ناشناس

سوال 920876

سلام.هر روز و هر ساعت کودکانی به دنیا می آیند که از همان ابتدا دچار مشکلات و بیماری های جسمی هستند یا اینکه قبل از تولد وبه تشخیص پزشک از بین میروند.من در مورد خلق چنین انسانهایی توسط خدا دچار ابهام شده ام:چرا باید کودکی توسط خدا باعیب و ایراد متولد شود(البته بجزکودکانی که مشکلات و بیماریهای ژنتیکی و...دارند که توسط پدرومادرقابل پیشگیری است اما اسیرسهل انگاری والدین میشوند.)؟چرا خدا باید یک نفر را در کمال سلامت خلق کند ویکی رابا ایرادومشکل؟چنین اشخاصی بخاطر آفرینش ناقص خدا اگرشانس بیاورند وازطرف خانواده طردوآواره ی مراکز نگهداری نشوند،دچاررنجها ومشکلات زیادی میشوندوزندگی حتاکنارخانواده هم برایشان از جهنم بدتراست ویک لحظه شادی وآسایش ندارند مگر شمارکمی که با روحیه ی بالابه موفقیت میرسند که البته رنجهای آنهاهم غیرقابل انکاراست...چرا باید خداباخلق چیزی(که میتوانست بهتر باشد)فقط بدبختی رابرای یک خانواده ورنج بی حساب را برای یک نفر رقم میزند؟یاچراجنینی بخاطرنقص درآفرینش خدا باید قبل ازآنکه طعم دنیا رابچشدازبین برود؟چنین نوعی ازآفرینش درکدام قسمت از دایره ی تدبیروعدل خداجای دارد؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام. خداوند عالم هستی را بر اساس اراده حکیمانه اش بر نظام اسباب و مسببات استوار کرده است
تحقق هر پدیده ای ناشی از سبب و علت آن است چنین نیست که خداوند به طور مستقیم خارج از روابط نظام اسباب و مسببات چیزی را دیکته کند و اگر همه ی امور به خداوند نسبت داده میشود بدین معناست که  خداوند نظام اسباب و مسببات را حاکم کرده و در این نظام هر گونه سببیت و تاثیرگذاری اسباب متکی به قدرت و اراده ی الهی است. نه اینکه خداوند مستقیم و خارج از نظام اسباب و مسببات این امر را ایجاد کرده است.  از شما سوالی دارم اگر بسیار  تلاش کنید و شاگرد اول بشوید آیا می گوئید خدا مرا شاگرد اول کرد؟ اگر می گوئید بله مقصودتان از این جمله چیست آیا این است که خودتان هیچ نقشی در شاگرد اول شدنتان نداشته اید؟ یا نه مقصود این است با هوش و فهم و قوانین سبب و مسببی عالم هستی که متکی به اراده و قدرت خداوند است شاگرد اول شده اید .اما متاسفانه چنین نیست وقتی شاگرد اول میشویم میگوییم تلاش خودم بود وقتی مردود میشویم می گوییم عدالت خدا کجا رفت چرا مرا در زندگی ام ناموفق کرد.  چرا در امور دیگر اینقدر موحد نیستیم؟!. بنابر این اگر کسی به واسطه ی اینکه مادرش در دوران بارداری قرص مسکن مصرف کرده و در نتیجه جنینش ناقص الخلقه شده است این ناشی از جهل و عمل مادر اوست و به عدل خدا ربطی ندارد . اگر اموری را بر اساس توارث از پدر خود ارث ببرید این لازمه ی نظام اسباب و مسببات است. اما تفاوت موجودات عالم كه خدا آفریده، تابع و لازمه نظام علّى و معلولى است و هر معلولى از علت خاصى به وجود مى‏آید و جهان طبیعت برپایه اسباب و مسببات استوار است و تزاحم، خاصیت عالم ماده مى‏باشد، مثلاً اثر آتش سوزانندگى است، خواه در خانه یا در مسجد. پس نمى‏توان انتظار داشت در جهان ماده، عملى خارج از نظام علیت صورت گیرد، مثلاً خدا براى زنا، اثرات سوء فراوانى قرارداده و نمى‏توان انتظار داشت فقط در خود شخص اثر بگذارد و در نسل او اثر نگذارد. این انتظار بى جا است و لازمه‏اش تعطیل گردیدن جهان ماده و نظام علّى و معلولى است كه براى آن خیرات و حكمت‏هاى زیادى نهاده شده است. بنابراین كسانى كه "ژن" آنها داراى كورى، یا... است، باید به همان شكل به وجود آیند. اما این كه ژن كورى از كجا آمده، باید به سراغ علت‏هاى طبیعى آن رفت. ناگوارى‏هایى كه در محیط زندگى - به خصوص در فرزندان به وجود مى‏آید - معلول ناآگاهى انسان از قوانین طبیعت و یا احكام الهى است. طبق تحقیقات به عمل آمده قسمت عظیمى از معلولیت‏هاى جسمى و روانى فرزندان، معلول ناآگاهى و احیاناً بى‏مبالاتى والدین در زمان و مكان آفرینش ژن‏هاى زن و مرد و مواد غذایى و... است. طبعاً انسان آگاه و مقید به اصول زندگى، از اولاد سالم تر برخوردار مى‏شود. ثانیا : هر انسانی در ساخت شخصیت خود نقش اصلی را ایفا می کند و این عذرها پذیرفته نیست که کسی ترس و فرار از حقیقت و بی ارادگی و ... را بر عهده ی توارث و پدر و ... بگذارد. جنینی که ناقص سقط مس شود هم علت طبیعی دارد و لو انسان برخی از علتها را هنوز کشف نکرده باشد. به علاوه باید توجه داشته باشیم حیات دنیا در برابر حیات ابدی آنقدر ناچیز است که اصلا به حساب نمی آید به تعبیر امام حسین علیه السلام گویا زندگی دنیا اصلا هیچگاه وجود پیدا نکرده و آخرت همیشه بوده است پس از مرگ از دنیا تازه حیات ابدی آغاز می شود و افراد معلول در آنجا وضعیتی متفاوت دارند. موفق باشید.