ناشناس

سوال 630709

با سلاممن امیرحیدری هستم 19 ساله از زنجان-ما یک خانواده چهار نفره هستیم یعنی بودیم خواهر شانزده ساله من بعد از دوسال تحمل بیماری چهار ماه پیش فوت کرد-ما به شدت به او وابسته بودیم و اون شیرینی زندگی ما بود-دختری بسیار پاک و خوب-خصوصا مادرم بسیار به او وابسته بود و هر روز گریه میکند و تحمل ندارد و هروز که میگذرد بدتر می شود-به دلایلی با فامیل و آشناها ارتباط زیادی نداریم-به خصوص فامیل مادری که اصلا ارتباط نداریم-فامیلهای پدری هم دو سه نفر-اصلا مارو درک نمیکنن واقعا براشون متاسفم که مارو تنها میذارن-مادرم بسیار تنهاست-پدرم کارمند است و من هم از اوایل بیماری خواهرم به مدرسه نرفتم-راستش رو بگم حوصلشون نداشتم-تا سوم دبیرستان رشته کامپیوتر خوندم-پونزده درس موند-زندگیمون به هم ریخته اینجور پیش بره نمیدونم چی میشه-از شانسمون مادرم هم بچه دار نمیشه-شبا دیر میخوابم صبح ها دیر پا میشم-راستش به چیزی امید ندارم-کارم شده کار با رایانه خونه نشین-مادرم خیلی تنهاست اگه بچه دار میشده شاید سرگرم میشد ولی نمیشه-تو رو خدا کمک کنین یه راهی پیشنهاد بدین-میخوام زندگمون تغییر کنه-چه کاری از دست من برمیاد-با توجه به شرایطی که دارم بعد سالگرد خواهرم ازدواج کنم ایا شرایط بهتر میشه کمکی میکنه یا نه-مشکل خونه و ماشین ندارم-یا چه پیشنهادی برا بهتر شدن اوضاع دارین-تو رو خدا کمک کنین-تشکر شهر:زنجان سن:19 تحصیلات:سوم دبیرستان شغل:بیکار بیماری:کلافت و انحراف مچ پا البته میتونم راه برم مشکلی نیست

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.