ناشناس
سوال 569557
با عرض سلام و تحیت بی کران<br>خداوند در قرآن فرموده که دلها با یاد خدا مطمئن می شود.<br>پس چطور می شود که افرادی مذهبی مثل بنده که نماز، روزه و واجبات را در حدّ توان انجام می دهم دچار بیماریهایی مثل کمبود اعتماد به نفس، کمرویی و اضطراب هستم ولی در عوض افرادی لاابالی و بی قید و بند را می بینم که در نهایت آرامش و طمانینه هستند. <br>آیا اعمال نیک بنده ای مثل من مقبول درگاه خدا نیست و یا اینکه آن تارک الصلاه های روزه خوار، مقرب درگاه خدایند که به آرامش رسیده اند؟ برای مثال بنده وقتی می خواهم یک کنفرانس دانشجویی معمولی در حضور جمع دوستان ارائه دهم از شدت ترس و دلهره قلبم از جا کنده شده و صورت و گوشهایم مانند لبو سرخ می شود ولی آن همکلاسی دخترباز و بی حیای بنده در نهایت راحتی و آرامش مطالب خود را ارائه می دهد.<br>فقط امیدوارم که نفرمایید که باید به روانپزشک و روانکاو مراجعه کرد، بنده می خواهم بدانم مگر در زمان پیامبر(ع) و اهلبیت(ع) مطب روانکاوی و روانپزشکی وجود داشت یا دکان های افزایش اعتماد به نفس افتتاح شده بود؟<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
نه آن دوستان به قول شما لاابالی شما لزوما آرامش معنوی دارند و نه شما از آرامش معنوی بی بهره اید.
آرامش معنوی مراتبی دارد، که مراتب بالای آن در رفتار خارجی انسان ـ و مثلا در کنفرانس سر کلاس ـ می تواند اثر کند؛ ولی چنین نیست که هر آرامش در کنفرانسی آرامش معنوی نیست. اینها بسیاریش سر در پر رویی و بی اخلاقی و عدم مبالات در رفتار دارد.
این که شخص در مثلا کنفرانسی که می دهد نگران این باشد که نکند سخن نابجایی بگوید و رعایت ادب رفتار را نکند، حکایت از حیای شخص دارد، و این بسیار خوب است. در نقطه مقابل، کسی که چنین نیست بی حیا است، و این هیچ نشانه خوبی نیست.
بله، کسی که به مراتب بالای بی اعتنایی به دنیا می رسد، به گونه ای که خوش آمد و بدآمد دیگران و شکست و پیروزی در دنیا، برایش چندان مهم نیست، بعد از یادگیری آداب اجتماعی ـ به گونه ای که مطمئن باشد رفتارش بی ادبی محسوب نمی شود ـ دیگر نگران هیچ چیز نیست. رسیدن به این مرحله که انسان، جز رضای خدا و رعایت وظیفه اخلاقی و دینی خود در ارتباط با دیگران، نگران هیچ چیز نباشد، خیلی زود بدست نمی آید.
شخص با نماز تمرین این حقیقت را می کند که در عالم تنها خداوند است که ارزش عبودیت و اعتنای حقیقی را دارد. طبیعی است که این حالات معنوی به تدریج حاصل می شود و نباید گمان کرد در همان روزها و سالهای اول بتوان این حقیقت را به طور کامل در جان نشاند. گفتیم آرامش معنوی مراتبی دارد که نباید انتظار داشت همه چیز همان اول بدست بیاید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
نه آن دوستان به قول شما لاابالی شما لزوما آرامش معنوی دارند و نه شما از آرامش معنوی بی بهره اید.
آرامش معنوی مراتبی دارد، که مراتب بالای آن در رفتار خارجی انسان ـ و مثلا در کنفرانس سر کلاس ـ می تواند اثر کند؛ ولی چنین نیست که هر آرامش در کنفرانسی آرامش معنوی نیست. اینها بسیاریش سر در پر رویی و بی اخلاقی و عدم مبالات در رفتار دارد.
این که شخص در مثلا کنفرانسی که می دهد نگران این باشد که نکند سخن نابجایی بگوید و رعایت ادب رفتار را نکند، حکایت از حیای شخص دارد، و این بسیار خوب است. در نقطه مقابل، کسی که چنین نیست بی حیا است، و این هیچ نشانه خوبی نیست.
بله، کسی که به مراتب بالای بی اعتنایی به دنیا می رسد، به گونه ای که خوش آمد و بدآمد دیگران و شکست و پیروزی در دنیا، برایش چندان مهم نیست، بعد از یادگیری آداب اجتماعی ـ به گونه ای که مطمئن باشد رفتارش بی ادبی محسوب نمی شود ـ دیگر نگران هیچ چیز نیست. رسیدن به این مرحله که انسان، جز رضای خدا و رعایت وظیفه اخلاقی و دینی خود در ارتباط با دیگران، نگران هیچ چیز نباشد، خیلی زود بدست نمی آید.
شخص با نماز تمرین این حقیقت را می کند که در عالم تنها خداوند است که ارزش عبودیت و اعتنای حقیقی را دارد. طبیعی است که این حالات معنوی به تدریج حاصل می شود و نباید گمان کرد در همان روزها و سالهای اول بتوان این حقیقت را به طور کامل در جان نشاند. گفتیم آرامش معنوی مراتبی دارد که نباید انتظار داشت همه چیز همان اول بدست بیاید.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.