ناشناس
سوال 820564
سلام . در فامیل نسبتا دورمان ازمن خواستگاری کرده وپدرومادرم به علت های مختلف ازجمله درس ردکرده اندامامن وقتی اورامیبینم یک حالتی به من دست میدهد البته اوهم نگاه های عجیبی میکندوقتی به اوفکرمیکنم گه گاهی میگویم باشدولی بعضی موارد منصرف میشوم چون که انهاپیشنهادشان رادوباره تکرارکرده اندیک احساس سردرگمی دارم چون موقعی که درس می خوانم یامشغول کاری هستم فکرم به اومتمرکزمیشود ودرعین حال میگویم من هنوز برای ازدواج کردن بچه هستم .نمیدانم چه کنم گاهی صلوات میفرستم وشیطان رالعنت میکنم امادوباره بعدازمدتی فکرم مشغول میشودیکی دیگر از سردرگمی های من این که مادرم خیالم راراحت نمیکندونظرخودرابه من نمیگویدازسویی این درد دل خودرانمی توانم به اوبگویم چون خجالت میکشم لطفا به من بگویید که چه کنم واین حس من به اوهوس است یاعشق؟ وبرای ازادشدن فکرم راهکاردهید.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ با سلام
کاربر گرامی ،احساسات اولین موضوعی است که در روابط با جنس مکمل شکل میگیرد . در ازدواج هم همینطور هست . لذا شما به جز موضوع احساسات ،بهتر هست تعهدات ومسئولیتهای زندگی مشترک را نیز در نظر بگیرید و اگر واقعا برای محدودیتها ومسئولیتهای زندگی مشترک آمادگی داشتید ، با والدین خود صحبت کنید .
شخصی که اعتقاد دارند برای ازدواج بالغ هست ، قاعدتا میتواند درباره آن در نهایت ادب و احترام با یکی از والدین خود صحبت کنید .اگر شما واقعا آمادگی ازدواج دارید ، در مورد خواستگاری این آقا با مادرتان باب صحبت را باز کنید .
موفق باشید
کاربر گرامی ،احساسات اولین موضوعی است که در روابط با جنس مکمل شکل میگیرد . در ازدواج هم همینطور هست . لذا شما به جز موضوع احساسات ،بهتر هست تعهدات ومسئولیتهای زندگی مشترک را نیز در نظر بگیرید و اگر واقعا برای محدودیتها ومسئولیتهای زندگی مشترک آمادگی داشتید ، با والدین خود صحبت کنید .
شخصی که اعتقاد دارند برای ازدواج بالغ هست ، قاعدتا میتواند درباره آن در نهایت ادب و احترام با یکی از والدین خود صحبت کنید .اگر شما واقعا آمادگی ازدواج دارید ، در مورد خواستگاری این آقا با مادرتان باب صحبت را باز کنید .
موفق باشید