ناشناس
سوال 843740
با سلام و تبریک سال نو -سوالی می خواهم بپرسم مقدمه ی نسبتا طولانی دارد از این بابت عذرخواهی می کنم ولی خواهشمندم به سوالم پاسخ بفرمایید.   به دلیل اینکه فکر میکنم تمام مطلب ضروری است و در 500 کلمه نمی گنجد، سوالم را در دو قسمت ارسال می کنم. پیشاپیش متشکرم. من دختری هستم که از نظر جامعه دختری مذهبی و روشنفکر می باشم. در کرج زندگی می کنم. در یک پژوهشکده مشغول به کار هستم. خواستگارم همکارم هست که 2 سال است همکار می باشیم. تحصیلات پدرم کارشناسی ارشد می باشد.مادرم هم دیپلم ولی بسیار اهل مطالعه و هردو بسیار مذهبی هستند.  در صحبت های خصوصی که با افراد برای انتخاب همسر دارم بر نکاتی تاکید می کنم که می گویند شما بیش از آنچه که ما فکر می کردیم مذهبی هستیم. و من این قضاوت دوم را در باره ی خودم قبول دارم. من به تمام مسائل دینی پایبند بوده و هستم.  من دوره کارشناسی ارشد خود را در کشور روسیه بودم و پدرم در آنجا ماموریت کاری داشتند. در آنجا نیز با حجاب بودم و تمام واجبات دین را عمل می کردم. ولی مجرد بودن باعث شده بود که از نظر روحی مدام در حالت دلتنگی و نیاز به همسر باشم ولی همانطور که در جامعه ما مرسوم است مطرح کردن این موضوع از طرف دختر و اقدام برای آن معمول نیست و  روحیه  و غرور خودم نیز چنین اجازه ای را به من نداد تا با خانواده مطرح کنم.  برای بهبود این دردی که در وجودم بود در فضای مجازی با افرادی چت می کردم  که یک روز با فردی چت کردم که بسیار به او علاقمند شدم و تمام احساسات و عواطف خود را با او در میان گذاشتم. او نیز به من علاقمند بود ایشان در ایران بودند و هیچ گونه امکان ملاقات حضوری نداشتیم. در فضای مجازی نیز فقط چند مرتبه همدیگر را از طریق وب کم دیده بودیم که حتی در این مورد نیز من با حجاب بودم.  وقتی ایران آمدیم من خیلی مشتاق دیدار ایشان بودم. ایشان در قم زندگی می کردند. یک بار که با خانواده برای زیارت به قم  می رفتیم از پدرم خواستم که به نمایشگاه قرآنی که ایشان در آنجا مسئولیت داشتند برویم و من با ایشان دیدار داشته باشم. پدرم مخالفت کردند و نرفتیم. بعد از آن در تماس تلفنی که داشتیم ایشان چند مرتبه اصرار کردند که همدیگر را ببینیم. ولی من نپذیرفتم. چون به قولی که به پدرم داده بودم تعهد داشتم.  پدرم گفته بودند که اگر ایشان خواهان آشنایی با شما هستند رزومه ی کاری خودشان را برای پدرم بفرستند و قبل از اینکه ما با هم دیدار داشته باشیم با پدرم ملاقات در خارج از منزل داشته باشند ولی ایشان نپذیرفتنند و خیلی هم بهشان بر خورده بود. من خیلی عذاب کشیدم تا توانستم علاقه به ایشان را فراموش کنم و  به زندگی عادی خود ادامه دهم.<br />
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخخواهر گرامی سلام
تحت حمایت های خانواده خود به مسیر خواستگار جدید ادامه دهید که بزرگترین حامی و ضمانت برای شما هستند.
اصلا از رابطه اینترنتی خود به هیچ وجه یعنی تا اخر عمر خود نه با این خواستگار نه با کس دیگر سخن نگویید . انرا رازی دفن شده بدانید واز خانواده خود هم بخواهید که چنین کنند.
انشاالله از جانب ان دوسن اینترنت برای شما مشکلی پیدا نمی شود. در فرض ازار و اذیت او چون خانواده شما در جریان بوده اند به ایشان اتکا نمایید.از خدا هم در حل این موضوع یاری بخواهید