ناشناس

سوال 664887

سلام من مدتیست که دچار افسردگی شدم مدام غصبی هستم و حوصله صحبت کردن با هیچ کس را ندارم . زندگی برایم یکنواخت شده و اکثر اوقاتم را به تنهایی سپری میکنم. مدتی قبل خواستگاری داشتم که موضوعش را با خانواده ام در میان نگذاشتم تا اول خودم نظر خودم نسبت به او مطمئن شوم که آیا تمام میار های من را دارد یا نه بعد مساله را با خانواده در میان بگذارم.<br>روزها گذشت و ما ارتباط دورا دور داشتیم وی فوق العاده مرا دوست داشت و پسر مومن و خوبی هم بود ولی طی گذشت زمان متوجه شدم که سطح فرهنگی خانواده ها با هم نمیخواند و همچنین با برخی از رفتارهایش مشکل داشتم. مهم تر از همه اینکه من فردی تجملی هستم و برای آینده ام آرزوهای فراوانی دارم که وی با سطح مالی متوسط نمیتوانست برایم فراهم کند پس بنابراین مساله را با او در میان گذاشتم وگفتم که قصد ازدواج ندارم اما با وجود اینکه میدانم چقدر به من علاقه مند است و من نیز در این مدت به او عادت کرده بودم ، به نوعی عذاب وجدان دارم و افسرده شده ام.<br>در خانواده نیز صمیمیت زیادی در بین اعضای خانواده وجود ندارد. مخصوصا از اخلاق های پدرم اصلا خوشم نمی آید و فقط زندگی را به نحوی که آنها میخواهند میگذرانم تا ناراحت نشوند ولی خودم اصلا حس خوبی ندارم .البته گاهی اوقات این قوانین را مخفیانه زیر پا میگذارم که البته با ترس و دلهره همراه است .<br>چه کنم که از این وضع نجات پیدا کنم ؟<br>با تشکر <br>زینب

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
دوست خوبم قبل از هر چیز لازم است شما در مورد معیارهای خود برای ازدواج تجدید نظری داشته باشید . به این فکر کنید که آیا فردی با اخلاق و مومن و دوستدار شما می تواند خوشیختی را برای شما ارمغان بیاورد و یا فردی پولدار بدون اخلاق ؟
پول و تجملات و مادیات تضمین کننده خوشبختی نیست . البته برطرف شدن نیاز ها از ضروریات است اما تجملات معیار درست و صحیحی برای ازدواج محسوب نمی شود . لذا توصیه می کنم برای ازدواج موفق حتما با یک مشاور در مورد معیارهاتون صحبت کنید .. انها را ارزیابی نمایید .

ضمن این که سعی کنید در اولین مراحل اشنایی فرد مقابل را با خانواده اشنا کنید .چرا که انتخاب شما مشروط به انتخاب خانواده است .لذا در صورت پنهان کردن با شرایط ناخواسته ای مواجه خواهید شد .در یک تعارض درگیر می شوید .

گذشته از این مسایل برای ما بگویید که علل اختلاف شما با پدر در چیست ؟ بر سر چه مسایلی اختلاف نظر دارید .چه موانعی از صمیمیت در خانواده جلوگیری می کند .