ناشناس
سوال 872983
سلام خسته نباشید.من معلم کودکان استثنایی هستم و همیشه سعی کرده ام به خلق خدا خدمت کنم نمازم را می خوانم و چادر سر میکنم همیشه خدا می داند که با مشکلات فراوانی روبرو بوده ام و هیچ وقت جز خدا یاوری نداشته ام حالا با یک شبهه روبرو شده ام که آیا مسیری که می روم درست است یا نه این ها که به بدترین شکل بی حجابی وارد جامعه می شوند و هیچ چیز را قبول ندارندو اینقدر خوشبخت و روزگار بر وقف مرادشان است راه درست را رفته اند؟!این شک دارد مرا می کشد شما را به خدا به دادم برسید.این شک از اینجا شروع شد که بعد از مشقت های فراوان برای بچه دار شدن اول ماه رمضان فهمیدم که باردارم خودم و همسرم مدام سر برسجده می گذاشتیم وشکر میکردیم وبچه را هدیه امام حسن می دانستیم چون به ایشان توسل کرده بودیم.اما در آخر ماه مبارک بچه ام بی جهت سقط شد.خواهرم سوال بزرگی برای من است او خیلی بی حجاب است و نماز نمی خواند یک دختر دارد سال گذشته مجددا باردار شد و وقتی فهمید این یکی هم دختر است او را سقط کرد و حالا دوباره باردار است و بچه اش هم اتفاقا پسر است.من فکر می کنم اگر من گناه سقط جنین را آن هم به جرم دختر بودنش انجام داده بودم خدا مرا تنبیهی سخت می کرد.ولی خواهرم بسیار خوشحال است و من متاسفانه به او حسادت می کنم ونمیتوانم ببینمش و از این بابت احساس شرم می کنم و حالا شک کرده ام که راه کداممان درست بوده است؟ (ببخشید طولانی شد)
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ با سلام و عرض تحیت.
دوست محترم!
اولا، عرض می کنیم زندگی معمولا با درد ورنج همراه است، و کسی که وانمود می کند مشکلی ندارد، در واقع کتمان حقیقت می کند. بسیاری از اینها که به ظاهر مشکل ندارند، وقتی نزدیکشان می شویم می بینیم مشکلات جدی دارند. این اختصاصی به گناهکاران و یا بی ایمانان ندارد، و مؤمنان هم چنینند؛ بلکه در زندگی انبیاء و اولیای الهی سختی هایی می بینیم كه شاید برای امثال من و شما یك لحظه آن هم قابل تحمل نیست.
ثانیا، گاه بعضی از سختی ها هشدار و تنبیهی از جانب خداست تا ما به خودمان بیاییم، و از خواب غفلت بیدار شویم. گاه بعضی از افراد چنان از راه مستقیم دور افتاده اند كه دیگر خدا آنها را به حال خودشان رها كرده است. در مورد این افراد، نه تنها گناه باعث سختی ها دنیوی نمی شود، بلكه گاه می بینیم این افراد روز به روز زندگیشان بهتر می شود. این همان استدراجی است كه در قرآن آمده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده: «إن اللَّه إذا أراد بعبد خیرا فأذنب ذنبا أتبعه بنقمة ویذكره الإستغفار، وإذا أراد بعبد شرا فأذنب ذنبا أتبعه بنعمة لینسیه الإستغفار ویتمادى بها، وهو قوله عزوجل "سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لایعْلَمُونَ"، بالنعم عند المعاصى» یعنی موقعى كه خداوند خیر بندهاى را بخواهد به هنگامى كه گناهى انجام مىدهد او را گوشمالى مى دهد تا به یاد توبه بیفتد، و هنگامى كه شر بندهاى را (به اثر اعمالش) بخواهد موقعى كه گناهى مىكند نعمتى به او مىبخشد تا استغفار را فراموش نماید و به آن ادامه دهد، این همان است كه خداوند عزوجل فرموده: "سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لایعْلَمُونَ" یعنى از طریق نعمتها به هنگام معصیت آنها را تدریجا از راهى كه نمى دانند گرفتار مى سازیم.(تفسیر برهان، ج2، ص53)
ثالثا، ما نباید فكر كنیم اگر حجابمان را رعایت می كنیم و یا اگر نمازی می خوانیم بر خدا منتی داریم و حتما باید دنیا را بر میل ما اداره كند؛ نه، چنین نیست. از سوی دیگر هم شما نباید گمان كنید كه مثلا خواهرتان كه حجابش را درست رعایت نمی كند، خیلی آدم بدی است و هیچ نقطه مثبتی در كارنامه او نیست. شاید اعمالی نیکی مخفیانه دارد که خداوند به واسطه آن نظر لطف به او دارد.
من و شما گاه یك كار خوب می كنیم وفكر می كنیم در زیر آسمان بهتر از ما پیدا نمی شود در حالی كه سر تا پایمان پر است از اشكال؛ و از سویی در كنارمان برخی افراد وجود دارند كه تنها چند كارشان خطاست ولی بسیار انسان های خوبی اند، و اخلاقشان به جز آن چند مورد، اخلاقی خدایی است. حالا اگر من و شما به خاطر یك كار خوبمان به این افراد، بد گمان باشیم این خود گناه بسیار بزرگتری است.
در هر حال، نه نعمت نشان این که ما مقرب درگاه خداییم و نه سختی نشان این است که ما از خدا دوریم. هم آن و هم این می تواند لطف باشد و می تواند نباشد. ما باید تا انجا که می دانیم و می توانیم بنده باشیم و بدانیم بعد از بندگی هر چه پیش می آید خیر ما در آن است.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
اولا، عرض می کنیم زندگی معمولا با درد ورنج همراه است، و کسی که وانمود می کند مشکلی ندارد، در واقع کتمان حقیقت می کند. بسیاری از اینها که به ظاهر مشکل ندارند، وقتی نزدیکشان می شویم می بینیم مشکلات جدی دارند. این اختصاصی به گناهکاران و یا بی ایمانان ندارد، و مؤمنان هم چنینند؛ بلکه در زندگی انبیاء و اولیای الهی سختی هایی می بینیم كه شاید برای امثال من و شما یك لحظه آن هم قابل تحمل نیست.
ثانیا، گاه بعضی از سختی ها هشدار و تنبیهی از جانب خداست تا ما به خودمان بیاییم، و از خواب غفلت بیدار شویم. گاه بعضی از افراد چنان از راه مستقیم دور افتاده اند كه دیگر خدا آنها را به حال خودشان رها كرده است. در مورد این افراد، نه تنها گناه باعث سختی ها دنیوی نمی شود، بلكه گاه می بینیم این افراد روز به روز زندگیشان بهتر می شود. این همان استدراجی است كه در قرآن آمده است. از امام صادق علیه السلام نقل شده: «إن اللَّه إذا أراد بعبد خیرا فأذنب ذنبا أتبعه بنقمة ویذكره الإستغفار، وإذا أراد بعبد شرا فأذنب ذنبا أتبعه بنعمة لینسیه الإستغفار ویتمادى بها، وهو قوله عزوجل "سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لایعْلَمُونَ"، بالنعم عند المعاصى» یعنی موقعى كه خداوند خیر بندهاى را بخواهد به هنگامى كه گناهى انجام مىدهد او را گوشمالى مى دهد تا به یاد توبه بیفتد، و هنگامى كه شر بندهاى را (به اثر اعمالش) بخواهد موقعى كه گناهى مىكند نعمتى به او مىبخشد تا استغفار را فراموش نماید و به آن ادامه دهد، این همان است كه خداوند عزوجل فرموده: "سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیثُ لایعْلَمُونَ" یعنى از طریق نعمتها به هنگام معصیت آنها را تدریجا از راهى كه نمى دانند گرفتار مى سازیم.(تفسیر برهان، ج2، ص53)
ثالثا، ما نباید فكر كنیم اگر حجابمان را رعایت می كنیم و یا اگر نمازی می خوانیم بر خدا منتی داریم و حتما باید دنیا را بر میل ما اداره كند؛ نه، چنین نیست. از سوی دیگر هم شما نباید گمان كنید كه مثلا خواهرتان كه حجابش را درست رعایت نمی كند، خیلی آدم بدی است و هیچ نقطه مثبتی در كارنامه او نیست. شاید اعمالی نیکی مخفیانه دارد که خداوند به واسطه آن نظر لطف به او دارد.
من و شما گاه یك كار خوب می كنیم وفكر می كنیم در زیر آسمان بهتر از ما پیدا نمی شود در حالی كه سر تا پایمان پر است از اشكال؛ و از سویی در كنارمان برخی افراد وجود دارند كه تنها چند كارشان خطاست ولی بسیار انسان های خوبی اند، و اخلاقشان به جز آن چند مورد، اخلاقی خدایی است. حالا اگر من و شما به خاطر یك كار خوبمان به این افراد، بد گمان باشیم این خود گناه بسیار بزرگتری است.
در هر حال، نه نعمت نشان این که ما مقرب درگاه خداییم و نه سختی نشان این است که ما از خدا دوریم. هم آن و هم این می تواند لطف باشد و می تواند نباشد. ما باید تا انجا که می دانیم و می توانیم بنده باشیم و بدانیم بعد از بندگی هر چه پیش می آید خیر ما در آن است.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.