ناشناس
سوال 680258
با عرض سلام و خسته نباشیدحدود 1 سال عقد و 1 سال از ازدواج من با همسرم میگذره. موقع ازدواج پدر همسرم فوت کرد و از آن لحظه به بعد همسرم حساس و زودرنج شد. هم اکنون ما با خانواده برادر و همچنین پدر و مادرمم در یک ساختمان سه طبقه زندگی می کنیم که باالتبع روابط خانوادگی نزدیکی با هم داریم و گاه به صورت روزانه به خانه پدرم میرویم. اما گاهی شوخی های عادی و حسادتهای معمول به سراغ همسرم و همسر برادرم می آید و در قالب شوخی ذکر می شود که باعث رنجش می شود.این نکته را هم بگویم که من اخلاق و رفتار آرامی دارم که خانومم انتظار دارد در برابر این گفته ها عکس العمل نشان دهم.همسرم گاه با ذکر این مورد که مادرت زن برادرت را بیشتر از من دوست دارد پیش من اظهار گلایه و ناراحتی می کند.در پایان باید بگویم که ما جشن مختصری گرفتیم و به برای زیارت و آغاز زندگی مشترک به مشهد مسافرت کردیم و همسرم می گوید که اگر من هم زندگیم را با شکوه برگزار کرده بودنم الان من هم پیش پدر و مادرت خوب بودم.من و همسرم زندگی خوبی داریم و یکدیگر را خیلی دوست داریم اما به خاطر دیگران گاهی دعوا و قهر می کنیم و چند ساعت بعد آشتی...برای کاهش اینگونه مشکلات چه راهی را پیشنهاد می کنید؟با تشکر از زحمات شما
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی از دست دادن والدین یکی از ضربه های عاطفی شدید است که هر کس در زندگی خود بالاخره ان را تجربه می کند. در این دوران نوع رفتار اطرافیان و حمایتهای عاطفی آنها به خصوص همسر و خانواده وی می تواند به این دست افراد کمک شایانی بکند.
لذا از یک طرف مسئولیت مهم شما این است که نقش یک حمایت کننده عاطفی را برای همسرتان ایفا کنید تا ایشان با این خلا مهم خود کنار بیایند.
از طرف دیگر سعی کنید با مادرتان صحبت کنید و برایش شرح دهید که همسر شما در اثر فوت پدرش بسیار حساس تر شده و برخی رفتارهای زن برادر شما باعث ناراحتی وی می گردد و .. لذا از مادرتان بخواهید که در این زمینه سعی کنند در میزان توجهی که به دو عروس خود می کنند مساوات را در نظر بگیرند تا باعث رنجش هیچ یک از طرفین نشود و ..
در ضمن توصیه من این است که با منزل والدین تان رفت و امد داشته باشید اما سعی کنید دایما در تماس منظم با خانواده برادرتان نباشید. منظور من قطع رابطه نیست بلکه ایجاد تعادل در ارتباطات است. مثلا وقتی برادر شما منزل والدین تان است دلیل ندارد که حتما شما و همسرتان هم در این جمع حضور داشته باشید. این روابط را هفته ای 2-3 روز کنید و در اوقاتی که والدین تان تنها هستند به دیدار آنها بروید تا امکان بروز تنش میان این دو خانم کمتر شود.
با تشکر از تماس شما
کاربر گرامی از دست دادن والدین یکی از ضربه های عاطفی شدید است که هر کس در زندگی خود بالاخره ان را تجربه می کند. در این دوران نوع رفتار اطرافیان و حمایتهای عاطفی آنها به خصوص همسر و خانواده وی می تواند به این دست افراد کمک شایانی بکند.
لذا از یک طرف مسئولیت مهم شما این است که نقش یک حمایت کننده عاطفی را برای همسرتان ایفا کنید تا ایشان با این خلا مهم خود کنار بیایند.
از طرف دیگر سعی کنید با مادرتان صحبت کنید و برایش شرح دهید که همسر شما در اثر فوت پدرش بسیار حساس تر شده و برخی رفتارهای زن برادر شما باعث ناراحتی وی می گردد و .. لذا از مادرتان بخواهید که در این زمینه سعی کنند در میزان توجهی که به دو عروس خود می کنند مساوات را در نظر بگیرند تا باعث رنجش هیچ یک از طرفین نشود و ..
در ضمن توصیه من این است که با منزل والدین تان رفت و امد داشته باشید اما سعی کنید دایما در تماس منظم با خانواده برادرتان نباشید. منظور من قطع رابطه نیست بلکه ایجاد تعادل در ارتباطات است. مثلا وقتی برادر شما منزل والدین تان است دلیل ندارد که حتما شما و همسرتان هم در این جمع حضور داشته باشید. این روابط را هفته ای 2-3 روز کنید و در اوقاتی که والدین تان تنها هستند به دیدار آنها بروید تا امکان بروز تنش میان این دو خانم کمتر شود.
با تشکر از تماس شما