ناشناس

سوال 917351

<BR>سلام خدمت شما خسته نباشید<br> دختری هست اهل روستایی در نزدیکی شهرما که تصادفا همراه من در رشته ای در دانشگاهی در مرکز استانمون قبول شده و من هم باید با اون مسیر 3ساعته ای رو رفت و امد کنم..هم همکلاسی من و هم همرشته و هم همخوابگاهی من شده.<br> از اون دسته ادمایی نیستم که از روستایی ها خودمو کنار بکشم و ازشون بدم بیاد،ولی..<br> اوایل خوشم اومد ازش،ولی بعد یه مدتی ویژگی هایی در اون دیدم که حس نفرت رو در من نسبت به اون ایجاد کرد:خیلی ببخشین هم بوی نامطبوعی میده ،خیلی ساده هس،اداب معاشرت خیلی ضعیفی داره ، انتظارای خیلی گنده از من داره، وقتی کاری رو که ازم میخواد انجام ندم طوری ناراحت میشه و نگام میکنه که حالمو بهم میزنه..لهجه خیلی بد محلی داره و با اون لهجه محلی، فارسی حرف میزنه که خیلی بدم میاد و گاهی متوجه نمیشم چی میگه ، نمک نشناسه .. تا حالا خیلی کارا واسش کردم ولی انگار نه انگار ... به طور کلی بهتون بگم که ازش خوشم نمیاد و نمیتونم تحملش کنم که همیشه همرام باشه و منو با اون ببینن و دوست ندارم سوار اتوبوس که میشم کنارم بشینه.. چون رفتار اجتماعی خوبی هم نداره و طوری حرف میزنه که انگار دعوا داره.. <br> خیلی سرده،کم حرفه،خیلی عقبه،سعی میکنم بهش یاد بدم،احساس میکنم بچمه(!)کارای مربوط به رفت و امدمونو باید من یاد اور بشم مثلا این کی بلیط اتوبوس بگیریم و کجا پیاده شیم و ..<br> ملاک هایی که من توی انتخاب دوست اون ها رو دارم رو نداره.. خوب چون اجبارا و تصادفا باهاش همراه شدم .. خوب شما میدونید که هر کسی ممکنه توی زندگیش از کسی نفرت داشته باشه.. منم ازش نفرت دارم ولی فقط و فقط به خاطر خدا باهاش هستم و هیچ وقت بهش بی احترامی نکردم و بهش نه نگفتم..تو اتوبوس همیشه کنارش میشینم،حال و احوالشو میپرسم باهاش شوخی میکنم .. <br> والدینم شاغلند،وضع مالی و اجتماعی خیلی خوبی داریم من19 سالمه<br> دختر روستایی پدرش باغبانه و مادرش خونه دار،وضع مالی خوبی دارن و 22 سالشه<br> بعضی وقتها وقتی میبینم همیشه پیشمه اعصابم خورد میشه و برای اینکه نبینمش و صداشو نشنوم میرم یه جای دیگه.. اصلا نمیتونم فکرشو بکنم باهام همکار هم بشه! اخه از سهمیه شهر ما استفاده کرده و قراره شهر ما استخدام بشه.<br> و اینکه روستایی که اونا اونجا زندگی میکنن رو همه میشناسن و میدونن ک ادمایی هستن که خودشونو از دیگران کنار میکشن و تو مذهبشون خیلی متعصبن ..اخه دختر روستایی اهل تسننه ولی من شیعه هستم <br> از شما که میدونم روانشناس مجربی هستید راهنمایی میخواستم<br> میخوام بهم بگین که واقعا اگه از کسی که نفرت دارم مجبورا باهاش باشم باید چطور رفتار کنم..<br> راستی اون دختر روستایی با کسی دوست صمیمی نیست و همیشه هر جا میرم دنبالم راه میفته وفقط بواسطه من با دوستای صمیمی من ارتباط داره..<br> خیلی ببخشید من سرتونو درد اوردم،گاهی اوقات فکر میکنم بخاطر وسواسیتمه که اینطوری فکر میکنم و میتونم بی تفاوت مثل یه ادم عادی باهاش رفتار کنم و ازش بگذرم..<br> ممنون از لطفتون

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام 
زهرا جان  همه ما در انتخاب دوست آزاد و مختاریم . اما برخی اوقات برخی افراد تجاربی را به ما می دهند که شاید یک دوستی که از همه نظر مورد تایید ماست اون تجارب رو برای ما به ارمغان نیاره . به عبارتی معاشرت با افراد مختلف با آداب ورسوم مختلف و منش های متفاوت تجربه ساز هستند . نه تنها میتوانید بر آنها تاثیر گذار باشید و موجب رشد آنها بشید بلکه آنها هم رشد و ارتقا و پختگی شما را موجب می شوند . حتی اگر احساس کنید مانند یک معلم باید به او آموزش دهید . 
اما البته قرار نیست با فردی که چندان اشتراک نظری با هم نداریم صمیمیت برقرار کنیم و یا رابطه ای تمام وقت داشته باشیم . او می تواند برای برخی از زمان ها به همراه شما باشد تا هم یکنواختی زیادی برای شما ایجاد نکند و هم باعث شود تا درد گیر زمان ها او هم به دنبال دوستان دیگری باشد و مهارت های اجتماعی خود را تقویت کند . 
آرام آرام ارتباط خود را کاهش دهید اما حس تنفر و حتی استفاد ه از کلمه تنفر را از بین ببرید . او را با تفاوت هایش بپذیرید همان طور که ممکن است شما یا من خصوصیتی داشته باشیم که که دیگران آن را تایید نکنند . 
وقتی حس پذیرش نسبت به دیگران داشته باشید می توانید با آرامش بیشتر و احترام و توجه و محبت بر روی او تاثیر گذار باشید . چرا که تاثیر گذار بهتر به رابطه عاطفی طرفین بستگی دارد . 
ازطرفی باید بدانید که در یک رابطه صمیمی شما مجبور نیستید تمامی خواسته های دوستتون رو پاسخدهی کنید . بلکه با استفاده از مهارت های جرات مندی و ابراز وجود باید خواسته ها و حقوق خود و او را بسنجید و برتری آنها را بیابید . 

برای ابراز یک رفتار جرات مندانه مراحل زیر را در نظر داشته باشید :
 الف : پیش از اعلام موضع 

 1ـ ابتدا از موضع خود مطمئن شوید، یعنی مشخص كنید كه می‌خواهید بگویید بله یا خیر. اگر مطمئن نیستید، بگویید كه برای پاسخ دادن باید كمی فكر كنید. 

2ـ اگر شما كاملا متوجه نشده‌اید كه فرد مقابل از شما چه تقاضایی دارد، از او توضیح روشنی بخواهید 

ب: اعلام موضع با جمله سه بخشی

1ـ بخش همدلانه یا بازخورد مثبت: این بخش که با کلمة «من» شروع می‌شود فضا را دوستانه می‌کند و از پرخاشگرانه بودن جمله‌تان جلوگیری می‌کند. «من می‌دونم که تو موبایل من رو لازم داری...»
2ـ بخش استدلالی: در این بخش دلیل یا دلایل تصمیم خودمان را اعلام می‌کنیم. این دلایل باید تا حد ممکن کوتاه، واضح و روشن باشند. یادتان باشد آوردن دلیل اضافی به ضرر خودتان تمام می‌شود: «اما چون تصمیم گرفتم موبایلم رو به کسی قرض ندهم/ یا/ چون در طول روز به موبایلمو احتیاج پیدا می‌کنم...»

3ـ بخش قاطع اعلام تصمیم:  در این بخش ما تصمیممان را بدون تعارف اعلام می‌کنیم: «موبایلمو بهتون نمی‌‌دم.»

ج: اعلام موضع در شرایط خاص : این بخش زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که طرف خیلی سمج بوده و از موضع خودکوتاه نیاید می‌توانید از تکنیک‌های خاص این بخش استفاده کنید:

1ـ سی‌دی خش‌دار:در این تکنیک که به آن «صفحة خط افتاده» هم می‌گویند ما دقیقا مثل یک سی‌دی آسیب دیده مرتب یک جمله را بی‌کم و زیاد تکرار می‌کنیم.

2ـ قاطعیت پیش‌رونده: شما می‌توانید از یک جملة سه بخشی محترمانه شروع کنید و در صورت ادامه، مرتب زبان بدن و لحن و محتوای جمله‌تان را قاطعانه‌تر کنید و اگر جواب نداد محیط را ترک کنید. 

3ـ  شما بعد از به کار بردن جملة سه بخشی در مقابل این افراد معمولا می‌شنوید: «خیلی خودخواهی» بهترین راه در مقابل این افراد این است که بگویید «اگه این کار خودخواهیه آره من خودخواه‌ام» و او سلاحش را از دست داده است! البته یادتان باشد حتما مطمئن باشید طرف می‌خواهد سوء استفاده کند.

4ـ خود را به خنگی زدن: این تکنیک در مقابل انتقادهای زیاده از حد کاربرد دارد. در مقابل این موقعیت خود را به خنگی بزنید. یک لبخند احمقانه بزنید و بگویید: «آره اتفاقا خودمم فکر می‌کنم کارمو بلد نیستم!»

5 ـ عوض کردن موضوع صحبت: وقتی شما با چند بار گفتن جملة سه بخشی نتیجه نگرفته‌اید موضوع صحبت را عوض کنید.


  رفتار قاطعانه رفتاری است كه بدان وسیله بتوان احساسات، افكار و گفتار خود را صادقانه و با صراحت بیان نمود. در چنین شرایطی افراد باید بدانند كه هدف از بیان صریح و صادقانه احساسات و افكار، توهین و آسیب به فرد مقابل نیست. هنر ابراز رفتار قاطعانه آن است كه بتوان احساسات و آسایش فرد مقابل را نیز در نظر گرفت. بنابراین، هدف از یادگیری و ابراز رفتار قاطعانه آن است كه بتوان از حقوق خود دفاع كرد، بی آنكه به حقوق قانونی، اجتماعی، روانی و عاطفی دیگران تجاوز نمود.
 اما سوال این است كه آیا رفتار قاطعانه به ما می آموزد كه هر احساسی را آزادانه بیان كنیم؟ آیا در ابراز  احساساتی چون خشم و پرخاشگری یا اضطراب می توانیم قاطعانه رفتار كنیم؟ 
حقیقت این است كه رفتاری قاطعانه است كه بدان وسیله از ابراز احساساتی چون خشم و پرخاشگری یا اضطراب خودداری شود. 

افرادی كه رفتار قاطعانه ای از خود بروز می دهند، معتقدند كه هم خود و دیگران موجوداتی ارزشمند و صاحب حق هستند.  آهنگ صدای این افراد مناسب و حاكی از احترام به خود و فرد مقابل است. آنها جملات و عبارات خود را با "پیام من" یعنی ضمیر اول شخص بیان می كنند، همانند "من احساس می كنم كه ...."و " به نظر من ....".  
رعایت نکات زیر ما را در برقراری ارتباط موثر کمک می کند:
- با محبت کردن به دیگران و هر نوع سرمایه¬گذاری عاطفی، حساب بانک عاطفی¬مان را پر می¬کنیم 
- مسائل را نه تنها از زاویه دید خود بلکه از زاویه دید شخص مقابل هم ببینیم.