ناشناس

سوال 841349

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت شما وقتی در بعضی از گناهان روزمره خود دقیق می شوم، متوجه میشوم که بعضی از اینها ناشی از «جبن» (ترس از دیگران) است که البته از این بابت هم ناراحتم. برای مثال وقتی پشت سر کسی غیبت می کنم یا اینکه غیبت می شنوم و بعد دچار عذاب وجدان می شوم که چرا این را گفتم؟ چرا غیبت را شنیده و سخن گوینده را قطع نکردم؟ متوجه میشوم که این ناشی از جبن و ترس از دیگران است. مثلا اگر یک جزء کوچکی از آن شجاعتی که در حضرت امام(ره) بود من می داشتم مرتکب خیلی از معاصی نمی شدم. این جملات مقدمه ای بود تا این سوال را مطرح کنم که چطور میتوانم جبن را در خود ریشه کن کنم؟ به کتاب معراج السعاده هم در رابطه با جبن مراجعه کردم و مطالب مفیدی بود اما برای بنده موثر نیست. زیرا که بنده از بچگی و کودکی ترسو بودم و ظاهراً ریشه عمیقی در من دارد که با به کار گرفتن چند تکنیک و .... قابل حل نیست. به جرئت می توانم بگویم که کمتر کسی به ترسویی خودم دیده ام. با خود می گویم مطمئناً اگر در زمان امام عصر(عج) باشم یا در زمان سایر ائمه (علیهم السلام) هم بودم انقدر ترسو هستم که نمی توانستم حق و مظلوم (که معمولا در اقلیت هستند) را یاری کنم. مانده ام چکار کنم با این درد ریشه دار و بی درمان؟ با تشکر

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
کاربر گرامی، سوال شما به علت غیر مرتبط بودن، تکراری بودن یا نا مناسب بودن حذف شده است.