ناشناس
سوال 777882
باعرض سلام وخسته نباشید<br>بیش از یكسال و نیم است كه ازدواج كردم همسرم رو دوست دارم هرچند گاهی خیلی از دست ایشان ناراحت میشم.سوالی مدت هاست ذهنم رامشغول كرده وآن اینكه والدین من و همسرم خیلی به هركدام ازما وابستگی دارند (والدین من در شهر دیگری و تنها زندگی می كند)با اینكه یكسال و نیم از ازدواجمان میگذرد هنوز هرروز حداقل باید صدای ما را بشنوندالان همیشه عذاب وجدان دارم وتصور میكنم مابا ازدواجمان درحق والدینمان ظلم كرده ایم چون آن ها خیلی به ما نیاز دارند والدین من به جهت احساسی وبه خاطر تنهایی و والدین همسرم حتی برای خرید یا مهمانی هم از ما انتظار همراهی دارند.مدتها برایم سوال بود كه الویت بودن در كنار همسر است یا والدین و نیازهای كدامشان مقدم خدادوست دارد كه بیشترین وقت صرف كدامشان شود كه البته در جایی خواندم كه والدین مقدمند حتی اگر والدین وهمسر باهم نساختند باید ازهمسر جداشد.حالا من تصمیم گرفته ام كه من وهمسرم هر كدام به سمت والدین خودمان برویم از اینكه تنهایشان گذاشته ام احساس عذاب وجدان میكنم آیا تصمیمم درست است؟لطفا راهنمایی كنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام. والدین شما هرگز راضی نیستند که شما به خاطر آنان زندگی خود را با مخاطره مواجه کنید و عاقلانه ترین کار که شاید سخت ترین کار هم باشد این است که انسان در چنین مواقعی بتواند بین دو تکلیف را جمع کند و طوری رفتار کند که همه ی وظایف خود را به درستی انجام دهد. اینکه شما به خاطر یک وظیفه، از وظیفه ی دیگر شانه خالی کنید، راه درستی نیست و شاید به نوعی پاک کردن صورت مسأله باشد نه حل آن. بنابراین باید بین وظیفه ی همسر داری و حق والدین جمع کنید و همین که به این نکته توجه دارید نشان می دهد که می توانید انجام وظیفه کنید. والدین نیاز به محبت دارند ولی هرگز راضی نمی شوند شما زندگی خودتان را به هم بزنید و نزد خداوند هم این امر پسندیده نیست و حفظ کانون گرم خانواده از وظایف اصلی همسران است. بنابراین در مواقعی که خودتان نمی توانید به آنها سر بزنید باید کسی را جایگزین کنید حتی اگر این فرد یک کارگر و یا پرستار باشد. موفق باشید.