ناشناس

سوال 579199

با سلام و احترام <br><br>من 30 ساله هستم . از سن 19 سالگی به دنیای كار وارد شدم . هم درس خواندم هم كار كردم . بیشتر به كار اهمیت دادم و از دانشگاه انصراف دادم . الان دوباره دانشجو ام و در حال درس خواندن . در سن 21 سالگی ازدواج كردم و الان یك دختر 7 ساله دارم . وضعیت زندگی خوبی دارم . از لحاظ كاری و مالی خوبم . با خانواده هیج مشكلی ندارم . و همه چیز خوب و بر وفق مراد است . به كاری مشغولم كه به اون علاقه دارم و از پایه و اصول همه مراحلش رو طی كردم و كاملا به اون مسلط هستم . <br>تنها مشكلی كه دارم عدم اعتماد به نفس است . با اینكه تجربه كاری زیادی دارم و در شغل خودم با طی مراحل دستیاری و ... به مرحله استادی رسیدم با اینحال هنوز از موضوع عدم اعتماد به نفس رنج میبرم . بعد از این همه تجربه هنوز وقتی كار جدیدی به من پیشنهاد می شود اضطراب تمام وجود من رو می گیره و با تمام قوا به دنبال راهی می گردم كه از زیر اون كار شانه خالی كنم و خیلی از كار ها رو هم به همین دلیل از دست دادم و بعد پشیمون شدم . نمی دونم چمه ؟ ولی همیشه برای اینكه به خودم بقبولونم كه می تونم این كار رو انجام بدم باید یك ساعت جلوی آینه بایستم و با خودم حرف بزنم ، با خودم مبارزه و مقابله كنم تا از عهده اون مسئولیت بر بیام و لی زمانی كه وارد كار می شم و شروع به كار می كنم بزرگترین پروژه ها رو انجام میدم ، جایزه میگیرم ،‌ ازم تقدیر میشه و ... ولی باز برای شروع پروژه جدید همون آش و همون كاسه . <br>همیشه آرزو دارم مثل بقیه همكارام برای گرفتن كار مبارزه كنم و كاری رو از دست ندم . همكارانم برای گرفتن كار دروغ میگن و من برای نكردن كار دروغ میگم . میگم سرم شلوغه . الان یه پروژه دستمه كه نمی تونم كار كنم و ... . من برعكسم . كارا رو راحت از دست می دم و برام اهمیتی نداره . همیشه فكر میكردم چون مشكل مالی ندارم و همیشه از بچگی همه چیز داشتم و هیچوقت برای بدست آوردن چیزی تلاش نكردم و هر چیزی كه اراده می كردم در اختیارم بوده این طوری شدم ، نمی دونم شایدم . ولی خیلی تلاش كردم كه تغییر كنم ولی نشد . كمك نیاز دارم . لطفا راهنماییم كنید . <br><br>با تشكر از شما

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام
کاربر گرامی مشکل اصلی شما این است که از مورد ارزیابی قرار گرفتن و احتمالا سرزنش شدن هراس دارید. افرادی که این گونه هستند عمدتا کمال گرا بوده و تمایل دارند تنها کارهایی را بر عهده بگیرند که از موفقیت در آن اطمینان داشته و مطمئن هستند که تنها خودشان قادرند این کار را به بهترین نحو انجام دهند چرا که مطابق با روش تربیتی و یا ساختار شناختی شان، توقع دارند که همیشه از همه بالاتر بوده و همواره مورد تقدیر قرار گیرند و اگر در انجام هر کاری تصور کنند که احتمال موفقیت کمی ضعیف است و امکان شکست وجود دارد به هیچ عنوان حاضر به انجام آن کار نیستند.
برای افرادی مانند شما توصیه می شود که ابتدا ساختار شناختی تان را اصلاح کنید. یعنی تصور نکنید که باید همیشه موفق باشید بلکه باید به خود تخفیف داده و حتی اگر مورد سرزنش هم قرار گرفتید اما باز هم از شماتت ها نترسیده و از شکستها، برای پیروزی بعدی استفاده نمایید.
همچنین باید توانایی های خود را شناخته و در حد این توانایی ها از خودتان توقع داشته باشید. وقتی شما می دانید که توانایی انجام بسیاری از پرژه های پیشنهادی را دارید بنابراین با بررسی سرانگشتی و کسب اطمینان از این موضوع، باید خود را وادار به پذیرش آن کار کنید تا حداقل به خودتان ثابت کنید که فردی ناتوان و بدون اعتماد به نفس نیستید.
اگر می خواهید از این وضعیت رهایی یابید باید خود را درگیر با شرایطی کنید که همواره از آن هراس دارید نه اینکه هر چه بیشتر از این موقعیتها فرار کنید. فرار بیشتر از هر پروژه ای که توانایی انجام آن را دارید مصادف با ضعف هر چه بیشتر اعتماد به نفس تان است.
با تشکر از تماس شما