ناشناس
سوال 785033
سلام وعرض ادب .برای اینکه دچار ریا وخودبزرگ بینی نشویم مداومت به چه ذکری خوب است ؟باسپاس
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
ذكر خاصی را سراغ نداریم، اما نكاتی را برای شما ذكر می كنیم. تکبر و خود بزرگ بینی و غرور از جمله بیماریهای اخلاقی است که هم در دنیا و هم در آخرت پیامدهای منفی و زیانبار برای انسان به همراه دارد. در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ به آثار و پیامدهای این صفات تصریح شده و آمده است که انسانها در طول تاریخ به دلیل این صفات پست و نامطلوب به چه مشکلاتی در زندگی فردی و اجتماعی خود دچار شده اند. یکی از بارزترین مصداقهای تکبر و خود بزرگبینی و مبتلا شدن به انحرافات فکری، داستان ابلیس است که در قرآن بارها به آن پرداخته شده، و از آن سخن به میان آمده است. در واقع اشتباه در محاسبه در شناخت خود و شناخت جهان و شناخت خدا زیربنای این رذایل اخلاقی است. وقتی خداوند از ملائکه خواست تا در برابر آدم سجده کنند، همه سجده کردند جز ابلیس. ابلیس مبتلا به تکبر و خود بزرگبینی شد و فکر کرد که از نظر خلقت و آفرینش از آدم بهتر است، غافل از این که هر چه دارد از خداوند است.
از امام باقر علیه السّلام یا امام صادق علیه السّلام نقل شده است: دو نفر وارد مسجد شدند در حالى كه یكى عابد بود و دیگرى فاسق؛ سپس از مسجد خارج شدند در حالى كه فاسق به مرتبه صدیقین رسیده بود و عابد فاسق گشته بود، زیرا عابد در حالى داخل مسجد شد كه با فكر در عبادتش دچار تفاخر بود، ولى فكر فاسق در پشیمانى از كرده خود بود و از گناهان خود استغفار مىكرد.
در روایتی تکبر و خود بزرگبینی بزرگترین گناه شمرده شده است. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: «ایّاک والکبر فانّهُ اعظمُ الذنوب» یعنی از تکبر بر حذر باش، زیرا که آن از گناهان بزرگ است.
همانطور که عرض شد، ریشه اصلی تکبر و خود بزرگ بینی انحراف در عقیده و فکر است. فردی که فکر میکند بهتر از دیگران است، نسبت به آنها احساس برتری میکند. وقای دانستیم برتری ای جز به خواست خدا و رضای الهی وجود ندارد، چه جای تکبر!؟ اگر خواسته باشیم از بروز این صفات جلوگیری کنیم یا در خودمان اصلاح نماییم، باید ریشههای آن را قطع نماییم.
تکبر، غرور و خود بزرگبینی ریشه در جهل و حماقت انسان دارد؛ یعنی فردی که خودش را نشناخته و نمیداند که سراپای وجود او ضعف و ناتوانی است، احساس میکند که هیچ مشکلی ندارد، و بهتر از همگان است. علی ـ علیه السّلام ـ در این باره میفرماید: «التکبر عینُ الحماقة» یعنی تکبر خود حماقت و ریشه اصلی آن است.
خودشناسی عمیق یکی از راههای اصلی درمان تکبر و غرور به حساب میآید. باید دو مرحله از هستی خود را همیشه به یاد داشته باشیم.
الف. اینکه چگونه با ضعف و ناتوانی از دیار عدم به عالم هستی قدم نهادهایم؟
ب. سرانجام زندگی ما به کجا میانجامد و چگونه در دل خاک جای گرفته، همه تواناییها و داراییهای ما که اینک به آنها فخر میکنیم، از ما گرفته میشود؟
اگر انسان همیشه به این دو مرحله از وجود هستی خود توجه داشته باشد، به عجز و ناتوانی خود پی میبرد و حتی در حال شهرت و مقام نیز به غرور و تکبر مبتلا نمیشود. بلکه مقام و ریاست را از سوی خدا دانسته و سعی میکند در جهت کمال معنوی خود از آن استفاده کند.
علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «عَجِبْتُ للمتکبّرِ الّذی کان بالأمس نطفةً ویکونُ غَداً جِیفةً» یعنی تعجب میکنم از آدم متکبر، کسی که دیروز نطفهای بیش نبود و فردا هم مرداری بیش نخواهد بود، و در عین حال تکبر میورزد.
برای ایجاد صفت تواضع و راه های آن به کتاب های اخلاقی مثل معراج السعاده مراجعه شود.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
ذكر خاصی را سراغ نداریم، اما نكاتی را برای شما ذكر می كنیم. تکبر و خود بزرگ بینی و غرور از جمله بیماریهای اخلاقی است که هم در دنیا و هم در آخرت پیامدهای منفی و زیانبار برای انسان به همراه دارد. در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ به آثار و پیامدهای این صفات تصریح شده و آمده است که انسانها در طول تاریخ به دلیل این صفات پست و نامطلوب به چه مشکلاتی در زندگی فردی و اجتماعی خود دچار شده اند. یکی از بارزترین مصداقهای تکبر و خود بزرگبینی و مبتلا شدن به انحرافات فکری، داستان ابلیس است که در قرآن بارها به آن پرداخته شده، و از آن سخن به میان آمده است. در واقع اشتباه در محاسبه در شناخت خود و شناخت جهان و شناخت خدا زیربنای این رذایل اخلاقی است. وقتی خداوند از ملائکه خواست تا در برابر آدم سجده کنند، همه سجده کردند جز ابلیس. ابلیس مبتلا به تکبر و خود بزرگبینی شد و فکر کرد که از نظر خلقت و آفرینش از آدم بهتر است، غافل از این که هر چه دارد از خداوند است.
از امام باقر علیه السّلام یا امام صادق علیه السّلام نقل شده است: دو نفر وارد مسجد شدند در حالى كه یكى عابد بود و دیگرى فاسق؛ سپس از مسجد خارج شدند در حالى كه فاسق به مرتبه صدیقین رسیده بود و عابد فاسق گشته بود، زیرا عابد در حالى داخل مسجد شد كه با فكر در عبادتش دچار تفاخر بود، ولى فكر فاسق در پشیمانى از كرده خود بود و از گناهان خود استغفار مىكرد.
در روایتی تکبر و خود بزرگبینی بزرگترین گناه شمرده شده است. حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: «ایّاک والکبر فانّهُ اعظمُ الذنوب» یعنی از تکبر بر حذر باش، زیرا که آن از گناهان بزرگ است.
همانطور که عرض شد، ریشه اصلی تکبر و خود بزرگ بینی انحراف در عقیده و فکر است. فردی که فکر میکند بهتر از دیگران است، نسبت به آنها احساس برتری میکند. وقای دانستیم برتری ای جز به خواست خدا و رضای الهی وجود ندارد، چه جای تکبر!؟ اگر خواسته باشیم از بروز این صفات جلوگیری کنیم یا در خودمان اصلاح نماییم، باید ریشههای آن را قطع نماییم.
تکبر، غرور و خود بزرگبینی ریشه در جهل و حماقت انسان دارد؛ یعنی فردی که خودش را نشناخته و نمیداند که سراپای وجود او ضعف و ناتوانی است، احساس میکند که هیچ مشکلی ندارد، و بهتر از همگان است. علی ـ علیه السّلام ـ در این باره میفرماید: «التکبر عینُ الحماقة» یعنی تکبر خود حماقت و ریشه اصلی آن است.
خودشناسی عمیق یکی از راههای اصلی درمان تکبر و غرور به حساب میآید. باید دو مرحله از هستی خود را همیشه به یاد داشته باشیم.
الف. اینکه چگونه با ضعف و ناتوانی از دیار عدم به عالم هستی قدم نهادهایم؟
ب. سرانجام زندگی ما به کجا میانجامد و چگونه در دل خاک جای گرفته، همه تواناییها و داراییهای ما که اینک به آنها فخر میکنیم، از ما گرفته میشود؟
اگر انسان همیشه به این دو مرحله از وجود هستی خود توجه داشته باشد، به عجز و ناتوانی خود پی میبرد و حتی در حال شهرت و مقام نیز به غرور و تکبر مبتلا نمیشود. بلکه مقام و ریاست را از سوی خدا دانسته و سعی میکند در جهت کمال معنوی خود از آن استفاده کند.
علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: «عَجِبْتُ للمتکبّرِ الّذی کان بالأمس نطفةً ویکونُ غَداً جِیفةً» یعنی تعجب میکنم از آدم متکبر، کسی که دیروز نطفهای بیش نبود و فردا هم مرداری بیش نخواهد بود، و در عین حال تکبر میورزد.
برای ایجاد صفت تواضع و راه های آن به کتاب های اخلاقی مثل معراج السعاده مراجعه شود.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.