ناشناس

سوال 942854

<BR>در طول 25سال زندگی همواره سعی کردم دختر خوب و سالمی باشم اما مشکلات زیادی بر سر راهم قرار گرفت تجربه ی ربوده شدن و تجاوز جنسی در 18 سالگی و دردی که جرئت گفتنش را حتی با مادرم نداشتم افسردگی که مرا گوشه گیر کرد و باعث شد هیچ دوستی در 7 سال اخیر نداشته باشم لب تابی که تنها همدمم بود و قدم زدن و خلوت و تنهایی چه در محیط خوابگاه چه در محیط خانه پدری وبعد از برای جلوگیری از افسردگی رو به درس اوردم تا فکرم با مسائل دیگر مخلوط نشود به هیچ یک از ارزو هایم نرسیدم و سنم به 25 رسید همواره درس را پناهی برنداشته هایم می دیدم و معتقد بودم اگر درس بخوانم در اینده شغل مناسب خواهم داشت و موقعیت های خوب برای ازدواج و نداشه هایی که پدرم برایم تامین نکرد تمام حسرت های کودکی را خودم جبران کنم اما او که دوستش داشتم به خواستگاری ام نیامد شغل پیدا نکردم و از همه مهم تر همدمی پیدا نکردم با اینکه همه فامیل معتقد بودند از نظر شخصیت و زیبایی ظاهر از دو خواهرم سرتر هستم و با توجه به اینکه تحصیلات عالیه تا مدرک فوق لیسانس داشتم و به نوعی موفق ترین دختر فامیل بودم اما خواهرم که 6سال از من کوچکتر بود زودتر از من ازدواج کرد و من جز تعداد 2-3مورد خواستگار که هم از نظر خانوادگی از ما پایین تر بودند موقعیتی نداشتم امروز با ازدواج خواهر کوچکترم که حتی دانشگاه نرفت اما خوشبخت شد جنون بر من حاکم شده است بارها به مادرم هشدار دادم که اگر زودتر اجازه ازدواج خواهرم را دهد دیوانه خواهم شد اما می گفت هرکسی قسمتی دارد پس قسمت من کجاست ایا خدا مرا نمیبیند.<BR> قصد خودکشی دارم شاید درشب ازدواج خواهرم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
رهای عزیز احساس شما را درک میکنم . یک تجربه منفی و بالتبع آن درگیری های ذهنی و سپس خواسته هایی که احساس میکنید به آنها نرسیدید و ....
اما در کنار این همدلی تمایل دارم توجه شما رو به نکاتی جلب کنم که اگر بخواهید در این توجه می تونید به نوعی دیگر فکر کنید و احوالاتی متمایز رو تجربه کنید .
رها جان شما اکنون 25 ساله هستید و هنوز فرصت های زیادی برای رسیدن به خواسته هاتون از جمله ازدواج دارید . اگرچه می دانم ازدواج کردن خواهر کوچکتر می تواند عاملی برای احساس یاس را در شما ایجاد کند اما واقعیت این است که سن ازدواج برای هر کسی تقدیر اوست و بنا به شرایطش برای او مقدر می شود . لذا بازداری یک فرد از ازدواج ممکن است بعد ها از ازدواج او به کلی جلوگیری کند که من مطمئن هستم شما به چنین چیزی رضایت ندارید .
باید توجه داشته باشید آنچه خداوند برای شما مقدر می کند ارتباطی به ازدواج کردن یا نکردن خواهرتون ندارد . لذا مطمئن باشید شما نیز در سنی که تقدیر شماست به این امر می رسید .
از طرفی برای رسیدن به خواسته ها باید زمینه های آن را فراهم کنید . به نقل از خودتون شما مدتی به دلیل افسردگی گوشه گیر بودید و در این مدت دوستی نداشته اید . و این نشانه نداشتن ارتباطات اجتماعی است در حالی که ارتباطات اجتماعی تاثیر زیادی در شناخته شدن شما و فراهم شدن زمینه ازدواج و ... خواهد داشت . تنهایی و در خانه بودن و .... نمی تواند این زمینه را برای شما مهیا کند .
اما در مورد شغل توصیه میکنم فقط به رشته تحصیلی تون اکتفا نکنید . اکنون رشته های هنری زیادی هستند که با مهارت اموزی در آنها می تونید به اشتغال برسید و یا این که از مهارت های درسی که دارید مثل تبحر در زبان انگلیسی و ... برای کارو  درامد زایی استفاده کنید .
همون طورکه متوجه شدید بری همه مسایلی که مطرح کرددی می توان به نوعی دیگر اندیشید و به راه حل رسید . اما ما به دلیل باور های منفی درونی مون ترجیح می دهیم به ناامیدی روی اوریم . و راه هایی را برگزینیم که نه ارامش فعلی را به همراه دارد و نه ارامش اخروی را .
ارام باشید . افکار منفی را رها کنید .و بدانید رهایی شما در امید و نشاط است . مرور خاطارت منفی و مقایسه خود با دیگران و تکرار افکار منفی و پرداختن به خواسته هایی که هنوز محقق نشده و ... همگی شما را تخریب می کند و هیچ کمکی در پی ندارد . به خود کمک کنید . گذشته را رها کنید . در پی شادابی و انگیزه سازی و سازندگی ایند ه باشید .
در صورت تمایل با ما همراه باشید .