ناشناس
سوال 693012
سلاممن یه دختر بیست ساله ام و الان تقریبا یه ساله که با یه پسر هم سن خودم رابطه دارم.رابطه ما بخاطر دوری 2 ماهه از هم خیلی محکمه.چون قدره عشقمونو میدونیمما بی نهایت همو دوست داریم..و همه برنامه هامونم عاقلانست.مصطفی قرار بود بره و مالزی بمونه و اون موقع ها رابطمون خیلی جدی نبود ولی کم کم خیلی قوی شد تا اونجا که مصطفی طاقت نیاوردو برگشت.وقتی برگشت با عکس العمل شدید خانوادش مواجه شدیم.اونا از خونه تردش کردن و مصطفی همه شرایط خوب و عالی تو خانوادشو ول کرد و حتی به کارگری فست فود رسیدو توو مدرسه ای ک توش درس خونده بود می خوابید.تا بالاخره فهمیدم این کارای خانوادش ب خاطر این بوده ک مصطفی قبول نکرده با دختر داییش به اجباره خانوادش ازدواج کنه.خلاصه که بعد چند وقت مشکلات و دعوا مادر و پدرش کوتاه اومدن.ولی واسه اینگه خودشو بهشون اثبات کنه ماشینی که قبل رفتنش دستش بودو از پدرش خرید و الانم خدارو شکر رابطش با خانوادش خیلی خوب شده.ولی مادرش هنوز فکر می کنه من ه خاطر پول پدرش می خوامش.مشکل اول منم همینه که نمی دونم باید چه کنم با این مشکل.اونا میلیونرن و ما عادی.مشکل بعدیم که خیلی ام هردوتامونو اذیت می کنه اینه که من خیلی رو مصطفی حساسام به طوری که احساس می کنم همه می خوان از من جداش کننو طاقت ندارم پیش دوستاش یا خانوادش باشه.مخصوصا الان که کنکور دارم و مجبورم صبح تا شب توو خونه باشم اعصابم بیشتر خورد میشه.بیشتر مشکلمم اینه که من وقتی با مصطفی اشنا شدم که هیچکسو جز من نداشت اونم تقریبا به مدت 5-6 ماه.و اینکه من مثلا دوست ندارم زیاد تیپ بزنه و بیشتر از این جذاب شه.این خوشگلی منو جذابیت اون واسمون دردسر شده.ایا این محدود کردنم اشتباهه با اینکه خودش راضیه به این محدودیتا؟حالا لطفا کمکم کنید در مورد سوالام.ممنون
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخکاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.