ناشناس
سوال 728693
سلام.من 8ماه پیش با پسری اشنا شدم كه بهم قول ازدواج داد و حالا متوجه شدم اون متاهل بوده.خیلی وضعیت بدی دارم و احساس میكنم دیگه نمیتونم زندگیمو ادامه بدم.نمیدونم چیكار كنم كه بتونم زندگیمو دوباره بسازم.انگار زندگیم تعطیل شده.حتی حوصله ی درس خوندن ندارم.به شدت احساس تنهایی و سرخوردگی میكنم.انگار یه جورایی عقده ای شدم.من قبل از اون با كسی رابطه نداشتم و اون با گفتن اینكه قصدش ازدواجه منو راضی به هركاری كرد.حالا با یاداوری لحظه هایی كه روح و جسمم رو بهش دادم احساس جنون بهم دست میده.اینقدر به همه بی اعتمادم كه نمیتونم حتی از خونه بیرون برم.تنهایی خیلی خیلی عذابم میده و فكر اینكه گناهم چی بود كه این اتفاق باید واسه من بیفته؟دلم میخواد درس بخونم تا ازین افكار بیرون بیام اما همین كه به كتاب نگاه میكنم كنترل ذهنم از دستم خارج میشه.بارها خواستم با گفتن همه ی اتفاقای پیش اومده به خانواده ی اون ازش انتقام بگیرم اما نتونستم به بچه هاش فكر نكنم و دلم سوخت.این در حالی هست كه اون حتی اگه من نباشم به شدت زنش خیانت میكنه.ولی خودم رو قانع كردم كه انتقام دردی ازم دوا نمیكنه...ولی نمیدونم چطوری آروم بشم؟چطوری به خودم كمك كنم؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست خوبم مسلما چنین اتفاقی موجب می شود تا برای مدتی ذهن و روان شما درگیر شود .به هر حال در یک رابطه ای که با قصد ازدواج صورت می گیرد طرفین انرژی و عواطف و احساسات زیادی را درگیر میکنند و پس از بی نتیجه ماندن احساس خسران و زیان می کنند.
ولی باید در نظر داشته باشید که همه ما ممکن است در زندگی با اتفاق های ناگوار زیادی مواجه شویم . البته قبول دارم که شرایط سختی را می گذارانید ولی سعی کنید افکار خود را اصلاح کنید . زندگی همچنان ادامه دارد و ما باید بتوانیم اتفاقات موجود را رها کنیم تا به ادامه زندگی بپردازیم . بسیاری از اتفاق ها بر اساس بی تجربگی و دوراندیشی نکردن ما رخ می دهد . گاهی احساسات مانع می شود تا ما بتوانیم تصمیم معقولانه ای بگیریم . لذا برای داشتن تجارب موفق تر بعدی بهتر است به جای سرزنش خود ویا خودآزاری و ... عبرت بگیریم.
بهتر است از مرور این اتفاق خودداری کنید . اگرچه تمرکز کافی برای درس خواندن ندارید ولی حتما برنامه ای داشته باشید تا درس را شروع کنید . از مقدار کم شروع کنید . درس خواندن کمک زیادی به شما می کند تا این مراحل را سپری کنید .
انتقام پیش از آن که آسیبی به او برساند خود شما را مورد هجوم روانی قرار می دهد . آرام باشید . مسئله را رها کنید .و خود را در آن کمتر درگیر کنید . مسلما اکنون بدبینی شما تا حدودی طبیعی است ولی در حقیقت باید بپذیریم که یک رفتار ناعادلانه از سوی یک فرد را نباید به همه افراد تعمیم داد .
دوست خوبم مسلما چنین اتفاقی موجب می شود تا برای مدتی ذهن و روان شما درگیر شود .به هر حال در یک رابطه ای که با قصد ازدواج صورت می گیرد طرفین انرژی و عواطف و احساسات زیادی را درگیر میکنند و پس از بی نتیجه ماندن احساس خسران و زیان می کنند.
ولی باید در نظر داشته باشید که همه ما ممکن است در زندگی با اتفاق های ناگوار زیادی مواجه شویم . البته قبول دارم که شرایط سختی را می گذارانید ولی سعی کنید افکار خود را اصلاح کنید . زندگی همچنان ادامه دارد و ما باید بتوانیم اتفاقات موجود را رها کنیم تا به ادامه زندگی بپردازیم . بسیاری از اتفاق ها بر اساس بی تجربگی و دوراندیشی نکردن ما رخ می دهد . گاهی احساسات مانع می شود تا ما بتوانیم تصمیم معقولانه ای بگیریم . لذا برای داشتن تجارب موفق تر بعدی بهتر است به جای سرزنش خود ویا خودآزاری و ... عبرت بگیریم.
بهتر است از مرور این اتفاق خودداری کنید . اگرچه تمرکز کافی برای درس خواندن ندارید ولی حتما برنامه ای داشته باشید تا درس را شروع کنید . از مقدار کم شروع کنید . درس خواندن کمک زیادی به شما می کند تا این مراحل را سپری کنید .
انتقام پیش از آن که آسیبی به او برساند خود شما را مورد هجوم روانی قرار می دهد . آرام باشید . مسئله را رها کنید .و خود را در آن کمتر درگیر کنید . مسلما اکنون بدبینی شما تا حدودی طبیعی است ولی در حقیقت باید بپذیریم که یک رفتار ناعادلانه از سوی یک فرد را نباید به همه افراد تعمیم داد .