ناشناس

سوال 918275

با سلام و احترام خدکت شما استاد عزیز<br>من حدود 8 ماهه که مادرم را متاسفانه از دست داده ام. دو ماه قبل از فوت مادرم من عقد کرده بودم. ارتباط خیلی خیلی نزدیکی را با مادرم داشتم و راستش در حال حاضر روزهای گاها خیلی سختی را میگذرونم. کمبود مادر به لحاظ عاطفی و حمایتی تو این دوران عقد برام خیلی ناراحت کننده هست ولی بازهم به پستوانه همسر خوبی که دارم سعی میکنم کنار بیام. ولی بیشترین نگرانی من از جانب پدر و برادرم 24 سالم هست. هردو بسیار وابسته به مادرم بودند. چدرم گاهی بهانه گیری هایی میکنه که بهش حق میدم ولی گاها ناراحت میشم وقتی میبینم حفظ روحیه من را که به خاطر خودشون هست دلیل بر فراموشی من از مادرم میگذاره. ازطرفی به لحاظ کاری هیچ یک از کاهای خانه را یاد نگرفتند انجام بدند. تو این مدت همه بار کارهای تو خونه با من بوده و ناراضی هم نیستم ولی نگرانشون هستم برای بعد از ازدواجم که گاه این نگرانیها به مرز جنون منو میرسونه. گاهی هم از بودن من در کنار همسرم ناراحت میشند و حس میکنند رهاشون کردم یه جورایی انتظار اینو دارند که تا زمان ازدواج کمبود مادر را برای این خونه کامل پر کنم یعنی همیشه و هرروز. میتونم بگم سخت گیری های پدرم نگرانی از بابت آیندشون و استرس هرروزه یه جورایی حس میکنم داره افسردم میکنه. نمیدونم درست و غلط چیه. دور همسر خط کشیدن تا زمان ازدواج و تمام وقت کنار پدر بودن و یا گاهی رها کردنشون برای جلوگیری از وابستگی بیشترشون. یه جورایی دلم میسوزه نگرانم ولی چاره ای ندارم. <br>چه کار کنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
دوست خوبم من شرایط شما را درک میکنم شما دچار نوعی تعارض شده اید که تصمیم گیری را مشکل می سازد از طرفی داغدار فوت مادر هستید . از طرفی نیاز پدر وبرادر را برای رسیدگی می دانید و از سویی همسرتان نیز نیاز به توجه دارد .
در این میان مطمئنا تعادل و میانه روی بهترین عملکرد است  در نظرداشته باشید همه شما داغدارید و در این شرایط زودرنجی و پرتوقعی شاخصه اصلی آدم ها می شود  .لذ اسعی کنید تا می توانید حرف ها را بدل نگیرید. دلخور نشوید . موقعیت ها را درک کنید و کار درست را انجام دهید . به هیچ وجه نباید تمام توجه را به پدر و برادر بدهید . همان طور که شما قرار است با شرایط سازگار شوید آنها هم باید برای این امر تمرین کنند . اما برای این که با مقاومت انها روبرو نشوید سعی کنید آرام آرام آنها را با شرایط خو بدهید و وابستگی شان را به خود کم کنید . مطمئنا همسر شما باید مورد توجه وقاع شود و نباید تمام توجه خو درا تا عروسی به پدر خود روانه کنید . 
سعی کنید برای این که چندان اذیت نشوید اغماض و چشم پوشی را تمرین کنید . البته مدیریت این شرای سخت است اما شما از عهده آن بر می ایید . سعی کنید یکدیگر را درک کنید .  احساس یکدیگر را درک کنید با یکدیگر مهربان باشید و به این امر اذعان کنید .با آنها گفتگو کنید و نیاز های خو درا مطرح کنید . البته به صورت مستقیم از انها نخواهید که مستقل شوند اما بخواهید که شما را هم درک کنند فشارهایی که با آن مواجهید بدانند و با شما همکاری داشته باشند 
نگرانی ها ی شما بحق است اما نباید شما را درگیر کند . وقتی گام به کام انها را با موقعیت ها روبرو کنید خو می گیرند و عادت می کنند . مطمئن باشید انها پس از ازدواج شم هم زندگی می کنند و با شرایط سازگار می شوند .