ناشناس

سوال 5485

تفاوت به اشتراک گذاشتن تجربه و نصیحت کردن در چیست؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
شاید اطرافیان‌تان به تجربه شما نیاز داشته باشند اما لزوماً به دنبال راهنمایی‌ها و نصیحت‌های شما نیستند. اگر قصدتان این است که مفید واقع شوید و گفتگو را ادامه دهید، تجربه‌هایتان را به اشتراک بگذارید و نصیحت‌هایتان را برای خودتان نگه دارید! قبلا راه‌های مختلف به اشتراک‌گذاری تجربه را بیان کردیم و در این مقاله قصد داریم بگوییم چرا نباید نصیحت کرد و در عوض، بیان تجربه چه مزیت‌هایی دارد:



تجربه
تفاوت به اشتراک گذاشتن تجربه و نصیحت کردن در چیست؟

در واقع این دو کار تفاوت زیادی با هم دارند:

در نصیحت کردن فرد مقابل را به سمت یک راه‌حل سوق می‌دهیم. با نصیحت کردن راه گفتگو را می‌بندیم و فرد مقابل را مجبور به قضاوت در مورد نصیحت‌مان می‌کنیم.

در عوض به اشتراک گذاشتن تجربه، بدون ارائه‌ی نصیحت، باعث می‌شود روند تفکر خلاقانه‌ی فرد مقابل رشد کند.



نصیحت کردن چه ایرادی دارد؟

نصیحت یک ارائه‌ی مختصر و کوچک‌شده از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم طرف مقابل باید به آن عمل کند. قصد ما این است که مفید واقع شویم ولی در واقعیت در حال گام برداشتن در مسیر توان‌زدایی از فرد مقابل هستیم. به این نمونه جمله‌ها نگاهی بندازید. در هر یک احتمالا یک فرد با خوش‌نیتی در حال نصیحت کردن است:

• اگر من جای تو بودم، می‌نشستم با فلانی دومرتبه پروژه را بررسی می‌کردم.

• شما نباید بگذارید که او پیش از گذراندن دوره‌ی آموزشی، به تیم مدیریت کند.

• تو باید به فرزند نوجوانت سخت‌گیری کنی، چون اگه از زیر کار در بره، وضعش بدتر می‌شه.



همه‌ی ما در شرایطی این کار را انجام داده‌ایم؛ در شرایطی نصیحتی به کسی داده‌ایم که برای وضعیتش بسیار مناسب بوده ولی او از آن پیروی نکرده یا حتی در ظاهر هم علاقه‌مند به پیروی نبوده است! مشکلی که نصیحت کردن دارد این است که:

۱-دیگران را خوار و خفیف نشان می‌دهد: وقتی نصیحتی می‌کنید که شخص مقابل قبلاً به آن فکر کرده یا سعی کرده انجام دهد، اینطور نشان می‌دهید که انگار فکر می‌کنید او خودش به اندازه کافی باهوش نبوده که این راهکار را به ذهنش برسد.

۲-شما را رییس بقیه نشان می‌دهد: نصیحت کردن یعنی به یک شخص می‌گویید باید چه کاری انجام دهد. این کار باعث می‌شود او در مقابل حرف‌های شما جبهه بگیرد و حقیقت حرف‌تان را درک نکند.

۳-فرایند تفکر انتقادی و خلاقانه حذف می‌شود: نصیحت کردن اغلب در قالب یک راه‌حل ارائه می‌شود، نه یک فرآیند تفکر انتقادی و خلاقانه. درحالی‌که فرایند تفکر مهم‌تر از ارائه‌ی هرگونه راه‌حلِ به‌خصوصی است.

۴-طرف مقابل را مجبور می‌کند پاسخ دهد: نصیحت کردن مانع از این می‌شود که در وضعیت عمیق شوید و یکباره پرش می‌کنید به سمت نتیجه‌گیری. طرف مقابل ناچار می‌شود به توصیه‌ی شما بله یا خیر بگوید. یعنی گفتگو از «مشکل او» تغییر جهت می‌دهد به «تایید راه‌حل من».



خیلی از نصیحت کردن‌های ما ناشی از بی‌صبری و بی‌حوصلگی ماست. به حد کافی حرف طرف مقابل را گوش کرده‌ایم و حالا می‌خواهیم او طفره نرود و زودتر دست به عمل بزند.

گرچه نصیحت کردن می‌تواند نمود خوبی هم داشته باشد؛ البته در صورتی که به جای توصیه کردن، در قالب اشتراک تجربه بیان شود.



تجربه
به اشتراک گذاشتن تجربه چه مزیتی دارد؟

بیان تجربه شخصی‌تان با بیان توصیه و نصیحت خیلی تفاوت دارد. تجربه ارزشمند و مطلوب‌تر است. به اشتراک‌گذاری تجربه گرچه سختی‌های خودش را دارد اما اگر به‌خوبی و درستی انجام شود، می‌تواند افق دید طرف مقابل را وسیع‌تر کرده و باعث شود او به حرف‌های شما فکر کند. در چند نمونه‌ی زیر به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها را مشاهده می‌کنید:

• وقتی که به این محله‌ اسباب‌کشی کردیم، بچه‌ها را در کلاس‌های ورزشی اینجا ثبتنام کردیم تا با همسن‌وسال‌هایشان آشنا شوند و دوست پیدا کنند.

• وقتی رفتم پیش مشاور تازه فهمیدم اگر یک ذره دیرتر می‌رفتم ممکن بود خانواده‌ام از هم بپاشه.

• بهترین کاری که برای نجات ازدواجم انجام دادم این بود که گوشی موبایلم رو گذاشتم کنار و به حرف‌های همسرم گوش کردم.



تجربه‌ی شما یک نمونه‌ی حقیقی از دنیای واقعی است. بیان تجربه‌ها می‌تواند گفتگوها را گسترده‌تر کند، نه آنکه مثل نصیحت کردن مانع از ادامه‌ی مکالمه شود. به اشتراک‌گذاری تجربه‌ها اگر به خوبی انجام شود این مزایا را به دنبال خواهد داشت:

۱-یک نمونه از دنیای واقعی ارائه خواهد داد: بیان تجربه درست مانند مطالعه‌ی موردیِ یک رویکرد و نتیجه‌ی آن است. نظریه‌ها و آنچه تجربه‌ می‌کنیم اغلب کاملاً با هم تفاوت دارند.

۲-بدون زحمت به اطلاعات طرف مقابل اضافه می‌کند: تجربه‌ی شما به یکی از هزاران اطلاعات ردوبدل‌شده در گفتگو تبدیل می‌شود. شما در تلاش نیستید که فرد مقابل را به سمت راه‌حل خودتان هدایت کنید.

۳-منحصربه‌فرد بودن موقعیت طرف مقابل تصدیق می‌شود: با نصیحت کردن در واقع می‌گویید: «تو باید این کار را به همان روشی که من می‌گویم انجام بدی»، ولی با بیان تجربه‌تان این جمله تبدیل می‌شود به «من این کار را کردم، اما من جای تو نیستم و وضعیت من دقیقا عین وضعیت تو نبود».

۴-افق دید فرد مقابل را وسیع‌تر می‌کند: تجربه‌ی شما می‌تواند آغازگر گفتگویی باشد که به فرد مقابل چشم‌اندازهای بیشتری می‌دهد.



موقعیت‌های زیادی برای راهنمایی کردن وجود دارند که به اشتراک‌گذاری تجربه‌تان واقعا به دیگران کمک می‌کند که وسیع‌تر فکر کنند.



تجربه
چگونه در دام نصیحت کردن نیفتیم؟

روشی که می‌تواند کمک کند در دام نصیحت کردن گیر نیفتید این است که بعد از بیان تجربه‌تان، از طرف مقابل چند سوال بپرسید.

حتی وقت‌هایی که ما تجربه‌هایمان را بدون گفتنِ «تو باید...» یا «اگر من جای تو بودم...» بیان می‌کنیم، باز هم ممکن است برای طرف مقابل همچون نصیحت و پرش به سمت راه‌حل به‌نظر برسد. برای اینکه به افراد کمک کنید در فرایند تفکر انتقادی درگیر شوند، بعد از به اشتراک گذاشتن تجربه‌تان چند سوال بپرسید.

تجربه‌تان را خیلی خلاصه مطرح کنید و بعد بپرسید:

• با شنیدن تجربه‌ی من، چه سوالاتی در مورد وضعیت خودت برایت ایجاد شد؟

• چه نکته‌ای در تجربه‌ی من با وضعیت تو همخوانی دارد؟

• حالا که این را تعریف کردم، چه نظری در مورد وضعیت خودت داری؟



وضعیت و تفکر طرف مقابل را در مرکزیت گفتگو نگه دارید و مدام روی تجربه‌ی خودتان مانور ندهید. بیش از حد در مورد تجربه‌تان توضیح ندهید. در عوض، از تجربه‌ به عنوان وجه اشتراک‌تان با وضعیت طرف مقابل استفاده کنید تا بتوانید از او بخواهید به‌طور عمیق‌تر روی وضعیت خودش تامل کند.



حرف آخر...

تجربه شما می‌تواند برای دیگران بسیار ارزشمند باشد اگر و فقط اگر به روشی آن را به اشتراک بگذارید که باعث شود او به فکر فرو رود. در نصیحت کردن تمرکز روی حرف‌های شماست، نه روی وضعیت طرف مقابل؛ ولی به اشتراک‌گذاری تجربه حالت تعاملی دارد و باعث می‌شود فرد مقابل با تفکر خلاقانه درباره‌ی وضعیت خودش فکر کند.

از آنجایی که با بیان تجربه‌ها کانون توجه گفتگو بر تجربه‌ی شما خواهد بود، بهتر است بعد از بیان آن، سوالاتی را بپرسید تا تمرکز به سمت افکار شخص مقابل هدایت شود.



منبع: https://keithwebb.com/share-your-experience-not-your-advice/