکردم و واسه خودم خوشحال بودم که چه قدر فرد پر طرفداری هستم....تا این که یه پسر در مسیر راهم در اینترنت قرار گرفت و ازم خواست که خودم رو معرفی کنم ومنم هرچی می خوام ازش بپرسم ....منم از ظاهر-محل سکونت-تحصیلات خود وخونوادش-این که دوست دختر داشته یانه و.....پرسیدم ومشخص شد که ایشون 26 ساله ودانشجویه رشته پزشکی درشمال کشور هستن ودر بالاشهرمشهد زندگی می کنند ودوست دختر داشتن اما رابطشون به خاطر شرایط هر دوشون تموم شده وظاهری اراسته دارن...پدر ومادرشون هم باز نشسته ان....خب این باعث شد که من یه اعتماد اولیه از ایشون به دست بیارم وبعدش من هم در مورد این که دانشجویه مهندسیه معماری هستم و بالاشهرمشهد هستیم وظاهر وتحصیلات خودم وخونوادم واین که تا حالا دوست پسر نداشتم گفتم…… چون اون موقع من گرفتار درس ودانشگام بودم وایشون هم گرفتارپایان نامه بودن ومشهد نبودن....به من گفتن وقتی بیان باهم بیشتر اشنامیشیم.....این گذشت ورفت.....تا این که تویه ماه مهر بود ومن داشتم لیست دوستام رو خونه تکونی میکردم وهمه پسرا رو حذف می کردم –دوباره چشمم به اسم ایشون درلیست دوستام افتاد وبراشون ادرس ایمیلم رو در قسمت پیام کوتاه نت نوشتم وگفتم خوشحال میشم باهم بیشتر اشناشیم.....وایشون گفت چی شد خبری ازت دیگه نشد؟.....ومن اسم پسر داییم رو به ایشون گفتم وازشون پرسیدم که ایشون رومیشناسه یانه؟.....اخه اون هم پزشکیه شمال کشور می خوند......کاش ازش هیچ وقت نمی پرسیدم.....اتفاقا ایشون از دوست هایه خیلی نزدیکه پسر داییم در اومد و حتی عروسیه خواهر پسر داییم که 3ماه پیش بود اومده بوده.....ازمن عکس خواست وخواست که منو ببینه وشماره تماس هم داد.....اما من فقط عکسم رو دادم اون هم به زور....چون به محیط نت اعتماد ندارم وعکس رو فتوشاپ می کنن واز این برنامه ها...ومن به هیچ وجه عکسم رو در نت قرار نمیدم.......باهشونم تماس نگرفتم....چون به هرحال رسمه که اول پسربا دختر تماس بگیره ومن فرد سبکی که نیستم......2جلسه باهم چت کریم وایشون گفت که خوشگلم.....کدوم دانشگاه میرم؟....سال چندمم؟.....مذهبی هستیم یانه؟....محل خونمون؟...و این که خونوادم چی کارن؟....از اون دخترایی هستم که کم پیدامیشم و دختر خوبی هستم صحبت کرد......من هم شماره تماسم رو دادم.....اما دیدم ازشون خبری نشد وباخودم فکر کردم که ایشون منو واسه یا زنگ تفریح خودش می خواسته یا واسه امار گرفتن از پسرداییه من وخونوادشون.....وگفتم که خونوادم درمورد این که من باشما چت می کنم من رو سرزنش می کنن.....و ایشون وقتی فهمید که به مامانم گفتم کلی عصبانی شدو گفت که من دیگه بهت اعتماد ندارم وبه هرکس یک بار اعتماد می کنم....اخه قرار بود به کسی در مورد رابطمون نگیم وحرف درستی هم بود ومن تا این لحظه به کسی به جز مامانم در این مورد حرفی نزدم وقصد ندارم هیچ وقت هم در مورد این مساله شخصی باکسی صحبت کنم.....به قول خودشون .......اش نخورده ودهن سوخته!......بعد این گذشت و رفت وباز وقتی دوباره چت کردیم....من از ایشون پرسیدم ایا قراره تا اخر تو نت باهم رابطه داشته باشیم؟.....و ایشون گفت خب نه!.....می تونیم همدیگه رو بیرون ازنت هم ببینیم....چه اشکالی داره؟.....به شرطی که باز دست گل به اب ندی.....ومن در مورد رابطمون پرسیدم که چه نوع رابطه ای می خواین بامن داشته باشین؟.....وایشون گفت یه اشناییه معمولی!.....دوست که خوبه!....یه دوستیه معمولی!....نه ازدواج ونه نامزد شدن ونه دوست دختر!.....گفتن که بدون دوست دختر راحتترن!.....منم گفتم دنباله یه دوستیه باهدف و سرانجام هستم!....نه این که مثلا یک دوسال باهم دوست باشیم وبعد به این نتیجه برسیم که به درد هم نمی خوریم وخداحافظ شما!......مثلا دخترخاله من 4سال بایه پسر در دانشگاه زیر نظرمشاور دانشگاه دوست بود واز اخر هم باهم ازدواج کردن!.....خلاصه که قرار شد ایشون بامن تماس بگیره وباهم قرار بذاریم وبریم بیرون....تا باهم بیشتر اشناشیم!......اما ایشون بامن تماسی نگرفت.....تا این که حدود دوهفته پیش من عضو سایت فیس بوک شدم ودیدم که ایشون کلی دختر وپسر در لیست دوستاشون هست.....جالب این که دخترایی که در لیست دوستاشون بود رو سرچ می کنن که مثلا رشتشون پزشکی یا معماری باشه وکلا هرچی دختر خوشگل تویه فیس بوک هست در لیست دوستایه ایشون هم قرار داره......من به طور اتفاقی به یکی از دوستایه ایشون که دختری بودبه نام سارا وقیافش به نظرم خیلی اشنا میومد ومطمئن بودم ایشون رویه جایی مثه دانشگاه-عروسی یاخیابون ومهمونی دیده بودم....پیام داد که قیافه شما خیلی واسه من اشنایه واین که شما این اقا رو میشناسین یانه؟.....و اون گفت که یک ساله که با دکتر خارج از نت دوست هست....وزیر این پیام دکتر که( ان گاه که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم....ان گاه که دوستمان دارند لجبازی می کنیم وسپس اهی می کشیم)....کامنت گذاشته بود که ولی همیشه راهی برای جبران هست و الان اخرین پیغامی که از دکتر دارم به شرح زیر هست...... Bikhod karde gofte dooos dokhtare mane .to ham hey nagoo doos dokhtaret doos dokhtaret. Age mikhastam ba kasi basham be ghole khodet az in adam kheili behtari........................<br>bashe.harjoor doos dari fek kon vali vagheiyat in chizi nis ke migi. chon man asan in modat mashhad naboodam.taze chan vaght omadam.age soo estefade mikhastam bokonam ke faghat too net sohbat nemikardam.man dombale ye ideal vase khodam hastam na ;gf.to dokhtare kamelan khoobi hasti vali ziade ravi mikoni.age gf man bood sara vasat dardesare hesabi mishod. moafagh bashi حالا به نظرشما من چی کارکنم؟.......می خوام که من رو راهنمایی کنید ......خوبه که نامه خودم وجواب شما رو واسه ایشون(دکتر) ایمیل کنم؟......لطفا بگین که کجایه کار رومن اشتباه کردم وکجا روایشون؟....راستش این اولین رابطه من بایه پسر بود....من خواستگار زیاد داشتم اما به خاطر شرایط تحصیلیم خونوادم تابه حال اجازه نمی دادن کسی بیاد....وخب واسم تو دانشگاه هم پیش نیومده که با پسری رابطه داشته باشم...واسه همین این چت وایمیل ها واسم خیلی مهم بودو به نظرمن اشناییه جالبی با ایشون داشتم.......لطفا نامه من وجوابش رو درمعرض نمایش همه درسایت قرار ندهید وفقط به ایمیلم بفرستین.....باتشکر از شما......یه دنیاممنون از لطفتون....خداحافظ.<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
دوست گرامی متاسفانه دوستی هایی که در فضای مجازی ایجاد می گردد چون در یک محیط مصنوعی است بنابراین اشنایی ها هم تمام عیار و همه جانبه نمی باشد. هر چند که جوانان تصور می کنند با چند بار چت کردن و صحبت کردن به تمام زوایای شخصیتی طرف مقابل پی برده اند اما این یک اشتباه بزرگ است و هر گز از طریق گفتگواز راه دور چنین نتیجه ای حاصل نمی شود. این یادداشتی که برای شماارسال شده می توانسته برای هر دختری دیگر از دوستان اینترنتی ایشان ارسال شود و مسلما شما از آن مطلع نخواهید شد. از طرف دیگر اصلا شما از کجا مطمئنید ایشان را به درستی می شناسید؟ آیا واقعا دکتر هستند؟ آیا واقعا در شمال درس می خوانند؟ اصلا وضعیت خانوادگی ایشان را می شناسید؟ این قدر مسایل را ساده انگارانه نگاه نکنید.
وقتی عنوان می کنید خواستگار زیاد دارید برای چه وارد چنین روابطی می شوید که اصلا عاقبت مشخصی ندارد؟
تا زمانی که ملاقاتهای رودر رو و گفتگو های حضوری و البته در بستر خانواده صورت نگیرد، کسی نمی تواند به این نتیجه برسد که تناسب لازم را با هم دارند یا نه؟ اصلا شما دو نفر در شرایط طبیعی و واقعی یکدیگر را دیده اید؟ از شرایط و وجهه خانوادگی هم اطلاع دارید؟و ..
در هر حال سراسر این دوستی و ارتباط اشتباه است وباید هر چه زودتر قطع رابطه شود. برای این کار توصیه می کنم کم کم اقدام کنید و تعداد تماسهایتان با ایشان را کاهش دهید و یا پاسخ برخی از این تماسها را ندهید و .. وسپس برایشان توضیح دهید که ادامه دادن این رابطه تنها باعث دلبستگی شده و نتیجه دیگری ندارد و سپس رابطه را به کلی قطع کنید. این رابطه هرچه زودتر قطع شود ضربه روحی کمتری به همراه خواهد داشت.
با تشکر از تماس شما
دوست گرامی متاسفانه دوستی هایی که در فضای مجازی ایجاد می گردد چون در یک محیط مصنوعی است بنابراین اشنایی ها هم تمام عیار و همه جانبه نمی باشد. هر چند که جوانان تصور می کنند با چند بار چت کردن و صحبت کردن به تمام زوایای شخصیتی طرف مقابل پی برده اند اما این یک اشتباه بزرگ است و هر گز از طریق گفتگواز راه دور چنین نتیجه ای حاصل نمی شود. این یادداشتی که برای شماارسال شده می توانسته برای هر دختری دیگر از دوستان اینترنتی ایشان ارسال شود و مسلما شما از آن مطلع نخواهید شد. از طرف دیگر اصلا شما از کجا مطمئنید ایشان را به درستی می شناسید؟ آیا واقعا دکتر هستند؟ آیا واقعا در شمال درس می خوانند؟ اصلا وضعیت خانوادگی ایشان را می شناسید؟ این قدر مسایل را ساده انگارانه نگاه نکنید.
وقتی عنوان می کنید خواستگار زیاد دارید برای چه وارد چنین روابطی می شوید که اصلا عاقبت مشخصی ندارد؟
تا زمانی که ملاقاتهای رودر رو و گفتگو های حضوری و البته در بستر خانواده صورت نگیرد، کسی نمی تواند به این نتیجه برسد که تناسب لازم را با هم دارند یا نه؟ اصلا شما دو نفر در شرایط طبیعی و واقعی یکدیگر را دیده اید؟ از شرایط و وجهه خانوادگی هم اطلاع دارید؟و ..
در هر حال سراسر این دوستی و ارتباط اشتباه است وباید هر چه زودتر قطع رابطه شود. برای این کار توصیه می کنم کم کم اقدام کنید و تعداد تماسهایتان با ایشان را کاهش دهید و یا پاسخ برخی از این تماسها را ندهید و .. وسپس برایشان توضیح دهید که ادامه دادن این رابطه تنها باعث دلبستگی شده و نتیجه دیگری ندارد و سپس رابطه را به کلی قطع کنید. این رابطه هرچه زودتر قطع شود ضربه روحی کمتری به همراه خواهد داشت.
با تشکر از تماس شما