ناشناس
سوال 726990
احساس گناهسلام.پسری 26 ساله ام داری لیسانس.تقریبا 3 سال قبل متوجه شدم که مردی به خواهر تقریبا33ساله ام پیامک میفرستدو...بعدازمدت کوتاهی فهمیدم که باهم دوست شده اند.ازاین موضوع ناراحت بودم ولی نمیدونستم بایدچکارکنم و برای تصمیم درست هی فردافردامیکردم.حرفهای زیادی برای خواهرم داشتم.اینکه میخواستم بگویم خواهرمن این طرف کیه که تو باهاش رابطه داری؟ازکجامیدونی حرفاش دروغ نیست و قصدخیانت و...داره و خیلی حرفای دیگه.ولی خجالت میکشیدم که اینحرفهارابهش بگم وباخودم میگفتم خودش متوجه اشتباهش میشه و بعدمدتی رابطشو قطع میکنه.حرفها وناراحتیهامو توخودم میریختم و به خواهرم چیزی نمیگفتم و ازاین که کاری نمیکنم هم ناراحت بودم.تقریبا دوسال گذشت و من 1بارهم باخواهرم دراین مورد صحبت نکرده وراهنمایی ونصیحتش نکردم واقدامی نکردم ویک احساس بد که من فردبی غیرتی هستم آزارم می داد. 1روزتوی گوشی خواهرم یک پیامک زشت وسکسی که طرف مقابلش فرستاده بود رادیدم و به نگرانی وناراحتیهام اضافه شد.بارها خواستم به خواهرم بگویم که این حرفاچیه که برات فرستادن وچرا...ولی هم خودم اززدن وآشکارکردن این حرف خجالت میکشیدم وهم میترسیدم خواهرم ازاین موضوع خجالت زده بشه و پیش من خراب بشه و...بعدازمدتی باخودم گفتم خواهرم که تاحالا موفق به ازدواج نشده ونیازبه همدم داره و...شایدمن بدبین هستم و طرف مقابل آدم خوبیه .پس بذارباهم خوش باشن و...نمیدونم چرا انقدربی غیرت شده بودم وچرا انقدراحمق بوم.پس ازمدتی وتقریبا اول تابستان سال قبل متوجه شدیم که خواهرم حامله شده.انگار دنیا روی سرم خراب شد.باهزار دردسروپنهان کاری وباتوجه به اینکه جنین 4ماهه نشده بود سقطش کردیم ودرجریان این سقط چندنفرنیزازین موضوع باخبرشدند. بخاطر این اتفاق خواهردیگرم که بزرگترهم بود به شدت مریض شد وهنوزهم کامل خوب نشده. ..باوجودگذشت 1سال وجندماه ازاین اتفاق من هنوزهم خودم رامقصر اصلی این اتفاق میدونم ونمیتونم خودم راببخشم. باخودم میگم چرا وقتی فهمیدم رابطه دارن کاری نکردم؟چرا به مادرم نگفتم؟چراگوشیشو نگرفتم؟چراخودش راراهنمایی نکردم وهزاران حسرت دیگه که زندگیم را تلخ کرده. خودم رافردبی غیرتی یدونم که نتونستم ازخواهرم که فقط من و اون توخونه پدری مجردموندیم مراقبت کنم و....شمابگویید من چکارکنم؟24 ساعته این ایکاش ها و احساس گناه عذابم میده. هربارکه خواهرم رامیبینم که دیگه باکره نیست ازخودم وگذشتم متنفرمیشم.بارها ازخداطلب بخشش کردم ولی خودم خودم را نمیبخشم بخاطر ضربه ای که به خانواده ام زدم.چندروزیست که این احساس گناه شدیدترشده چون احساس میکنم تاوان این اشتباه را تاآخرعمر من و خواهر وخانواده ام باید بپردازیم.لطفا راهنماییم کنیدکه با این عذاب وجدان و احساس گناه و بی غیرتی چه کنم؟.باتشکر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.از اینکه مشکل خود را با این سایت در میان گذاردید متشکریم. اکنون که متأسفانه این مشکل پیش آمده،حسرت گذشته به تنهایی مشکلی را حل نمی کند، البته بیشتر از هر کس خواهر شما باید به فکر جبران گناه بزرگی است که انجام داده و از آن گناه توبه کند تا شاید روز قیامت و نزد خداوند بخشیده شود. ایشان هم مسئول گناه خود هستند و هم مسئول بر هم زدن آرامش خانواده. اگر این احساس گناه در ایشان باعث توبه ی واقعی شود و در صدد جبران اشتباه خود برآید، حد اقل این است که خود را از عذاب آخرت نجات داده است. شما باید ایشان را متوجه این امر بکنید که اکنون که معصیت خداوند را انجام داده باید متوجه شده باشد که لذت گناه زود گذر است و وزر و وبال و پشیمانی است که می ماند. اما اکنون باید از گناه خود توبه کند و با اعمال صالح آن را جبران کند طوری که بتواند آبروی خانواده را برگرداند و نیز آرامش را به خانواده برگرداند. و اگر چنین نکند علاوه بر آثار دنیوی که گناه دارد، در روز جزا نیست شرمنده و خجل است. شما هم برای او دعا کنید و از خدا بخواهید این ناراحتی و عذاب وجدان را تبدیل به آرامش کند. تنها راه حل مشکل شما، پناه بردن به خدا و زاری و تضرع برای بخشش گناه است و باید به رحمت و فضل خداوند امید وار باشید. به جای اندوه و حسرت خوردن از اینکه چرا اقدام نکردم و... ببینید اکنون چه می توانید بکنید. چگونه می توانید جلو لغزیدن دیگران را بگیرید و این تجربه را به دیگران انتقال دهیدو چه درسی می توانید از این اتفاق بگیرید. حد اقل این است که از گناه متنفر هستید و این قضیه باید باعث شود که بیشتر به خدا نزدیک شوید و گرد کوچکترین گناهها نگردید. همه ی گناهها چنین تبعات و آثاری دارد و اکنون باید از آن عبرت گرفت که ان شاء الله دیگر طعم این پشیمانی و حسرت را نه در دنیا و نه آخرت، حس نکنید. قیامت را یوم الحسرة نامیده اند؛ چرا که تمام انسانها هر قدر هم که اعمال صالح داشته باشند باز هم از اینکه چرا بیشتر از وقت و عمرشان استفاده نکرده اند حسرت می خورند. باید طوری از عمرمان استفاده کنیم که در روز جزا سعادتمند باشیم . ان شاء الله. موفق باشید.