ناشناس
سوال 612947
به نام خدا<br> با سلام <br>نوجوانی هستم بسیار منطقی و پدر و مادر شیعه دارم و مانند اکثریت جمعیت ایران به اسم شیعه هستم که از نگاه من حداقل برای من که ادم منطقی ای هستم شیعه و سنی و بهایی و مسیحی و یهودی <br>بدون تحقیق،هیچ تمایزی با هم ندارند.از این رو در حال تحقیق در حوزه ی شریعت های مختلف هستم.بسیاری از مسایل مانند منطق نماز،ارکان نماز مانند رکوع،سجده،وضو و سایر مسایل مانند امر به معروف و نهی از منکر،زکات،خمس و غیره را با منطق قبول کردم ،<br>ولی چندی پیش با یک بهایی نشستم و سخنانش را گوش دادم((از ویزگی های علامه جعفری این بود که سخن دیگران را خوب گوش می کرد،هر کس که می خواست باشد)).دیدم او می گفت که بعضی از رفتار شما شیعیان بسیار بی ربط و غیر منطقی است.گفتم مثلا؟<br>گفت:شما شیعیان دست امام و رهبر خود را می بوسید و وقتی از شما می پرسیم چرا می گویید عشق به ولایت.ولی این هیچ دیدگاه منطقی و قرانی ندارد و خدا در قران فرموده که از بزرگان دینی خود پیروی کنید نه این که دست و پایشان را بوسه بزنید چرا که همه دارای روح الهی و عزت نفسی هستیم که ما را از سایر حیوانات متمایز می کند حال ان که هم اقای خمینی و هم اقای خامنه ای در فیلم برداری هایی این اجازه را به اطرافیان خود می دهند که به راحتی دستشان را بوسه زنند،علاوه بر این ها هر چقدر هم این افراد با تقوا باشند چون معصوم بالذات نیستند ممکن است که شرایط را برای ام الفساد یعنی غرور نسبت به خودشان اماده کنند که این از نگاه منطقی کاملا مردود است و موجب خرافاتی شدن مردم می شود،حال ان که ائمه ی ما همیشه تو صیه به عمل عقلانی و منطقی کرده اند و به این دلیل و سایر دلایل مهم تر است که ما به شریعت شما نمی گرویم.<br><br>خواهشا ذهن من را نسبت به این موضوع کوچک ولی بسیار مهم روشن کنید.باتشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام. مطلب فوق از چند جهت مردود است اولا: اگرایشان بهایی است و قران را قبول ندارد پس چرا می گوید « این هیچ دیدگاه منطقی و قرانی ندارد و خدا در قران فرموده...» ثانیا: می گوید« و خدا در قران فرموده که از بزرگان دینی خود پیروی کنید نه این که دست و پایشان را بوسه بزنید»در حالی كه قرآن نگفته دست كسی را نبوسید كدام آیه چنین گفته؟ ثالثا: اتفاقا بوسیدن دست هم دیدگاه منطقی دارد هم قرآنی . وقتی بوسیدن اظهار ارادت و محبت به اولیای الهی و رهبر جامعه اسلامی است هم مطابق منطق عقلاست و لذا عقلای عالم در مقام نشان دادن اوج محبت و ارادت خود به كسی دست او را می بوسند (بوسیدن دست پدر و مادر در سراسر عام با هر دین و آیینی از همین باب است آیا بوسیدن دست مادری كه عمری را برای فرزند سپری كرده با عزت نفس و روح الهی انسان منافات دارد؟) و از نظر قرآنی هم این كار تعظیم شعائر الهی محسوب می شود كه قرآن امر به آن نموده و آن را نشانه ی تقوای قلب می داند « و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب» رابعا : ایشان می گوید« هر چقدر هم این افراد با تقوا باشند چون معصوم بالذات نیستند ممکن است که شرایط را برای ام الفساد یعنی غرور نسبت به خودشان اماده کنند» این سخن بر فرض درست باشد در مورد امام معصوم درست نیست چون خودش می گوید«معصوم بالذات نیستند» در حالی كه امامان معصومند. به علاوه اولیای الهی كه گاهی برخی برای اظهار ارادت می خواهند دستشان را ببوسند خود معمولا مخالفت می كنند و در موارد محدودی در برابر ابراز ارادت برخی قرار می گیرند . این آقای بهایی بیشتر از اینكه نگران قرآن و منطق و معصوم باشد بغض سیاسی خود را نتوانسته نگه دارد چون شاید متوجه شده اید كه هر چند بهائیت سعی كرد خود را به عنوان فرقه عقیدتی معرفی كند اما امروزه برای همگان روشن است كه یك فرقه عقیدتی نیست بلكه فرقه ای سیاسی است. خامسا : ایشان گفته« ائمه ی ما همیشه تو صیه به عمل عقلانی و منطقی کرده اند» در حالی كه بهایی ها ائمه را قبول ندارند بهایی ها ساخته ی استعمارگران برای مقابله با اسلام است و به جای یك فرقه عقیدتی یك فرقه سیاسی محسوب می شوند و امام و قبله و ملجأ و مأوایشان اسرائیل است. كمك كشورهاى خارجى به ویژه انگلستان و اسرائیل در كسب اقتدار براى بهائیان بسیار مؤثر بود. رژیم پهلوى آنان را مورد اعتماد تشخیص داد و در دوره پهلوى دوم به عنوان یكى از عمده ترین كارگزاران دولت خویش به كار گرفت. آنان هم با استفاده از این جایگاه سیاسى، ایران را سرزمین امنى براى رشد خویش یافتند و با افزودن بر قدرت سیاسى و اقتصادى خویش تلاش نمودند تا ایران را، همان طور كه در رؤیاهاى سیدعلى محمدباب بود، به مهمترین پایگاه خویش مبدل سازند. قدرتهاى استعمارى نیز از این معامله بسیار راضى به نظر مى رسیدند. آنان از این رهگذر ضمن اطمینان از قدرت عامل دست نشانده خویش، تنها كشور شیعى مذهب جهان را در دستان كسانى مى دیدند كه ضامن منافع آنان بودند و حاضر بودند همه منافع این ملت را فداى منافع خود و مصالح آنان نمایند. ارتباط آنان با اسرائیل كه در حقیقت پادگان كشورهاى غربى در قلب ملتهاى مسلمان است موجب شده بود كه با توجه به مشاغل حساس آنان، غرب بتواند ازاطلاعات دست اول و مهمى درباره ایران بهره مند گردد.
به گفته فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه، شخص شاه در جریان رشد و نفوذ بهائیان قرار داشت. او مى گوید: «یكى دیگر از فرقه هایى كه توسط اداره كل سوم ساواك با دقت دنبال مى شد بهائیت بود.شعبه مربوطه بولتنهاى نوبه اى (سه ماهه) تنظیم مى كرد كه یك نسخه از آن از طریق من (دفتر ویژه اطلاعات) به اطلاع محمد رضا مى رسید. این بولتن مفصل تر از بولتن فراماسونرى بود، اما محمد رضا از تشكیلات بهائیت و بخصوص افراد بهائى در مقام مهم و حساس مملكتى اطلاع كامل داشت و نسبت به آنها حسن ظن نشان مى داد.» به این ترتیب این فرقه زیر چتر حمایتى پهلوى دوم نفوذ بسیار گسترده اى در حکومت ایران به دست آورد.
مطالب زیر شدت این روابط و چهره بهائیت را آشکار می کند :
1ـ مركز فرقه بهائیت و اماكن به اصطلاح زیارتی آن در فلسطین اشغالی و بخصوص شهرهای «عكا» و «حیفا» واقع شده است. سالها پیش، بابیان بهایی (بهائیان) جسد علی محمد شیرازی اولین خدا و پیامبر خویش را به اسرائیل منتقل كردند و با همكاری و مساعدت رژیم صهیونیستی بارگاه باشكوهی برای او بنا كردند. در این خصوص اشاره به خبر زیر به نقل از مطبوعات مناسب است:
« سهشنبه اول خرداد 1380 در سالروز رحلت حضرت رسول اكرم(ص) رژیم اشغالگر قدس بار دیگر به جهان اسلام اهانتی گستاخانه نمود. سران رژیم صهیونیستی با راه اندازی جشن و پایكوبی برای تجمعی از فرقه ضاله بهائیت یك ساختمان دویست و پنجاه میلیون دلاری را به عنوان پایگاه جهانی بهائیت در ارتفاع «كرمل» شهر «حیفا» افتتاح نمودند.
ساخت این مجموعه عظیم ساختمانی با حمایت مستقیم اسحاق رابین، نخستوزیر معدوم رژیم صهیونیستی، از سال 1372 و زیر نظر دو بهایی فراری ایرانی به نامهای مهندس حسین امانت و دكتر فریبز صهبا تحت شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد. این تصمیم پس از برگزاری اجتماع سراسری سال 1992 سران فرقه بهائیت در نیویورك زیر نظر «سیا»، «اینتلیجنس سرویس» و «موساد» با هدف ایجاد قوس یا زیارتگاه متناسب با شأن پیامبر دیانت بابی در مدفنش به مسئولان رژیم اشغالگر فلسطین ابلاغ شده بود. اركستر سمفونیك اسرائیل در این مراسم حاضران را كه در میان آنها مسئولان سیاسی، اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و برخی چهرههای شناخته شده بهائیت در آمریكا و اروپا نیز دیده میشدند، جهت دعا و نیایش همراهی میكرد.
نكته مهم و قابل توجه در این تجمع، حضور خبرنگاران رادیو و تلویزیونهای مختلف جهان برای ایجاد پوشش علنی صوتی و تصویری افتتاح این كاخ میباشد. از جمله محورهایی كه برگزاركنندگان مراسم از كانال این خبرنگاران دنبال میكردند میتوان به این موارد اشاره كرد:
ـ دولت اسرائیل با نهایت افتخار میتواند میزبان همه بهائیان تحت ستم در جهان علیالخصوص بهائیان ساكن در جهان اسلام باشد.
ـ آثار این دیانت مدرن و پیشرفته كه متناسب با جهان توسعهیافته قرن بیست و یكم است، به صدها زبان و لهجه جهانی ترجمه و منتشر شده است و میتواند در برابر سایر برداشتها و قرائتهای عقب افتاده و متحجرانه بایستد.
ـ رویكرد به بهائیت رو به گسترش است و بهائیان كه متمایل به دولت اسرائیلاند، در جهان بیش از 6 میلیون نفرند!»
2ـ سران بهائیت و سران صهیونیسم از ابتدا روابط علنی نزدیكی با یكدیگر داشته اند، به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره كرد:
ـ شركت «هربرت ساموئل»، یهودی صهیونیست (و اولین كمیسر عالی انگلیس در فلسطین در دوران قیمومت انگلیس) در مراسم تشییع جنازه عبدالبها سومین خدا و پیامبر بهائیان(1)
ـ هنگامی كه در سال 1947 سازمان ملل كمیسیونی مركب از نمایندگان یازده كشور را برای ارائه نظر در مورد آینده فلسطین به منطقه اعزام كرده بود، رهبر بهائیان در نامهای به این كمیسیون، یهودیان را بیش از مسلمانان و مسیحیان نسبت به بیتالمقدس محق معرفی كرد و از این نظر تنها بهائیت را همسنگ با یهودیان برشمرد.(2)
ـ ملاقات رئیس جمهور اسرائیل با «شوقی افندی» (پیشوای بهائیان بعد از عبدالبها) در فروردین 1332 كه در این دیدار شوقی افندی، نظر مساعد و تمایل بهائیان را نسبت به اسرائیل اعلام كرد و آرزوی بهائیان را برای ترقی و سعادت اسرائیل برشمرد و رئیس جمهور اسرائیل هم ضمن تقدیر از اقدامات و مجاهدات بهائیان در كشور اسرائیل، آرزوی قلبی خویش را برای موفقیت بهائیان در اسرائیل و سراسر گیتی اظهار داشت و از خاطره مشرف شدن خدمت عبدالبها پیشوای سابق بهائیان در چندین سال قبل یاد كرد.(3)
ـ در همین زمینه میتوان به جملهای از روحیه «ماكسول»، همسر آمریكایی شوقی افندی و از رهبران بهائیت اشاره كرد كه خود گویای همه چیز است: «سرنوشت و آینده اسرائیل و بهائیگری چون حلقههای یك زنجیر به هم پیوسته است.»(4)
3ـ چه در غرب و چه در ایران، درصد قابل توجهی از بدنه بهائیت را یهودیانی تشكیل میدهند كه به این فرقه گرویده اند. در مورد نقش فوق العاده یهودیان در تقویت بهائیت در ایران میتوان به مقاله تحقیقی و مستند «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران» نوشته آقای عبدالله شهبازی رجوع كرد كه در این آدرس اینترنتی قابل مطالعه است:
http://www.shahbazi.org/pages/bahaism1.htm
موفق باشید.
به گفته فردوست رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه، شخص شاه در جریان رشد و نفوذ بهائیان قرار داشت. او مى گوید: «یكى دیگر از فرقه هایى كه توسط اداره كل سوم ساواك با دقت دنبال مى شد بهائیت بود.شعبه مربوطه بولتنهاى نوبه اى (سه ماهه) تنظیم مى كرد كه یك نسخه از آن از طریق من (دفتر ویژه اطلاعات) به اطلاع محمد رضا مى رسید. این بولتن مفصل تر از بولتن فراماسونرى بود، اما محمد رضا از تشكیلات بهائیت و بخصوص افراد بهائى در مقام مهم و حساس مملكتى اطلاع كامل داشت و نسبت به آنها حسن ظن نشان مى داد.» به این ترتیب این فرقه زیر چتر حمایتى پهلوى دوم نفوذ بسیار گسترده اى در حکومت ایران به دست آورد.
مطالب زیر شدت این روابط و چهره بهائیت را آشکار می کند :
1ـ مركز فرقه بهائیت و اماكن به اصطلاح زیارتی آن در فلسطین اشغالی و بخصوص شهرهای «عكا» و «حیفا» واقع شده است. سالها پیش، بابیان بهایی (بهائیان) جسد علی محمد شیرازی اولین خدا و پیامبر خویش را به اسرائیل منتقل كردند و با همكاری و مساعدت رژیم صهیونیستی بارگاه باشكوهی برای او بنا كردند. در این خصوص اشاره به خبر زیر به نقل از مطبوعات مناسب است:
« سهشنبه اول خرداد 1380 در سالروز رحلت حضرت رسول اكرم(ص) رژیم اشغالگر قدس بار دیگر به جهان اسلام اهانتی گستاخانه نمود. سران رژیم صهیونیستی با راه اندازی جشن و پایكوبی برای تجمعی از فرقه ضاله بهائیت یك ساختمان دویست و پنجاه میلیون دلاری را به عنوان پایگاه جهانی بهائیت در ارتفاع «كرمل» شهر «حیفا» افتتاح نمودند.
ساخت این مجموعه عظیم ساختمانی با حمایت مستقیم اسحاق رابین، نخستوزیر معدوم رژیم صهیونیستی، از سال 1372 و زیر نظر دو بهایی فراری ایرانی به نامهای مهندس حسین امانت و دكتر فریبز صهبا تحت شدیدترین تدابیر امنیتی آغاز شد. این تصمیم پس از برگزاری اجتماع سراسری سال 1992 سران فرقه بهائیت در نیویورك زیر نظر «سیا»، «اینتلیجنس سرویس» و «موساد» با هدف ایجاد قوس یا زیارتگاه متناسب با شأن پیامبر دیانت بابی در مدفنش به مسئولان رژیم اشغالگر فلسطین ابلاغ شده بود. اركستر سمفونیك اسرائیل در این مراسم حاضران را كه در میان آنها مسئولان سیاسی، اقتصادی و امنیتی صهیونیستها و برخی چهرههای شناخته شده بهائیت در آمریكا و اروپا نیز دیده میشدند، جهت دعا و نیایش همراهی میكرد.
نكته مهم و قابل توجه در این تجمع، حضور خبرنگاران رادیو و تلویزیونهای مختلف جهان برای ایجاد پوشش علنی صوتی و تصویری افتتاح این كاخ میباشد. از جمله محورهایی كه برگزاركنندگان مراسم از كانال این خبرنگاران دنبال میكردند میتوان به این موارد اشاره كرد:
ـ دولت اسرائیل با نهایت افتخار میتواند میزبان همه بهائیان تحت ستم در جهان علیالخصوص بهائیان ساكن در جهان اسلام باشد.
ـ آثار این دیانت مدرن و پیشرفته كه متناسب با جهان توسعهیافته قرن بیست و یكم است، به صدها زبان و لهجه جهانی ترجمه و منتشر شده است و میتواند در برابر سایر برداشتها و قرائتهای عقب افتاده و متحجرانه بایستد.
ـ رویكرد به بهائیت رو به گسترش است و بهائیان كه متمایل به دولت اسرائیلاند، در جهان بیش از 6 میلیون نفرند!»
2ـ سران بهائیت و سران صهیونیسم از ابتدا روابط علنی نزدیكی با یكدیگر داشته اند، به عنوان مثال میتوان به این موارد اشاره كرد:
ـ شركت «هربرت ساموئل»، یهودی صهیونیست (و اولین كمیسر عالی انگلیس در فلسطین در دوران قیمومت انگلیس) در مراسم تشییع جنازه عبدالبها سومین خدا و پیامبر بهائیان(1)
ـ هنگامی كه در سال 1947 سازمان ملل كمیسیونی مركب از نمایندگان یازده كشور را برای ارائه نظر در مورد آینده فلسطین به منطقه اعزام كرده بود، رهبر بهائیان در نامهای به این كمیسیون، یهودیان را بیش از مسلمانان و مسیحیان نسبت به بیتالمقدس محق معرفی كرد و از این نظر تنها بهائیت را همسنگ با یهودیان برشمرد.(2)
ـ ملاقات رئیس جمهور اسرائیل با «شوقی افندی» (پیشوای بهائیان بعد از عبدالبها) در فروردین 1332 كه در این دیدار شوقی افندی، نظر مساعد و تمایل بهائیان را نسبت به اسرائیل اعلام كرد و آرزوی بهائیان را برای ترقی و سعادت اسرائیل برشمرد و رئیس جمهور اسرائیل هم ضمن تقدیر از اقدامات و مجاهدات بهائیان در كشور اسرائیل، آرزوی قلبی خویش را برای موفقیت بهائیان در اسرائیل و سراسر گیتی اظهار داشت و از خاطره مشرف شدن خدمت عبدالبها پیشوای سابق بهائیان در چندین سال قبل یاد كرد.(3)
ـ در همین زمینه میتوان به جملهای از روحیه «ماكسول»، همسر آمریكایی شوقی افندی و از رهبران بهائیت اشاره كرد كه خود گویای همه چیز است: «سرنوشت و آینده اسرائیل و بهائیگری چون حلقههای یك زنجیر به هم پیوسته است.»(4)
3ـ چه در غرب و چه در ایران، درصد قابل توجهی از بدنه بهائیت را یهودیانی تشكیل میدهند كه به این فرقه گرویده اند. در مورد نقش فوق العاده یهودیان در تقویت بهائیت در ایران میتوان به مقاله تحقیقی و مستند «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران» نوشته آقای عبدالله شهبازی رجوع كرد كه در این آدرس اینترنتی قابل مطالعه است:
http://www.shahbazi.org/pages/bahaism1.htm
موفق باشید.