ناشناس

سوال 691248

با سلام خدمت شما مشاور عزیزاول یه توضیح در باره خودم میدم و به مشکلات و اختلالاتم می پردازم.من سعید بلوکی دارای مدرک کارشناسی مکانیک گرایش نقشه کشی از مشهد و مجرد می باشم و در یک شرکت به صورت قراردادی به عنوان مدیر واحد طراحی مهندسی مشغول به کارم و همچنین درون گرا هستم.و حال مشکلات و اختلالاتم . بنده چند ماهی هست که از درون با خودم در گیرم . بعضی وقتا به کلمه نمیدونم میفتم یعنی که هرچی از خودم می پرسم میگم نمی دونم (مثلا به چه در درد میخورم - کی مشکلاتم تموم میشه ) بعضی وقتا فشار اینقدر میشه که بقض جلوی گلوم را میگیره و تا خودمو خالی نکنم و پیاده روی نکنم راحت نمی شم . فکر میکنم یککمم بهدلایل کار و زندگی و مخصوصا خدمت وظیفه که 90/06/01 اعزامم و اینکه خدمت با عث عقب افتادن من از کار و جایگاهی که در شرکت دارم میشه که با خودم در گیرم.ولی نه فکر می کنم همش کارم و خدمتم نه باشه البته نه نمی دونمفکر کنم دچار دو دستگی شدم ولی بازم نمی دونم .اصلا موضوع من به مالی و بی پولی مربوط نمیشه بخاطر اینکه من از خانواده متوسطم .راستش را بخوای نمیتونم توصیف کنم.البته من در سالی که گذشت در گیر دو تا دادگاه بودم که یکیش از من شکایت شده بود و یکیش من از کسی دیگه که اونیکی که از من شکایت کرده بود . باعث ب فشار های روحی روانی روی من شده بود .یکمم فکر می کنم واسم خیلی چیزا تکراری شده . چیزی واسه من تازگی شیرینی نداره . حتی پول حتی مادیات حتی رابطه دوستانه با دختر .البته قضیه (مشکلات روحی و روانیم ) من به رابطه عشقی هم بر نمی گرده.البته این اختلالات را یک ساله دارم و دو ماهه یکم بیشتر شدهدوست دارم برگردم به دوران بچگی بازی کردن پارک رفتن و .....اخ یادم رفت از خانوادم بگم من دوتا داداش دارم یکی از من بزرکتر و دیگری کوچکتر و فقط من تو خانواده مجردم و اینکه پدرم شب کاره و مادرمم رو زا میره کار میکنه و دیدار من با پدرم و مادرم در روز در حد 2 ساعته .باز م فکر میکنم نتونستم کامل خودمو توصیف کنم .مشاور گرامی از اینکه به من مشاور میدید خیلی ممنونم و روز زن را به شما تبریک میگویم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام دوست عزیز
از مجموع صحبت های شما چنین به نظر میاد که دچار نوعی خستگی روحی شده اید . این خستگی و کسالت می تواند براورد اتفاق هایی مثل رفت و آمد به دادگاه، استرس سربازی، احساس پوچی حاصل از هدر رفتن زمان در حین سربازی، تنهایی، نگرانی نسبت به آینده زندگی و ... می باشد .

کلیت این موارد باعث شده تا روح و روان شما اندکی افسرده شود و احساس یأس داشته باشید . لذا فعلا برای شما دارودرمانی را توصیه نمی کنیم . اما باید با تمرین هایی این وضعیت را به سلامت نزدیک کنید . در غیر این صورت شاید افسردگی شدت بگیرد و به درمان دارویی نیاز پیدا کنید .

حتما روزانه یک ورزش سبک داشته باشید . اگر این ورزش به صورت گروهی باشد خیلی بهتر خواهد بود .
سعی کنید از افکار منفی خودداری کنید .

نگاه خود را به مسایل تغییر دهید . به عنوان مثال : تا زمانی که از دوران سربازی به عنوان دوره ای برای تلف کردن زمان یاد کنید احساس منفی شما از بین نمی رو د. به این فکرکنید که این دوران می تواند مملو از تجربه باشد . می تواند زمینه ساز شرایط بهتر باشد .

می توانید پس از آن بدون دغدغه کار کنید و شرایط ازدواج را فراهم کنید و ... درست است که شاید شاید موقعیت کاری فعلی شما تا حدودی تغییر کند اما فرصت زیادی برای جبران خواهید داشت .

به هیچ وجه خاطرات گذشته را زنده نکنید . این کار باعث می شود تا روان شما خسته تر شده وانرژی درونی کاهش یابد .

هر روز به مدت نیم ساعت به خاطرات خوش گذشته و اتفاق های خوب آینده بپردازید . منفی بینی و ناامیدی ممنوع . سعی کنید کاملا خوش و شاد فکرکنید و با تمام وجود خاطرات را زنده کنید .

هفته ای یک بار به کوه بروید .
جلساتی را برای ارتباط دوستانه با رفقا برگزار کنید .
عبارت نمی دونم را از فکر خود دلیت کنید .انرژی مثبت داشته و به قضایا جنبه شدنی و تحقق یافتنی بدهید . شما بید از درون خو درا شارژ کنید .
هرگاه افکارتون خیلی منفی باف می شود از فکرکردن خودداری کنید و با خود بگید : فعلا حالم خوب نیست و منطقی فکر نمی کنم . به بعد موکول می کنم.

در نظر داشته باشید که زندگی پر است از پستی و بلندی . اگر منتظر باشید که مشکلات به کلی تمام شود شاید ممکن نباشد . اصلا همین چالش هاست که افراد را رشد می دهد و باعث مسئله گشایی و خلاقیت و شادابی می شود . پس مسایل را مدیریت کنید .