ناشناس
سوال 875569
با سلام و خسته نباشیدپیشاپیش از زحمات شما سپاسگزارمبنده 28ساله  ساکن تهران و شاغل هستم.یک سال است که ازدواج کرده ام .قبل از ازدواج حدود 2سال و نیم با همسرم دوست بودیم.خانواده ایشان اهل رشت و ما آذری هستیم.ما در یک آپارتمان 4طبقه که پدرشوهرم مالک آن است ساکنیم.طبقه 4 خانواده ایشان.طبقه 3 برادرشوهرم وهمسرش.طبقه 2ما و طبقه 1 مستاجر.مشکل من این است در خانواده همسرم حس میکنم اعتماد بنفسم کم شده. اگر در خانواده خودم شوخی کنم آنها میخندند اما اینها نه.اما به شوخی های افرای به غیر من می خندند.در محل کارم هم کمی گوشه گیر شده ام. ناهار را تنها صرف میکنم.اگر در خانواده همسرم بی توجهی یا تبعیض ببینم چون نمی توانم برای آنها عکس العمل نشان بدهم به همسرم کم توجه می شوم و حرف نمی زنم.هر شب باید برای احوالپرسی و صرف چای به بالا واحد پدرشان برویم گاهی اوقات خسته می شوم که چرا باید هر شب برویم حتی اگر من خیلی خسته باشم خواهرشوهر و جاری من 8سال است که باهم دوست بوده اند بعد 5سال جاری من عروس این خانواده شده جاری من یک سال بامن فاصله سنی دارد.او شاغل نیست و خیلی راحت تر بالامیاید. ما بعد شام 10 یا نه و نیم می رویم بالا و حدود 11 و رب یا نیم می آییم خانه و بعد می خوابیم.ازین که مجبورم برم بالا خیلی ناراحتم. من نیاز دارم بیشتر استراحت کنم.اصلا حضور خودم و همسرم را کنار هم حس نمیکنم. او فکر میکند هر دردی داشته باشم برای این است که بالا نروم خیلی وقت ها از درون حرص میخورم.اگر آنها(مادرشوهرم و پدرشوهرم و خواهرشوهرم)به مسافرت بروند من باید زنگ بزنم. اگر من مسافرت بروم بازهم من باید زنگ بزنم گاهی اوقات ازین که خواهرشوهرم وجاری من اینقدر باهم صمیمی و خوب هستند حسودیم می شود و احساس تنهایی میکنم اگر از دست آنها ناراحت بشوم اصلا حق ندارم با همسرم درموردش حرف بزنم . چون دو سه باری که موردی پیش آمد و من گفتم او سریع عکس العمل نشان داد وگفت تو نباید بیایی و به من بگویی. مانده ام چه کنم. من حتی حق ندارم از دست آنها ناراحت بشوم. دو بار پیش آمده که مادرشوهرم و خواهرشوهرم ازسر سوء تفاهم ازمن ناراحت شده اند در صورتی که اصلا من توهین یا حرفی نزده ام اما همسرم مرا زور کرد که از آنها تلفنی عذرخواهی کنم. حس می کنم در برابر آنها غروری ندارم چه کنم؟ حس میکنم همسرم هیچ وقت حمایتم نمیکند. در کارهای خانه کمک میکند. دوسم دارد. اما برای خانواده اش احترام بیشتری قائل است
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ باسلام
دوست گرامی البته در اوایل ازدواج بروز این مشکلات طبیعی است. مدتی طولانی زمان می برد تا شما به شرایط زندگی همسرتان عادت کنید و همسرتان هم کم کم یادبگیرد که در زندگی نباید دایما دنبال سخت گیری و مقررات وضع کردن باشد.
توصیه می کنم در یک موقعیت مناسب با همسرتان صحبت کنید و از ایشان بخواهید که قدری در برنامه زندگی تان تنوع ایجاد کند.
مثلا برخی از شبها دیرتر به منزل خانواده همسرتان بروید.
گاهی اوقات زودتر به منزل خودتان بیایید.
برخی از شبها به هم پیاده روی بروید و .. تا زندگی تان شرایط یکسان و خسته کننده نداشته باشد.البته ایجاد این تغییرات کمی سخت است ما با تحمل شما و گذر زمان این مسایل رفع می شود.
ضمنا سعی کنید رابطه نزدیک تری با خانواده همسرتان برقرارکنید بیشتر با خواهر همسر و جاری تان صحبت کنید و گرم بگیرید تا تا رابطه ها صمیمیتر شود.
وقتی رابطه تان نزدیک تر باشد وقتی با همسرتان هم صحبت می کنید ایاشان هم بیشتر پذیرای انتقادات و خواسته های شما خواهد بود.
با تشکر از تماس شما
دوست گرامی البته در اوایل ازدواج بروز این مشکلات طبیعی است. مدتی طولانی زمان می برد تا شما به شرایط زندگی همسرتان عادت کنید و همسرتان هم کم کم یادبگیرد که در زندگی نباید دایما دنبال سخت گیری و مقررات وضع کردن باشد.
توصیه می کنم در یک موقعیت مناسب با همسرتان صحبت کنید و از ایشان بخواهید که قدری در برنامه زندگی تان تنوع ایجاد کند.
مثلا برخی از شبها دیرتر به منزل خانواده همسرتان بروید.
گاهی اوقات زودتر به منزل خودتان بیایید.
برخی از شبها به هم پیاده روی بروید و .. تا زندگی تان شرایط یکسان و خسته کننده نداشته باشد.البته ایجاد این تغییرات کمی سخت است ما با تحمل شما و گذر زمان این مسایل رفع می شود.
ضمنا سعی کنید رابطه نزدیک تری با خانواده همسرتان برقرارکنید بیشتر با خواهر همسر و جاری تان صحبت کنید و گرم بگیرید تا تا رابطه ها صمیمیتر شود.
وقتی رابطه تان نزدیک تر باشد وقتی با همسرتان هم صحبت می کنید ایاشان هم بیشتر پذیرای انتقادات و خواسته های شما خواهد بود.
با تشکر از تماس شما