ناشناس
سوال 642925
باسلام وعرض خسته نباشید.در رابطه باسوالات قبلی ام،بعضی وقتها خیلی دلم می گیره وناراحت میشم ازاینکه چرارفتار بدی با او داشتم که منجر به قطع رابطه شد،خودم رو مقصر میدونم،او حق همسایگی بر گردنم داشت وقتهایی بود که اگه به مشکلی برمیخوردم می گفت منو برادرخودت بدون اگه مشکل مالی و... داشتی روی من حساب کن درحالیکه هیچ یک از همسایه هایم حتی صاحب مغازه ام اینو نمیگه حتی بعضی رفتارهایی دارد که دیگران ندارند،احساس گناه می کنم که با پیروی ازحرف خانواده ام دل او را شکستم . نمی دونم چراچنین احساسی دارم.با خودمیگویم خانواده ام به دلایل خاصی نمی توانند زندگی بهترازاین برایم فراهم کنند.اگرمی توانستندطی این چندسال می کردند.دیگرفرصتی و عمری وجوانی وجودندارد. احساس بیچارگی وبدبختی میکنم. با تشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و وقت بخیر
کاربر گرامی ممکن است گاه در اثر احساسات دلتان بگیرد و و حس دلسوزی و ترحم به شما دست بدهد اما آنچه که ضروریست اینست که شما برای یک عمر زندگیتان قرار است تصمیم گیری کنید و چه بسا یک تصمیم احساسی و عجولانه شانس خوشبختی را از خودمان و دیگری سلب کنیم پس با تامل و توکل تصمیم مدبرانه ای بگیرید. موفق باشید.
کاربر گرامی ممکن است گاه در اثر احساسات دلتان بگیرد و و حس دلسوزی و ترحم به شما دست بدهد اما آنچه که ضروریست اینست که شما برای یک عمر زندگیتان قرار است تصمیم گیری کنید و چه بسا یک تصمیم احساسی و عجولانه شانس خوشبختی را از خودمان و دیگری سلب کنیم پس با تامل و توکل تصمیم مدبرانه ای بگیرید. موفق باشید.