ناشناس
سوال 842302
با سلام خدمت شما مشاور گرامی:<br />دختری 21 ساله هستم که مدت یک سالی هست که به شدت مردم گزیر شدم. روابط اجتماعی خوبی دارم و بین جمع دوستان فامیل و خانواده خیلی محبوبم. اما مدتیه که از بودن در کنار کسی لذت نمی برم خوشحال نمی شم. ایده آلام فرق کرده چیزایی که یه زمانی منو خوشحال می کردن الان دیگه نیس. یه مشکل عمدم تابع جمه بودنه مخصوصا تو مسافرتا که الانم درگیرشم من تنهایی خودمو ترجیح میدم به در کنار جمع بودن و واقعا ازش لذت می برم لطف کنین راهنماییم کنین که چطور رفتارامو برای مادرم توجیه کنم که از برخوردام دلگیر نشه.<br />بازم ازتون ممنون
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ با سلام
دوست خوبم گریز از جمع به رفع مشکلات شما کمکی نمی کند شما باید دلایل این اجتناب را بشناسید و انها را برطرف کنید .شما انسان درون گرایی نیستید که به تنهایی علاقمند باشید بلکه شما برای کمرنگ کردن برخی مسایل به تنهایی روی اورده اید و این در دراز مدت افسردگی شما را مزمن می کند .
بنابراین اگر مادر شما را به حضور در جمع تشویق می کند درو اقع شما را از این درون گری بیماری زا دور میکند .
این که مابا دیگران همراه باشیم و حتی الامکان ساز مخالف نزنیم و فردی خوش مشرب باشیم خیلی خوب است اما باید موقعیت ها را خوب ارزیابی کنیم . قرار نیست به معنای ایجاد محبوبیت موافقت های نادرست و ناموجه را در خود تقویت کنیم و از حقوق مسلم خود بگذریم .
شما باید در نظر داشته باشید که فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود وبعد ازآن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه¬پذیر تبدیل می¬شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات¬مند دارای خصوصیات زیر می¬باشند:
داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مداربودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند موقعیت ها “برنده-برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات¬مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت¬زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد. یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات¬مند به حقوق خود ودیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوءاستفاده کنند و درعین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند. اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :
به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می¬توانیم اینگونه عکس¬العمل داشته باشیم:
ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم(ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم(اعلام تصمیم).
در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟”.
در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتارجرات¬مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. ویا رفتار جرات¬مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می¬دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می¬دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می¬توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات¬مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات¬مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات¬مندی خود می¬افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده¬ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می¬گوئیم:۱- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.” ۲- “نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.” ۳- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”
در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:
- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه¬گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی¬مان را پر می¬کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات¬مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.
- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می¬توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.
- انسان جرات¬مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.
- شاید رفتار جرات¬مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه¬ای نرسد ولی باعث می¬شود ما خودخوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه¬پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می¬کاریم و می¬توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.
- اگر در شرایطی خاص مجبور به رفتار پرخاشگرانه شدیم باید آگاهانه باشد و خود، آگاه باشیم که فقط در این فضای خاص از این روش استفاده می¬کنیم و سبک غالب ما نیست.
پس به جای دوری و اجتناب از دیگران برای ارتقای خود و مهارت یابی برای ابراز وجود تمرین کنید . بدانید در واقع فردی محبوب است که همواره حق خود و دیگران را بشناسد و ان را زیر سوال نبرد .فردی که با اعتماد به نفس رفتار شایسته ای را در موقعیت های مختلف از خود نشان می دهد .
دوست خوبم گریز از جمع به رفع مشکلات شما کمکی نمی کند شما باید دلایل این اجتناب را بشناسید و انها را برطرف کنید .شما انسان درون گرایی نیستید که به تنهایی علاقمند باشید بلکه شما برای کمرنگ کردن برخی مسایل به تنهایی روی اورده اید و این در دراز مدت افسردگی شما را مزمن می کند .
بنابراین اگر مادر شما را به حضور در جمع تشویق می کند درو اقع شما را از این درون گری بیماری زا دور میکند .
این که مابا دیگران همراه باشیم و حتی الامکان ساز مخالف نزنیم و فردی خوش مشرب باشیم خیلی خوب است اما باید موقعیت ها را خوب ارزیابی کنیم . قرار نیست به معنای ایجاد محبوبیت موافقت های نادرست و ناموجه را در خود تقویت کنیم و از حقوق مسلم خود بگذریم .
شما باید در نظر داشته باشید که فرد سلطه پذیر به علت پایمال شدن حقوقش، خشم زیادی را در خود انبار می کند که روزی همچون آتشفشان فوران نموده و تبدیل به پرخاشگری می شود وبعد ازآن به علت احساس گناه شدید دوباره به سمت رفتار سلطه پذیر معمول خود برمی گردد. افراد پرخاشگر نیز در مرحله ای از تنش شدید، تسلیم می شوند و به افراد سلطه¬پذیر تبدیل می¬شوند که این حالت نیز موقتی است. اما افراد جرات¬مند دارای خصوصیات زیر می¬باشند:
داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران، احترام گذاشتن به حقوق خود و دیگران، ابراز احساسات و عقاید خود، عمل مداربودن، پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیم های خود، داشتن روحیه انعطاف پذیر، داشتن روابط سالم و صمیمانه با دیگران، اعتماد به نفس بالا و تن صدای محکم و استوار و مهم تر اینکه این افراد تمایل دارند موقعیت ها “برنده-برنده” باشد نه همیشه “برنده-بازنده”. یعنی گاهی حاضرند که در موقعیت خاص بازنده باشند تا هدف تحقق یابد. به طور مثال یک فرد جرات¬مند در مقابل یک فرد پرخاشگر در موقعیتی خاص سکوت می کند تا فرد مقابل خلع سلاح شود. گاهی در محیط کار مدت¬زمان بیشتری می ماند تا کار خاص محوله انجام شود، حتی اگر از تفریحش دست بکشد. این فرد به ظاهر بازنده است ولی با آگاهی این شرایط را می پذیرد. یکی از دلایلی که ما رابه دام عدم جرات ورزی می کشاند، آگاه نبودن از حقوق شخصی خود و باورهایی است که از کودکی در ذهن ما ایجاد شده است.مانند اینکه من اگر نظر خود را بیان کنم با دیگران دچار تضاد می شوم، من حق ندارم دیگران را ناراحت کنم، “اگه ناراحت بشه چی؟” نمی توانم به کسی نه بگویم و چون می خواهم فردی مودب و مفید باشم تسلیم تمنای دیگران می شوم. در صورتیکه افراد جرات¬مند به حقوق خود ودیگران احترام می گذارند و نمی گذارند دیگران از آنها سوءاستفاده کنند و درعین حال نیازهای دیگران را درک می کنند. بنابراین صادقانه افکار و احساسات خود را بیان می کنند. اما چگونه در شرایط مختلف رفتار و ارتباط جرات مندانه داشته باشیم :
به عنوان مثال، در برابر درخواست غیر منطقی دیگران می¬توانیم اینگونه عکس¬العمل داشته باشیم:
ای کاش می توانستم ماشینم را به شما بدهم(ارائه بازخورد مثبت) اما از چند هفته پیش برنامه ریزی کرده ایم که آخر هفته به مسافرت برویم (بیان دلیل رفتار)، متاسفم(اعلام تصمیم).
در زمان درخواست کردن، منطقی بودن درخواستمان را بررسی کنیم، توانایی طرف مقابل را برای اجابت و مناسب بودن زمان و مکان آن ارزیابی کنیم و بعد مشکل و وضعیت موجودمان را بیان کنیم به طور مثال: “من سرم خیلی درد میکنه، ممکنه کمی آرام تر صحبت کنید؟”.
در مواجهه با رفتارهای بی ملاحظه دیگران نیز باید رفتارجرات¬مندانه ای داشته باشیم که می تواند شامل عمل ساده ابراز عقاید شخصی باشد مثلاً وقتی کسی صحبت ما را قطع کرد می توانیم بگوئیم: ببخشید دوست داشتم حرفهایم را تمام کنم. ویا رفتار جرات¬مندانه همدلانه (به رسمیت شناختن موقعیت و احساس طرف مقابل) در مورد مثال قبل می توانیم بگوییم “می¬دانم مایلید نظرتان را مطرح کنید اما ای کاش اجازه می¬دادید حرفم تمام شود.” و همینطور می¬توانیم از رفتار و ارتباط توام با جرات¬مندی افزایشی استفاده کنیم به این معنی که با کمترین مقدار جرات¬مندی شروع می کنیم و اگر طرف مقابل بی تفاوت بود به تدریح بر جرات¬مندی خود می¬افزاییم. مثلا در مقابل فروشنده¬ای که با اصرار می خواهد جنس خود را بفروشد اینگونه می¬گوئیم:۱- “نه، من هیچکدام از آنها را نمی خواهم.” ۲- “نه، گفتم که قصد خرید این جنس را ندارم.” ۳- “دوبار گفتم نه، از شما می خواهم این قدر اصرار نکنید.”
در پایان یادآور می گردد رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:
- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه¬گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی¬مان را پر می¬کنیم و دید مثبتی نسبت به ما در دیگران ایجاد می شود و اگر زمانی رفتاری جرات¬مندانه در مقابل افراد داشته باشیم با حالت دفاعی آنها مواجهه نخواهیم شد.
- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم. من می¬توانم نظرات دیگران را بپذیرم و درعین حال نظر خود را نیز بیان کنم.
- انسان جرات¬مند راههای مختلفی را برای رسیدن به هدفش امتحان می کند.
- شاید رفتار جرات¬مندانه و بیان عقاید و احساساتمان به نتیجه¬ای نرسد ولی باعث می¬شود ما خودخوری نکنیم که رفتارمان به پرخاشگری و سلطه¬پذیری تبدیل شود و درعین حال این رفتار، بذری است که می¬کاریم و می¬توانیم منتظر شکوفایی آن در آینده باشیم.
- اگر در شرایطی خاص مجبور به رفتار پرخاشگرانه شدیم باید آگاهانه باشد و خود، آگاه باشیم که فقط در این فضای خاص از این روش استفاده می¬کنیم و سبک غالب ما نیست.
پس به جای دوری و اجتناب از دیگران برای ارتقای خود و مهارت یابی برای ابراز وجود تمرین کنید . بدانید در واقع فردی محبوب است که همواره حق خود و دیگران را بشناسد و ان را زیر سوال نبرد .فردی که با اعتماد به نفس رفتار شایسته ای را در موقعیت های مختلف از خود نشان می دهد .