ناشناس

سوال 801316

با سلامپسری 22 ساله و تقریبا مذهبی از خوزستان ، لیسانس مهندسی شیمی ، وضع اقتصادی خانواده متوسط ،والدین کم سواد ، فرزند آخر خانواده 8 نفره ، 2 تا از خواهرام متاهل و معلم، خواهر سومم لیسانس و بیکار1 سال عقد، برادر بزرگم متاهل و پزشک متخصص ، برادر بعدیم مجرد لیسانس و شاغلتازه از یکی از دانشگاه های خوب کشور فارغ التحصیل مهندسی شیمی شدم و ایشالا از چند ماه دیگه سربازیم شروع میشه... اگه خدا بخواد سربازیمو توی یکی از شرکت های شهر خودمون بصورت امریه میگذرونم و با توجه به شرایط خاص دانشگاهم به احتمال بالای 90 درصد ایشالا توی همون شرکت بلافاصله استخدام خواهم شد.الان با پدر و مادر و یک خواهر و یک برادرم زندگی میکنم. یکی از برادرام مجرد و 29 سالشه که چند ساله شاغله ولی متاسفانه ظاهرا هیچ تمایلی به ازدواج نداره! با توجه به اختلاف سن زیاد با پدر و مادر(پدر1320 و مادر1331) و خواهر و برادرهای بزرگترم دارم (به ترتیب متولد 54 ، 56 ، 59 ، 62 ، 63 هستن و من متولد 70)و با توجه به جو سرد و غیر صمیمی که بین من و بقیه بین اعضای خانوادم وجود داره ( چند ساله که تقریبا آدم درون گرایی شدم) با توجه به اینکه خودم آدم احساسی هستم زیاد احساس تنهایی کردم و میکنم و همیشه احساس نیاز به یه دوست خیلی صمیمی رو توی خودم حس کردم. اختلاف سنی زیادم با پدرومادرم که اصلا رابطه خوبی بینمون نیس و همچنین احساس تنهایی بیش از حدم باعث شده که از چند سال پیش تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم زود ازدواج کنم چون با توجه به اعتقادات مذهبیم اصلا نمیخام تا قبل از ازدواج سر خودمو با گناه و دوستی با جنسای مخالفم گرم کنم و از طرف دیگه هم نمیخام رنجی که خودم از فاصله سنی زیاد توی خونه کشیدم رو بچه هام هم متحمل بشن .الان با توجه به اینکه تقریبا وضعیتم معلوم شده و با توجه به پس انداز 7-8 میلیونی که دارم به فکر ازدواج افتادم و از نظر خودم شرایط ازدواج رو دارم اگه بتونم یه دختر قانع پیدا کنم میتونم با یه کمک مختصر ار خانواده یه مراسم خیلی ساده بگیرم و عقد کنم... تنها مشکلی که الان جلو راه خودم می بینم برادر مجردمه (که البته خودش چراغ سبز نشون داده) و اینکه میانگین سن ازدواج توی خونه و کلا شهر ما بالاس (حداقل 24-25 سال واسه پسر) و اینکه مادرم یه مقداری لج بازه و نمیدونم چطور باید قضیه رو مطرح کنم تا راضی شن...خواستم نظر شما رو بدونم اولا در مورد تصمیم ازدواجم(با توجه به شرایط نسبتا خوبم و میدونم تقریبا به بلوغ های مختلف مورد نیاز ازدواج رسیدم) و دوما درباره نحوه مطرح کردن درخواستم به خانواده با توجه به اینکه خودم یه دخترو پسندیدم (البته هیچ رابطه ای باهاش نداشتم) و میدونم مادرم مخالفت میکنه هم با اصل ازدواجم و هم با اینکه خودم یه نفرو انتخاب کردم حتی اگه از نظرش دختر مناسبی باشه!لطفا خصوصی ج بدین.پیشاپیش خیلی ممنونم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
کاربر گرامی ، هیچ انسانی نمیتواند به صورت کامل توسط فرد دیگر ، درک بشود. شما هم نمیتوانید دیگری را کامل درک کنید و ابتدا لازم هست ، این واقعیت را بپذیرید وانتظار عجیب و غریب از ازدواج نداشته باشید . مضاف براینکه همانقدر که شما از طرف مقابل انتظار دارید، طرف مقابل هم با انتظار وارد زندگی میشود و فکر نکنید ، قرار هست یک فردی بیاید وتمام وکمال پاسخگو باشد. پس محددویتها و مسئولیتهای ازدواج را قبول کنید .
بعد اگر توانستید واقع بینانه به ازدواج نگاه کنید . فعلا شخص خاصی را مطرح نکنید و در مورد آمادگی خودتان در مورد ازدواج صحبت کنید . قاعدتا خانواده نیاز به زمان دارد تا موافقت کند .اما به مادرتان بگویید همه افراد لزوما در یک سن وبه بلوغ نمیرسند . پس هرشخصی در سن خاصی آمادگی دارد .
اما شما انتظار نداشته باشید ، سریعا موافقت کند . زمان بدهید .
موفق باشید