ناشناس

سوال 824347

سلام وخداقوت...خانم کهتری عزیز!مشکل من زود عصبانی شدنم است:-(تقریبن تمام تکنیکهای کنترل خشم راهم میدانم اماوقتی عصبانی میشوم کلن همه ی این تکنیک هاازیادم میرود...البته عصبانیتم زودبروز و زود هم فروکش میکند گاهی که خیلیییی تلاش میکنم میتوانم خشمم رافروبخورم امابعدن همین خشم فروخورده به صورتهای دیگری بروز میکند...ازشمابرای مواردزیرراهنمایی میخواهم:1/درمکانهایی مثل خانه وخانواده وجمع دوستان که امکان بروز خشمم هست چگونه عصبانیت خودرااول کنترل وبعدبه صورت مطلوب بروز دهم که هم اطرافیانم متوجه شوندکه باعث خشم من شده اندوهم اینکه بروزدادن خشم وعصبانیتم باعث ناراحتی کسی نشود؟2/درمحلهای عمومی که غریبه ها باعث عصبانی شدنم میشوند مثل رعایت نکردن نوبت درصف یارعایت نکردن سکوت در سالن نمایش وموارد این چنینی چگونه خشم خودرابروز دهم؟آیااصلن لازم است که درمقابل همه ی مواردی از این دست واکنش نشان دهم ودرطول شبانه روز که باآدمهای زیادی درجامعه سروکاردارم به جنگیدن برسرحقوق پایمال شده ام بپردازم یاخیر؟اصلن دربضی موارد که خشم خودرا در جامعه هم بروز میدهم مثلن برای رعایت سکوت در سالن نمایش ومکانهای این چنینی وقتی فردی که مخاطبم بوده اصلن توجهی نمیکندویا با بی ادبی برخوردمیکندمن باید چه واکنشی نشان دهم؟البته من همیشه سعی ام براین بوده که ابتدایکی دودفعه باادب واحترام وبدون هیچ خشمی به انسانهایی که باعث مزاحمتم میشوندتذکر دهم وبعدن نحوه تذکر دادنم راعوض کنم امامتاسفانه برخی افراد ضمن پایمال کردن حقوق من ودیگران هیچ توجهی به تذکرات محترمانه هم ندارند وبلکه بابی ادبی هم به معترضین پرخاش میکنندواکنش من دربرابر اینگونه افراد باید چطور باشد؟از شمابخاطر وقتی که برای پاسخ دادن به سوالات من صرف میکنید کمال تشکروقدردانی را دارم!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
دوست خوبم همه ما در مواردی از مسایل روز مره دچار عصبانیت می شویم . اما باید در نظر داشته باشید که تفاوت افرادی که زودتر تحریک می شوند و افرادی که آستانه خشم بالاتری دارند در این است که آنان متفاوت از هم فکر میکنند .

گروه اول همواره خواهان این هستند که همه چیز در سرجای خودش باشد. هیچ کس قانون شکنی نکند . همه طبق میل او عمل کنند . همه به اصولی که او درست می دانند پایبند باشند و ...

اما گروه دوم اختیار زیادی را برای آدم ها در نظر می گیرند و می دانند که درک و فهم افراد از قانون و درست و نادرست با یکدیگر متفاوت است .

می دانند که قرار نیست همه هم طراز و همسطح خود او زا نظر درک مسایل قرار گیرند . می پذیرد که هر فردی ممکن است خطاکار و دچار اشتباه شود . و می داند که وقتی قرار است زندگی اجتماعی داشته باشد باید هم از مزایای ان برخوردار باشد و هم سختی های آن را بپذیرد. و بداند که نمی تواند جامعه را به کل اصلاح نماید .

علاوه بر طرز تفکر افراد اطلاع از واکنش های رفتاری مناسب هم مهم است . گاهی باید خود را از موقعیت ها دور کنیم . یا افکار خود را خنثی تر تنظیم کنیم تا هیجان منفی ما را از بین ببرد . گاهی تنفس عمیق شکمی به کاهش هیجان و افزایش منطق به ما کمک می کند .

از سویی باید پذیرش خود را بالا ببرید . اگر بخواهیم در همه موقعیت ها به فکر دفاع از حقوق پایمال شده خود باشیم باید مدام در جنگ باشیم . در حالی که این گونه زندگی کردن قطعا ما را عصبی و بیمار می کند . گاهی بپذیرید شرایط را . و سعی کنید عامل مزاجم را از ذهن و فکر خود خارج کنید و به آن بی توجهی کنید . این رویه در مواقعی که عامل مزاحم کنترل ناپذیر است بسیار کارامد است .

همراه با پذیرش موارد و مسایل و افراد باید رها کردن را هم تمرین کنید .
در مواردی هم کافی است دیگران مثل افراد خانواده را صرفا از احساس و ناراحتی خود مطلع کنید . همین . دیگر رفتار پرخاشگرانه لازم نیست .


البته وقتی اطرافیان به برخی رفتارهای ما و برخی رویه های ما عادت کرده اند نباید انتظار داشته باشیم که با تغییر رویه خیلی زود نتیجه بگیریم .بلکه باید صبور باشیم. تمرین کنیم . و استمررا داشته باشیم .

در برخی موارد هم نباید اجازه دهید به آستانه عصبانیت نزدیک شوید .
پیش از آن که به این آستانه برسید خود را از موقعیت دور کنید .