ناشناس
سوال 677932
سلام<br>من احساس می کنم اعتماد به نفسم پایینه. تصمیم گیری برام گاهی سخت میشه. توی جمع دوستان گهگاه(بیشتر موارد) سکوت میکنم و تنها لبخند میزنم. برای دوستان صمیمیم بیشتر یه شنونده هستم تا دوست و همراه و راهنما، بخاطر همین دوستام فکر میکننن که من بهشون اعتماد ندارم یا قبولشون ندارم. یا وقتی من بهشون مشورت نمیدم یا نظرم رو درمورد کارهاشون نمیگم(باز هم به دلیل اینکه نظر خودم رو قبول ندارم و میترسم بخاطر نظرم دوستام ازم ناراحت شن) فکر میکنن که من دو رو هستم، درصورتی که اصـــــــلا هم اینطور نیست!<br>روابط اجتماعیم با دیگران خوبه، یعنی خجالت نمیکشم، اما گرم هم نمیشم. توی فعالیتهای اجتماعی و گروهی هم خیلی شرکت میکنم ولی....<br><br>من دوست دارم شخصیتی مستقل داشته باشم ولی توی منزل همچنین شرایطی در اختیارم نیست، مادرم فکر میکنه برای اینکه من خوب باشم باید بهم همه چیز رو تذکر بده ولی من دوست دارم در مورد مسایل، خودم نظر بدم و خودم یاد بگیرم، بارها هم بهش گفتم که من بچه نیستم که فلان چیز رو بهم تذکر بدی؛ و بعد که اشتباهی میکنم همین حرفم رو یادم میارن. چی کنم که بهم اعتماد کنن؟<br><br>مشکل بعدیم هم اینه که دوستهای صمیمیم رو انحصاراً برای خودم میخوام. نه همه رو ، ولی اون چندتا که صمیمی هستند رو دوست دارم فقط با من راحتِ راحت باشن و وقتی ببینم با کسِ دیگه ای گرم گرفتند حسادت میکنم و ناخودآگاه ازشون دوری میکنم که این باعث میشه کام خودم و دوستام رو تلخ کنم. چه کار کنم که این حس بد رو از بین ببرم؟(چون همش فکر میکنن اون شخص سوم که وارد دوستی ما شده میخواد جای من رو بگیره... یه حس بچگانه)<br><br>سال نوتون هم مبارک باشه.<br>متشکر از وقتتون.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
دوست خوبم فرزندانی که در خانواده های نکته سنج بزرگ می شوند معمولا در مورد پسندیده بودن و یا نبودن خود دچار تردید هستند .این تردید اکنون در روابط اجتماعی شما هویداست . البته گفتن این نکته به این منظور نیست که شما دورانی از ناسازگاری را با خانواده شروع کنید و مدام در مقابل عادتشون جنجال داشته باشید بلکه هدف این است که ریشه موضوع را بدانید و رویه خود را تغییر دهید .روال شما برای عدم اعتماد به خود از روش های تربیتی ناشی می شود اما حقیقت و اقعیت چیز دیگری است . در کنار این عدم اعتماد ، معمولا این نوع خانواده ها فرزندانی شایسته و درستکار هم تربیت می کنند . به عبارتی به دلیل این که بکن نکن های زیادی دارند شاید اعتماد به نفس فرزند را پایین بیاورند ولی فرزندان با مقبولیت بیشتر، فهمیده تر وسنجیده تر بزرگ می شوند.
لذا این ترس و اضطراب خود را باید کنار بگذاری و با تغییر رویه به خود ثابت کنی که می تونی دوستی دلنشین تر و جذاب تر باشی. مسلما وقتی ادم ها زیاد شنونده باشند و خو درا نمایان نکنند ریشه بی اعتمادی دیگران را به خود به وجود می آورند.
برای این که این روال را تغییر بدهی باید خودت رو مورد احترام بدانی. همان قدر که دیگران برای شما محترمند .
در این صورت در مواقعی حقوق خود را ارزشمند می دانی و این قدر از ناراحت و یا دلخور شدن دیگران نمی ترسی. قاطعیت را یاد می گیری و ابراز وجود را تمرین می کنی. یکی از عوامل جذابیت نیز همین است که شما در رفتارت قاطعیت داشته باشی . آدم هایی که با همه چیز و همه کس سازش دارند معمولا پاس داشته نمی شوند .البته منظور ما ناسازگاری و جنگ و جدال نیست . بلکه باید بتونی خواسته های خودت رو بیان کنی بدون این که به دیگران بی احترامی کنی. اگر همواره دیگران را از محبت خود سیراب کنی آن وقت انها هم برای ابراز وجود شما ارزش قائل می شوند .
چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :
به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می¬توانیم اینگونه عکس¬العمل داشته باشیم:
ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم(ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم(اعلام تصمیم).
در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟”.
در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتارجرات¬مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. ویا رفتار جرات¬مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می¬دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می¬دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می¬توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات¬مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات¬مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات¬مندی خود می¬افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده¬ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می¬گوئیم:۱- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.” ۲- “نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.” ۳- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”
در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:
- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه¬گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی¬مان را پر می¬کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات¬مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.
دوست خوبم فرزندانی که در خانواده های نکته سنج بزرگ می شوند معمولا در مورد پسندیده بودن و یا نبودن خود دچار تردید هستند .این تردید اکنون در روابط اجتماعی شما هویداست . البته گفتن این نکته به این منظور نیست که شما دورانی از ناسازگاری را با خانواده شروع کنید و مدام در مقابل عادتشون جنجال داشته باشید بلکه هدف این است که ریشه موضوع را بدانید و رویه خود را تغییر دهید .روال شما برای عدم اعتماد به خود از روش های تربیتی ناشی می شود اما حقیقت و اقعیت چیز دیگری است . در کنار این عدم اعتماد ، معمولا این نوع خانواده ها فرزندانی شایسته و درستکار هم تربیت می کنند . به عبارتی به دلیل این که بکن نکن های زیادی دارند شاید اعتماد به نفس فرزند را پایین بیاورند ولی فرزندان با مقبولیت بیشتر، فهمیده تر وسنجیده تر بزرگ می شوند.
لذا این ترس و اضطراب خود را باید کنار بگذاری و با تغییر رویه به خود ثابت کنی که می تونی دوستی دلنشین تر و جذاب تر باشی. مسلما وقتی ادم ها زیاد شنونده باشند و خو درا نمایان نکنند ریشه بی اعتمادی دیگران را به خود به وجود می آورند.
برای این که این روال را تغییر بدهی باید خودت رو مورد احترام بدانی. همان قدر که دیگران برای شما محترمند .
در این صورت در مواقعی حقوق خود را ارزشمند می دانی و این قدر از ناراحت و یا دلخور شدن دیگران نمی ترسی. قاطعیت را یاد می گیری و ابراز وجود را تمرین می کنی. یکی از عوامل جذابیت نیز همین است که شما در رفتارت قاطعیت داشته باشی . آدم هایی که با همه چیز و همه کس سازش دارند معمولا پاس داشته نمی شوند .البته منظور ما ناسازگاری و جنگ و جدال نیست . بلکه باید بتونی خواسته های خودت رو بیان کنی بدون این که به دیگران بی احترامی کنی. اگر همواره دیگران را از محبت خود سیراب کنی آن وقت انها هم برای ابراز وجود شما ارزش قائل می شوند .
چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :
به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می¬توانیم اینگونه عکس¬العمل داشته باشیم:
ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم(ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم(اعلام تصمیم).
در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟”.
در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتارجرات¬مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. ویا رفتار جرات¬مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می¬دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می¬دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می¬توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات¬مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات¬مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات¬مندی خود می¬افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده¬ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می¬گوئیم:۱- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.” ۲- “نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.” ۳- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”
در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:
- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه¬گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی¬مان را پر می¬کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات¬مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.