ناشناس

سوال 93219

با سلام <br />چرا از زن به عنوان ناقص العقل تعبیر شده است؟ <br />اگر عقل زن ناقص است پس چگونه در كنار مرد او را به تكامل می رساند؟ <br />با تشکر<br />25 ساله<br />دیپلم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام خدمت شما دوست محترم
1- خداوند زنها را به خاطر جایگاه آنها در خانه و بر خورد آنها با فرزند و همسر و مانند آن از احساسات لطیف و عاطفه بیشتری نسبت به مردان برخوردار نمود و همین مقایسه ی با مردان نتیجه ی آن این تعبیر است که نسبت به نوع مردان ناقص العقل هستند و البته نکته مهم در اینجا این است که هر یک از مردان و زنان با استفاده ی از نعمت عقل و عاطفه می توانند به درجات بالای معنوی و تکامل دست یابند و تکامل مرد در کنار زن و یا بالعکس آن، ربطی به ناقصی عقل یا ناقصی احساس در مردان ندارد بلکه به خاطر آن ظرفیت وجودی در هر فرد مثلاً عطوفت در زنان می توانند نیاز دیگری را برطرف نمایند که همین باعث ارتقاء معنوی خود آن زن هم می شود.
«و من آیاته ان خلق لکم ...» و از آیات الهی اینکه برای شما از خودتان زوجی را خلق کرد تا در کنار آنها آرامش یابید و قرار داد بین شما مودت و مهربانی را... (روم/21)
خلاصه ای از دیدگاه اسلام و ادیان مختلف در رابطه با زنان یا به تعبیر دیگر عدالت بین زن و مرد، باید عرض کنیم که معنای عدم عدالت یعنی حق کسی را به او ندادن و آنچه که مهم است اینکه هر کسی بتواند به قرب الهی و کمال خود، که همان هدف خلقت است برسد و برای این منظور خدای سبحان چیزی را نه به مردان کم داده و نه به زنها بلکه هم عقل و هم عاطفه را به هر دو گروه عنایت نموده اما اقتضای خلقت این بود که زنها چون تربیت فرزندان در خانه و ... را بعهده دارند از عواطف و احساسات بیشتری برخوردارند که بر عقل آنها غلبه دارد و البته همین نکته می تواند باعث پیشرفت روحی، معنوی بیشتری برای آنها باشد چرا که استفاده ی صحیح از احساس لطیف ارزشهای زیادی را در پی دارد مثل محبت به دیگران، گذشت و عفو، انفاق، ترسیدن از گناه و عذاب الهی و ...؛ دقیقا در مقابل این خانمها مردان هستند که از احساسات کمتری برخوردارند، (آن هم به خاطر گردش نظام انسانی زیرا مردها امور اجرایی، برخورد با دیگران، تصمیم گیری و ... را بعهده دارند) پس با این قیاس است که می گویند زنها مثلاً ناقص العقل هستند نه اینکه واقعاً در عقل آنها کمبودی باشد؛ و این بسیار مهم است و با همین توضیح معنای «الرجال قوامون علی النساء»(نساء / 34) روشن می شود ، یعنی مردان به خاطر «بما فضّل الله بعضهم علی بعض»(همان) داشتن قوای جسمی بیشتر و عواطف کمتر (که در تصمیم گیری اهمیت دارد) مدیر اجرایی خانه هستند نه اینکه مردسالاری و چه بسا یک زن در منزلی به خاطر حسن تدبیر همه ی برنامه ها را بریزد ولی اجرای همانها به دست مرد باشد و باز هم الرّجال قوامون معنای خودش را دارد .
اما یک اشاره ای هم به بعضی مسائل جزئی فقهی داشته باشیم مثلاً اینکه کسی بگوید چرا ارزش زن نصف مرد است و ...
تمام این جزئیات بر اساس دستورات حکیم علی الاطلاق که خالق ماست می باشد و قطعاً مصلحت این گونه اقتضاء می کند اگر چه ما به آن مصلحت پی نبریم، و شاید بعضی از مصالح در مورد ارث همین باشد که اولاً به مردها واجب است که نفقه زن و بچه خود را بپردازند و ثانیاً مردها در اقتصاد و امور اجرایی جامعه بیشتر دخالت دارند و ثالثاً این حکم در مواردی می باشد که بین مرد و زن مساوی بلکه درجایی پیدا می شود که زن دو برابر مرد ارث می برد و الغرض اینکه برای اطلاع بیشتر باید به کتب مربوط مراجعه شود.
از بحث دور نشویم خلاصه اینکه دین اسلام نه تنها بین زن و مرد تفاوتی نگذاشته بلکه زن را از بردگی، سرخوردگی و کالا بودن به جایگاه حقیقی آن بازگرداند.(دقت شود)
آنچه مهم است تقوا است چه زن و چه مرد «ان اکرمکم عند الله اتقاکم» (حجرات/13) و این همه در متون دینی از زن، مادر و دختر تجلیل شده است، که حقیقتاً در مورد مرد نیامده است:
بهشت زیر پای مادران است،
زن ریحانه است نه قهرمان،
فرزند دختر رحمت است،
و ...
در صورت نیاز باز هم در خدمت شما هستیم.
خداوند توفیق دهد
موسسه وتر