ناشناس
سوال 853331
سلام ایرانی ام- بیرجندی- درسم تازه تموم شده- بیماری خاصی نداریم- مجردم- <span id="ctl07_ctl00_lblGroupDescription" class="rtl groupDesc" style="display: inline;">وضعیت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خانواده </span>خوبه- فقط مادرم ی خورده زیادی بدبینه<br />من فرزند آخر خانواده 5 نفره ام. خواهر و برادرم ازدواج کردن.پدر و مادرم من را در تصمیم گیری برای انتخاب همسر آزاد گذاشتن و فقط نظارت دارن.<br />مشکل من اینه که اصلا هیچ علاقه ای ب ازدواج ندارم. و اصلا احساس نیاز هم نمی کنم؛ حتی نیاز به یک همراه. اینطوری بگم ک درون گرا هستم و بهیچ وجه دلم نمیخاد کسی تنهایی هام رو (ک تو زندگیم زیادlم هست) ازم بگیره. <br />حتی یک خواستگار داشتم از شدت ابراز علاقه داشت خودش رو خفه میکرد ولی من لحظه ب لحظه حس تنفرم بهش بیشتر میشد.<br />حوصله ازدواج و مسئولیت و دردسر و حتی لحظه های خوشی ک بخاد جای تنهایی هام رو بگیره و لوس بازی های اولش و عادت و سردی آخرش رو ندارم.<br />یک نفر بود از خواستگارام ک واقعا دوستش داشتم ولی این علاقه ای ک حتی خاب شب رو از من گرفت و تا یادش می افتادم اشکام میریخت فقط 2 ماه دوام آورد و بعد بدون هیچ اتفاقی صبح ک از خاب بیدار شدم کاملا ازش متنفر شده بودم. حتی خودم هم باورم نمیشد.<br /><br />حالا موندم با خاستگارام چیکار کنم؟ ازدواج کنم خوب میشم؟ بدتر میشم؟ چرا من اینطوری ام ولی بقیه دخترا تا اسم ازدواج میاد قند تودلشون آب میشه؟؟؟؟ خواهش مییکنم کمکم کنین. مرسی<br /><br />راستی من خ ادم سردی هستم؛ چی بشه ک دلم واسه کسی تنگ بشه و اینکه حتی تو دوران دانشجویی خابگاه ک بودم خ کم دلم واسه خانواده تنگ میشد درحالیکه بعضی بچه ها با گریه خودشونو هلاک میکردن.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ باسلام
دوست گرامی قطعا سرد بودن شما در روابط عاطفی نیز در این مساله بی تاثیر نیست.
اما به هر حال میل به تنهایی هم حد و حدودی دارد. این مساله را مورد توجه قرار دهید که تا چند سال دیگر که واقعا تنها شدید نیاز به یک همراه و همدم دارید.
لذا باید وضعیت روحی تان را اصلاح کنید.
اولا توصیه جدی دارم در مورد نقش و اهمیت ازدواج مطالعه زیادی داشته باشید. کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد این کتابها را مطالعه کنید تا به نقش و اهمیت ازدواج پی ببرید. نمی گویم دنبال عشق و عاشقی باشید بلکه منظور توجه درست و به جا به این مقوله است.
ضما توصیه می کنم در زمینه سردی عاطفی تان حتما مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید.
کلا عوامل متعددی مثل شرایط تربیتی خانواده، مشاهده تجارب زندگی دیگران و .. در ایجاد این همه بی تفاوتی موثر است لذا مراجعه حضوری نزد روان شناس برای شما ضرورت جدی دارد.
با تشکر از تماس شما
دوست گرامی قطعا سرد بودن شما در روابط عاطفی نیز در این مساله بی تاثیر نیست.
اما به هر حال میل به تنهایی هم حد و حدودی دارد. این مساله را مورد توجه قرار دهید که تا چند سال دیگر که واقعا تنها شدید نیاز به یک همراه و همدم دارید.
لذا باید وضعیت روحی تان را اصلاح کنید.
اولا توصیه جدی دارم در مورد نقش و اهمیت ازدواج مطالعه زیادی داشته باشید. کتابهای خوبی در این زمینه وجود دارد این کتابها را مطالعه کنید تا به نقش و اهمیت ازدواج پی ببرید. نمی گویم دنبال عشق و عاشقی باشید بلکه منظور توجه درست و به جا به این مقوله است.
ضما توصیه می کنم در زمینه سردی عاطفی تان حتما مراجعه حضوری نزد روان شناس داشته باشید.
کلا عوامل متعددی مثل شرایط تربیتی خانواده، مشاهده تجارب زندگی دیگران و .. در ایجاد این همه بی تفاوتی موثر است لذا مراجعه حضوری نزد روان شناس برای شما ضرورت جدی دارد.
با تشکر از تماس شما