ناشناس
سوال 763407
با سلام خدمت مشاور عزیز. از بذل توجه شما سپاسگزارم. پاسخ شما را خواندم . مرا خیلی به فکر فرو برد. اتفاقأ در مورد صحبت با ایشان مصمم تر شدم. لذا خواستم خدمتتان بگم بعد از اینکه برای او پیامک دادم و از او خواستم که بطور خصوصی و بدون حضور بچه ها و بدون های و هوی باهم صحبت کنیم هیچ جوابی به من نداد. روز بعد مجدد برایش پیغام دادم که دیگر لازم نیست با هم صحبت کنیم ، و خودم مشکلم را حل می کنم. از او به خاطر توجهش ! تشکر کرذم و به او گفتم که مشغول باشه! و نوشتم که فقط مواظب چشمهای نگران و کنجکاو پسرمان باشه! شب وقتی به اتاقمان رفتیم سر حرف را در قالب شوخی باز کرد ، که چرا تحویلم نمی گیری و .... من هم به او گفتم که بره خوش باشه و اینکه اصلأ برای من دیگه چیزی اهمیت نداره ، و اینکه اگه فکر می کنی با این بازیها سرحال میا یی و شاد می شی ادامه بده منهم یه فکر دیگری برای خودم می کنم. چند تا از پیامکهایی را که با اون دختر رد و بدل کرده بودند را برایش بازگویی کردم . او هم گفت که دچار توهم شده ای. و من فقط سکوت کردم. فقط به او برای اولین بارگفتم سر پیری و معرکه گیری !!! طی چند روز بعد سعی کرد به انحاء مختلف بهم محبت کنه و منهم باهاش سر سنگین بودم. اماتوأم با احترام و نه بی ادبی وپرخاشگری. حال منتظرم که موقعیتی بدستم بیاد تا با او اتمام حجت کنم و بنا به توصیه شما تنش را بلرزونم. البته به خاطر دیابت حالش خوب نیست و نمی خوام زیاد عصبی بشه . از طرفی فکر می کنم شاید این کارهاش ناشی از ناتوانی جنسی اش باشه و احساس می کنم انگار می خواد به خودش امیدواری بده که هنوز از مردانگی چیزی کم نداره ( علیرغم اینکه من همیشه به او این اطمینان را دادم که برای من اخلاق و معرفت او مهمه نه مسائل جنسی، اینکه هیچوقت یادم نمی ره که او هم در زمان سلامتش لحظات خوب و خوشی را برای من و خودش فراهم کرده) . بدبختانه من اسیر اخلاق خوب و مودبانه اش با خودم هستم ، خیلی مهربان و انسانه ، هیچوقت به من زور نگفته و همیشه نسبت به رعایت احترام و حرف شنوی از من به بچه هامون تذکر داده . هیچوقت به من بی توجه نبوده و محبتش کم نشده ولی نمی دونم چرا اینکاررو می کنه.احساس می کنم که با این کارش قلب منو زیر پاهاش له می کنه. ضمنأ در این چند روز خبری از اون دختر نادان نشده، فکر کنم شرش کم شده باشه. ولی در آینده چی بشه ، خدا می دونه. ازتون متشکرم . خیلی بهتون احتیاج دارم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
کاربر گرامی ، شما زن بسیار باهوش و نکته سنجی هستید وخوب توانستید حدس بزنید ، علت این روابط واقعا در عمق موضوع چیست .همسر شما میخواهد مردانگیش را به خودش اثبات کند .زیرا تردید دارد و از همه مهمتر میترسد !!! ترس از دست دادن مردانگی در این سن برای مردان بسیار شایع هست ، به خصوص اگر با بیماری چون دیابت همراه باشد . اما همسر شما نیاز دارذ به یک متخصصی که به او تفهیم کند ، مردانگی در روابط جنسی و یا اغوا کردن یک زن جوان نیست .
تقهیم این موضوع کار پیچیده ایست و بایست در جلسات اتفاق بیفتد . مضاف براینکه همین کار به هر دلیل بی تعهدی هست و به روابط خانوادگی صدمه میزند و نبایست در مقابلش سکوت شود . لذا شرط و شروط شما میتواند جلسات مشاوره حضوری نزد یک مشاور با تجربه باشد تا بتواند کمک کند ، این مشکل برطرف شود .احساس خودتان را با همسرتان حتما مطرح کنید . یک زن و شوهر بایست همانطور که بدنشان نزد هم عریان میشود ، احساسشان هم صریح و واضح بیان شود و این معنیش صمیمیت هست وخود صمیمیت واقعی مانع از بروز بسیاری از مشکلات میشود
موفق باشید
کاربر گرامی ، شما زن بسیار باهوش و نکته سنجی هستید وخوب توانستید حدس بزنید ، علت این روابط واقعا در عمق موضوع چیست .همسر شما میخواهد مردانگیش را به خودش اثبات کند .زیرا تردید دارد و از همه مهمتر میترسد !!! ترس از دست دادن مردانگی در این سن برای مردان بسیار شایع هست ، به خصوص اگر با بیماری چون دیابت همراه باشد . اما همسر شما نیاز دارذ به یک متخصصی که به او تفهیم کند ، مردانگی در روابط جنسی و یا اغوا کردن یک زن جوان نیست .
تقهیم این موضوع کار پیچیده ایست و بایست در جلسات اتفاق بیفتد . مضاف براینکه همین کار به هر دلیل بی تعهدی هست و به روابط خانوادگی صدمه میزند و نبایست در مقابلش سکوت شود . لذا شرط و شروط شما میتواند جلسات مشاوره حضوری نزد یک مشاور با تجربه باشد تا بتواند کمک کند ، این مشکل برطرف شود .احساس خودتان را با همسرتان حتما مطرح کنید . یک زن و شوهر بایست همانطور که بدنشان نزد هم عریان میشود ، احساسشان هم صریح و واضح بیان شود و این معنیش صمیمیت هست وخود صمیمیت واقعی مانع از بروز بسیاری از مشکلات میشود
موفق باشید