ناشناس

سوال 759011

ببخشید همه مطالب فرستاده نمی شد دو قسمتش کردم) ادامه مشاوره 1051106 موقع بارداری اولم(قبل از آن یک سقط داشتم) سونوگرافی زن توی شهرمان نبود من با خودش پیش مرد رفتم .الان هفت سال گذشته من می دانم اگر الان این شرایط برایم فراهم میشد حتما به شهر دیگری می رفتم ولی او اصلا قبول ندارد که من خودم دوست نداشتم پیش مرد بروم شرایط اینطور بود . این بارداری دومم هم دکتر بهم گفت شاید جنین مرده باشد حدود سه چهار هفته نرفتم سونو تا یک سونو زن آمد و رفتم .ولی دید منفی او نسبت به من تغییر نمی کند و این دید را دراد که او مرا آدم کردهالبته نمی خواهم بگم همه چیز را رعایت می کنم که آرزویم هست رعایت کنم ولی بالاخره اشتباهاتی کرده ام که قبول دارم و او اصلا اصلا اصلا قبول نمی کند که من انسانم، .این در حالی ست که خود او خیلی از این نکاتی که باید رعایت نمی کند . اهل نماز روزه و.... هست.خلاصه دوست دارم یک زن،مادر خوب باشم که نمی توانم .همه اش اضطراب دارم الان که می خوام برم بیرون،مهمون چی پیش بیاد و... چند ماه دیگه که زایمان دارم چه چیزهایی برام پیش میاد. از خدا صبر میخوام . این را تا حدودی میدانم که از دست شما هم کاری بر نمی آید فقط ممنونم که میخوانید و توجه نشان می دهید. شما یا می گویید بیشتر رعایت کنم و یا کمتر به حرفهایش توجه کنم،راضیش کنم بره مشاوره،بیشتر محبت کنم و.... اینها را همه اش امتحان کرده ام. من حرفهایم را به کسی نمی زنم . توی دلم غوغاست. وقتی نمی توانم راحت به شوهرم بگم دلم گرفته توی یک شهر غریب هستیم بریم بیرون بگردیم تمام استرس و اضطراب باهامه که چیزی پیش نیاد،نه اینکه بخواهم پیش داوری کنم از بس برایم پیش آمده دلهره دارم .باز هم میگم نمی گویم همه چیز را رعایت می کنم ولی تمام تلاشم را می کنم حتی موقعی که گوش ندادم به حرفهایش یا کمتر گوش دادم فقط تنها چیزی که نصیبم شد توهین و تهمت هایی بود که بدکاره ترین آدمها هم نمی شنوند.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.