ناشناس
سوال 737108
با سلام و خسته نباشید، من 6 بهمن 90 نامزد کردم و تا هشت ماه مشکلی با نامزدم نداشتم. بعد از هشت ماه نامزدم به من گفت که احساسی نسبت به من ندارد. درصورتی که خیلی با هم خوب و خوش بودیم و خیلی جاها باهم رفتیم. خانواده هامون خیلی خوشحال بودند که این وصلت داره سر میگیره. به من میگه دوست دارم ولی نمیتونم به عنوان همسر قبولت کنم. تو این هشت ماه حتی یه بار داشت گریه میکرد و میگفت که من نمیخوام هیچ وقت تو رو از دست بدم. الان میگه احساسی بهت ندارم. راستی نامزدم از اقوام هستن که هم از طرف پدرم و هم از طرف مادرم نسبت خانوادگی داریم. لطفا منو راهنمایی کنید و بگید چیکار کنم. نمیخوام زندگی که روش وجودمو گذاشتم به سادگی از هم بپاشه. ممنون.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
کاربر گرامی در این جریان شنیدن صحبتهای نامزدتان هم بسیار مهم است. توجه کنید در قبال این دست وضعیتها نباید واکنشهای درماندگی داد بلکه باید به صورت فعال در صدد شناخت عامل مشکل بود و تلاش کرد که ان را حل نمود.
لذا باید انگیزه و دلیل مشکل نامزدتان مشخص شود که آیا این مشکل نشات گرفته از خود ایشان است یا در رابطه با شماست؟
توصیه جدی دارم به اتفاق هم نزد مشاوره زناشویی مراجعه داشته باشید.
مشاور زناشویی به خوبی می داند که مسایل را چگونه بررسی کند تا منشا آن شناخته شود و در صورت امکان راه حل ارایه گردد.
لذا مراجعه حضوری را اکیدا به شما توصیه می کنم.
با تشکر از تماس شما
کاربر گرامی در این جریان شنیدن صحبتهای نامزدتان هم بسیار مهم است. توجه کنید در قبال این دست وضعیتها نباید واکنشهای درماندگی داد بلکه باید به صورت فعال در صدد شناخت عامل مشکل بود و تلاش کرد که ان را حل نمود.
لذا باید انگیزه و دلیل مشکل نامزدتان مشخص شود که آیا این مشکل نشات گرفته از خود ایشان است یا در رابطه با شماست؟
توصیه جدی دارم به اتفاق هم نزد مشاوره زناشویی مراجعه داشته باشید.
مشاور زناشویی به خوبی می داند که مسایل را چگونه بررسی کند تا منشا آن شناخته شود و در صورت امکان راه حل ارایه گردد.
لذا مراجعه حضوری را اکیدا به شما توصیه می کنم.
با تشکر از تماس شما