ناشناس

سوال 671649

سلام خدمت مشاور گرامیخسته نباشیدمن نمیدونستم دقیقا این سوال به کدام حیطه از مشاوره که تعیین شده بود مربوطهفکر کردم به این حیطه نزدیکترباشهمن مدت چندسال هست که باپسری که در خارج از ایران هست به طور اتفاقی اشنا شدموالبته درابتدا هیچ علاقه ای به ایشون نداشتمایشون نسبت به من ابراز علاقه کردن ومن اعتنایی نکردمتااینکه به مرور زمان جذب شخصیت ایشون شدموایشون بسیار مصر بودنوهمینطور ادعا دارن که فقط برای تحصیل رفتن وقصد دارن برگردناموالشون هم اینجا نفروختن وقصد بازگشت دارنناگفته نماند که در این مدت اطلاعاتی اتفاقی وبعضا باتحقیق خودم به دست اوردم وتونستم کل خانوادش رو بشناسمایشون از یک خانواده بسیار ثروتمند هستنوتحصیل کرده , محترم وخوبی دارن اما بنده در یک شهر کوچک باخانوادم زندگی میکنم که از لحاظهای زیادی باهم فرق داریممن خیلی روی این تفاوتهای زیاد حساس بودم ولی ایشون معتقده خودم مهم هستمخانوادشونم زیاد راضی نیستنزمانی که قرار بود ایشون به همراه خانوادشون بیان منزلمونودر تدارکش بودمادرشون بیمار شدن وبعد از ازمایشها مشخص شد سرطان دارنایشون خیلی گرفتار مشکلات شدن وگاهی چند به چندماه حال منو جویا میشدنخب من واقعا سختی کشیدم وتصمیم گرفتم باوجود علاقه وعشق زیادی که پیدا کرده بودم ازشون جدابشماما مخالفت کردن وقول دادن در اسرع وقت خانوادشونو راضی کنن (خانوادشون تاحد زیاد ی مخالف بودن بخاطر تفاوتها)اما هرروز دورتر میشه ازمباوجود اینکه میدونم بهم علاقه داره ولی بخاطر مشکلاتش وبودن تویک کشور خارجی واینکه ماخیلی باهم فرق داریم, میخوام بدونم ایا راهی هست که من بتونم راضیش بکنم که من باهاش تاته خط هستممن نمیدونم چطور حالا که ازم دور شده دوباره جذبش کنممن واقعا عاشقش شدممیخوام بدونم چطور وباچه حرفی میتونم بکشونمش به صحبت کردن وروشن کردن تکلیفاحتمالا اون دودله وبخاطر سوالای من ومشکلاتش خودشو از من مخفی کردهمیخوام بدونم چطوری بکشونمش پای صحبتوباچه حرفهایی بدون اینکه ناراحتی پیش بیاد ازش بخوام تکلیفو یه سره کنهمن حاضرم تازمانی که مادرش بهبود پیدا کنه صبر کنمولی هرقدر حتی حالشو میپرسم جوابی نمیدهفقط اصرار داشت ترکش نکنموالانم گاهی اس ام اس میدهگفتم بیا صحبت کنیم نیومدنه ایمیلی جواب میده ونه اس ام اسیاگر بگید چطور راضی به صحبتش کنم ممنون میشممن نمیخوام از دستش بدم ولی صبرم هم تموم شده ومیخوام تکلیف مشخص بشهببخشید اگر حرفام طولانی شداین موضوع داره افسردم میکنهاگر ممکنه حرفای من محرمانه باقی بمونه پیشاپیش متشکرم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام
دوست گرامی جدا از سوالی که از من داشتید ، این سوال را از شما دارم که تا چه حد به صداقت ایشان اطمینان دارید؟ سریع پاسخ ندهید. کمی فکر کنید.اطلاعاتی که شما از ایشان دارید از چه منبعی است؟ گفته های ایشان یا تحقیقات دقیق خودتان؟
به نظر شما یک فرد متمول که خارج از کشور است و دارای خانواده ای ثروتمند است چرا باید ندیده و نشناخته با شما رابطه برقرار کرده و به سرعت ابراز علاقه کند؟ حتی اگر این ابراز علاقه واقعی هم باشد دوام ندارد چون بسیار هیجانی و به یکباره بوده است و طبیعی است که بعد از مدتی کناره گیری صورت گیرد.
توجه کنید بسیاری از افراد از فضای اینترنت و چت و اس ام اس و ... تنها برای سرگرمی استفاده می کنند و با ابراز علاقه و بعضا به کاربردن صحبتهای غیر صادقانه و غلوآمیز سعی در جذب طرف مقابل دارند.
حتی من در مورد بیماری مادر ایشان هم تردید دارم. چطور است که وقتی صحبت از خواستگاری شد این بیماری عود کرد؟؟؟؟این صحبت را من در چند مورد دیگر مشابه شما هم شنیده ام و لذا شما باید قدری انتقادی تر به این مساله نگاه کنید. ضمن اینکه ایشان تا حد زیادی رابطه شان را با شما محدود کرده اند و حتی پاسخ خواسته های شما را هم نمی دهند.
من هیچ توصیه ای برای گفتگو با ایشان ندارم چون به صداقت ایشان تردید دارم لذا توصیه می کنم یکبار دیگر از ایشان بخواهید زمانی برای گفتگو قرار دهند و تهدید شان کنید که اگر چنین زمانی را صرف نکنند رابطه تان را به کلی قطع می کنید. سپس بر سر حرف خود بمانید. اگر برای برقراری رابطه و صحبت اقدام کردند که بخواهید هر چه زودتر تکلیف شما را روشن کنند نه اینکه باز هم بهانه بیاورند اگر اقدامی کردند که هیچ در غیر این صورت هر چه سریع تر این رابطه را قطع کنید چون مسلما هم ایشان صداقت لازم را ندارند و هم بر وابستگی بی مورد شما افزوده می شود.
اگر کمی با این مساله منطقی برخورد کنید خیلی سریع و منطقی می توانید تصمیم بگیرید.
با تشکر از تماس شما