ناشناس
سوال 615290
با عرض سلام و خسته نباشید:<br>مشکل بنده راجع به خواهرمه.خواهرم فرشته 27 ساله،مجرد،بیکار، لیسانس رشته زیست که دانشگاهش 7 سال طول کشید،ایشون خیلی مؤمن بود در طول ایام دانشگاه طوریکه بعضی اوقات نماز شب هم میخوند.بعد از گذشت 1 سال از فارغ التحصیلیش هنوز دنبال کار میگشت تا سربار خانواده نباشه،کار اداری که براش جور نشد،بناچار فرشته بسفارش خواهر بزرگترمون صدف32 ساله متاهل در یک داروخانه مشغول به کارشد با دستمزد ماهیانه 100 تومن.<br>خانواده ما با پدر و مادرم ده نفره!<br>4 پسر 4 دختر<br>3 برادر ازدواج کردن و خونشون جدا شده که 2تاشون همسایه مون شدن.<br>3 خواهرم هم ازدواج کردن که دومین خواهر بزرگم فروزان از شوهرش بنا به بی کفایتی شوهرش طلاق گرفته و الان پیش ما زندگی میکنه.<br>ما متشکل از پدر و مادر بعلاوه فرشته و فروزان و بنده هستیم.که هرسه تامون الان مچردیم.<br>خداروشکر مشکل مالی آنچنانی نداریم که فرشته بخواد دنبال کار برای بدست آوردن پول باشه.فقط بنا به دلیل احساس سربار بودن و اینکه تا حالا موفق به ازدواج نشده میخواد کار پیدا کنه.<br>بعد از 2 ماه از کار داروخانه به دلیل فروش کم داروخانه از کار بیکار شد.<br>در طول این دوماه رفتار فرشته به یکدفعه شروع به تغییر کرد.<br>فرشته که تاحالا سابقه نداشته بود حتی یکبار بی چادر از خونه بره بیرون اینبار یی چادر و با عینک دودی بیرون میرفت که بنظر اعتقاد خونوادگی و فرهنگی خونواده ما و البته شهرمون این پوشش ناپسنده و فرشته هم به این قضیه آگاه بود.مخالفتای مادر و همه اعضا خانواده با این پوشش فرشته شروع شد ولی فرشته به حرف کسی گوش نمیداد که نهایتا بیخیال قضیه شدیم دیگه ولی در عین حال خانواده خیلی ناراحت این تغییر بود و فرشته هم اینو حس میکرد<br>مسلم که تا اینجا مشکل چندان خاصی وجود نداشته.فرشته از اینکه تاحالا ازدواج نکرده سر خوردس<br>طی یکی دو سال اخیر هر وقت مهمون میاد خونمون فرشته خودشو از مهمونا مخفی میکنه،از جماعت متنفره،سر سفره با ما غذا نمیخوره،پرخاشگریش زیاد شده،گوشه گیره،با کوچکترین حرفی گریه میکنه،از محبت دیدن بشدت ناراحت میشه،به اینکه حس میکنه کسی بهش توجه نمیکنه ناراحته،از توکل بخدا و امید به خدا مایوس شده،اخیرا هم در نحوه حرف زدنش اختلال پیدا شده،وسط حرفاش کلمات پرت و پلای کوتاه میگه و البته خودش فکر میکنه که هیچ مشکلی نداره و این رفتار بقیس که اشتباهه.<br>حاضر به شنیدن هیچ حرفی در خصوص کمک به رفتارش تیست<br>چند بار برای باز شدن بختش به امامزاده ها و حتی فالگیر رفته.<br> ادامه گفته ها خیلی زیاده منتها نمیدونم آیا نیازه بگم یا نه؟<br>من به دفتر خاطراتش که کل مشکلاتش رو توش نوشته دسترسی دارم البته اینکارو فقط بخاطر کمک به خودش کردم و اسرارش پیش من محفوظ خواهد ماند<br>راه حل و راهنمایی لازم رو در خصوص نحوه رفتار برای کمک به فرشته توصیه بفرمایید<br>با ضمن عرض پوزش و همچنین تشکر فراوان
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی البته سرک کشیدن به جنبه های خصوصی زندگی افراد کار درست و اخلاقی نیست اما در هر حال شما این کار را انجام داده اید. با توجه به اینکه به دفتر خاطرات خواهرتان دسترسی دارید برایتان مشخص شده که مشکل اصلی شان چیست؟ آیا بزرگترین و مهمترین دغدغه ایشان ازدواج نکردن شان است؟
علت سوال من این است که بعید می دانم تنها مشکل خواهرتان این باشد. من احتمال می دهم مشکلات دیگری نیز در کار باشد که خواهر شما را تا این حد به خود مشغول کرده است.
ولی به طور کلی برای برخورد درست با خواهرتان ابتدا نیازهای ایشان را بشناسد. اگر می بینید مساله ای ایشان را ناراحت می کند(مثلا بودن در جمع فامیلی) به وی فشار نیاورید. اگر پوشش مانتو را انتخاب کرده اند دایما ایشان را مواخذه نکنید. مانتو پوشیدن منافاتی با اخلاق مدار بودن ندارد. ایشان یک دختر 27 ساله هستند بنابراین بد و خوب را از هم تشخیص داده و هر کاری که می کنند دارای پایه و اساس منطقی است.
به طور کلی به عقاید و خواسته های ایشان احترام بگذارید و به خاطر هر چیزی ایشان را مواخذه نکنید. حتی برای رسیدن به خواسته هایشان کمک شان کنید. اگر می بینید دنبال کار هستند سایر اعضای خانواده ها در این امر کمک شان کنید تا ایشان بدانند که خانواده ای حامی دارند به خصوص که خانواده شما بزرگ و وسیع است و حتی عروسها و دامادها هم می توانند در برخی از زمینه ها کمک باشند.
این اصول را رعایت کنید تا قدری از احساس خصومت خواهرتان کاسته شود. سپس سعی کنید از لحاظ روحی به ایشان نزدیک شوید. به خصوص خواهرتان که با شما زندگی می کنند می توانند این نقش را به خوبی ایفا کنند. برای این منظور خواهر شما می تواند تنها سنگ صبور فرشته باشد نه کسی که دایما کارهای خوب را توصیه و وی را از کارهای بد باز می دارد. به کمک این خواهرتان(فروزان) سعی کنید به فرشته نزدیک تر شوید. مثلا ایشان را به فعالیتهای مثبتی مانند ورزش و تفریحات سالم تشویق کنید .
اگر فرشته دایره روابط اجتماعی سالم خود را گسترده کرده و از بداخلاقی و پرخاشگری دست بردارد مسلما فرصتهای بسیار زیادی برای ازدواج پیدا می کند.
شما و خواهرتان باید سعی کنید نقش یک حامی بسیار مهم را در زندگی فرشته ایفا کنید تا اطمینان لازم میان شما فراهم شده و اعتماد لازم شکل گیرد تا بتوانید به وی کمک کنید. ضمنا دایما هم به وی تلقین نکنید که رفتارهایش مشکل دارد قدری او را بپذیرید و انتقاد نکنید. انتقاد دایم باعث کاهش اعتماد به نفس افراد می گردد. به او و امتیازاتش توجه کرده و به این امتیازات بها دهید.
با تشکر از تماس شما
کاربر گرامی البته سرک کشیدن به جنبه های خصوصی زندگی افراد کار درست و اخلاقی نیست اما در هر حال شما این کار را انجام داده اید. با توجه به اینکه به دفتر خاطرات خواهرتان دسترسی دارید برایتان مشخص شده که مشکل اصلی شان چیست؟ آیا بزرگترین و مهمترین دغدغه ایشان ازدواج نکردن شان است؟
علت سوال من این است که بعید می دانم تنها مشکل خواهرتان این باشد. من احتمال می دهم مشکلات دیگری نیز در کار باشد که خواهر شما را تا این حد به خود مشغول کرده است.
ولی به طور کلی برای برخورد درست با خواهرتان ابتدا نیازهای ایشان را بشناسد. اگر می بینید مساله ای ایشان را ناراحت می کند(مثلا بودن در جمع فامیلی) به وی فشار نیاورید. اگر پوشش مانتو را انتخاب کرده اند دایما ایشان را مواخذه نکنید. مانتو پوشیدن منافاتی با اخلاق مدار بودن ندارد. ایشان یک دختر 27 ساله هستند بنابراین بد و خوب را از هم تشخیص داده و هر کاری که می کنند دارای پایه و اساس منطقی است.
به طور کلی به عقاید و خواسته های ایشان احترام بگذارید و به خاطر هر چیزی ایشان را مواخذه نکنید. حتی برای رسیدن به خواسته هایشان کمک شان کنید. اگر می بینید دنبال کار هستند سایر اعضای خانواده ها در این امر کمک شان کنید تا ایشان بدانند که خانواده ای حامی دارند به خصوص که خانواده شما بزرگ و وسیع است و حتی عروسها و دامادها هم می توانند در برخی از زمینه ها کمک باشند.
این اصول را رعایت کنید تا قدری از احساس خصومت خواهرتان کاسته شود. سپس سعی کنید از لحاظ روحی به ایشان نزدیک شوید. به خصوص خواهرتان که با شما زندگی می کنند می توانند این نقش را به خوبی ایفا کنند. برای این منظور خواهر شما می تواند تنها سنگ صبور فرشته باشد نه کسی که دایما کارهای خوب را توصیه و وی را از کارهای بد باز می دارد. به کمک این خواهرتان(فروزان) سعی کنید به فرشته نزدیک تر شوید. مثلا ایشان را به فعالیتهای مثبتی مانند ورزش و تفریحات سالم تشویق کنید .
اگر فرشته دایره روابط اجتماعی سالم خود را گسترده کرده و از بداخلاقی و پرخاشگری دست بردارد مسلما فرصتهای بسیار زیادی برای ازدواج پیدا می کند.
شما و خواهرتان باید سعی کنید نقش یک حامی بسیار مهم را در زندگی فرشته ایفا کنید تا اطمینان لازم میان شما فراهم شده و اعتماد لازم شکل گیرد تا بتوانید به وی کمک کنید. ضمنا دایما هم به وی تلقین نکنید که رفتارهایش مشکل دارد قدری او را بپذیرید و انتقاد نکنید. انتقاد دایم باعث کاهش اعتماد به نفس افراد می گردد. به او و امتیازاتش توجه کرده و به این امتیازات بها دهید.
با تشکر از تماس شما