ناشناس
سوال 680058
سلامعلامه طباطبایی در ذیل آیه 19 سوره مائده یک بحث تقریبا 20 صفحه ای کرده در قسمتهای اشکال داشتم میفرماید:حاصل سخنان ما این شد كه طریق بحث پیرامون حقائق و كشف آن منحصر در سه طریق است، یا از راه ظواهر دینى كشف مىشود، و یا از طریق بحث عقلى، و یا از مسیر تصفیه نفس، و مسلمانان هر طائفه یكى از این سه طریق را سلوك كردهاند، در حالى كه بطور قطع یكى از این سه راه حق و درست است، و آن دوى دیگر باطل است، براى اینكه این سه طریق خودشان یكدیگر را باطل مىدانند، و بینشان تنازع و تدافع هست، و در مثل مانند سه زاویه یك مثلثاند، كه هر قدر یك زاویه از آن سه را گشادتر كنى دو زاویه دیگر تنگتر مىشوند، و به عكس هر قدر آن دو زاویه را گشادتر كنى این یك زاویه را تنگتر كردهاى، و اختلاف این سه طریق بطور مسلم در كیفیت تفسیر قرآن نیز اثر دارد، و تفسیرى كه یك متدین و متعبد به ظواهر دین براى قرآن مىكند، با تفسیرى كه یك فیلسوف و یك صوفى مىنویسد اختلاف فاحشى دارد، هم چنان كه این اختلاف را به عیان در تفاسیر مشاهده مىكنیم و احساس مىكنیم كه هر مفسرى مشرب علمى خود را بر قرآن تحمیل كرده و نخواسته است بفهمد كه قرآن چه مىگوید، بلكه خواسته است بگوید قرآن نیز همان را مىگوید كه من مىفهمم، البته اینكه گفتیم هر مفسر كلیت ندارد، مفسرینى انگشت شمار نیز هستند كه از این خطا مبرا بودهاند.در سابق توجه فرمودید كه كتاب آسمانى- قرآن عزیز- از این سه طریق آنچه كه حق است تصدیق كرده، و باطلش را باطل دانسته و حاشا كه در این سه طریق باطن حقى باشد و قرآن آن را نپذیرد و ظواهر قرآن با آن موافقت نداشته باشد، و حاشا بر اینكه در ظاهر و باطن قرآن حقى باشد كه برهان عقلى آن را رد كند، و نقیض آن را اثبات نماید..............اشکالی که است این است که علامه گفته ظواهر دینی(شرع) و عقل و تصفیه نفس مانند زوایای یک مثلث می مانند که هر قدر یك زاویه از آن سه را گشادتر كنى دو زاویه دیگر تنگتر مىشوند، و به عكس هر قدر آن دو زاویه را گشادتر كنى این یك زاویه را تنگتر كردهاى این به معنای این نیست که گفته عقل در مقابل شرع است ایا این حرف درست میتواند باشد ؟؟؟!!!
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام. مقصود علامه با توجه به سایر مباحث ایشان ، اولا: این است که درک جمیع حقایق عالم هستی و جزئیات آن توسط هر یک از این سه زاویه ، به تنهایی میسر نیست یعنی درک حقایق هستی با عقل بدون کمک گرفتن از شرع و تصفیه نفس( مانند فلاسفه ی لائیک) یا با تصفیه نفس بدون ارتباط با شرع و عقل ( مانند برخی صوفیه و دراویش و مرتاضها) یا با ظواهر شرع منهای عقل و تصفیه ی نفس است . ایشان در مواضع نختلف ایشان تاکید کرده اند و عمل خود ایشان هم همین بوده که این جز با پای بندی به ظواهر دینی و عمل به آنها و با کمک عقل میسر نیست و آنانکه عرفان منهای تقید به شرع را مطرح می کنند بر باطلند ثانیا:سخن علامه در اینجا در افق بالاتری است ایشان می خواهد بفرماید آنچه که پس از استفاده از هر سه ، ما را به تعالی و اوج درک حقایق هستی می رساند ، تصفیه ی باطنی و شهود عرفانی است. موفق باشید.