ناشناس

سوال 943368

سلام.<br>قبلا با شما مشاوره کردم (کد مشاوره 1239248 )، ازم خواستید اطلاعات بیشتری به شما بدم .... <br>بحث دشمنی بین من و خواهرشوهرم مطرح نیست ... پدرشوهر و مادرشوهرم خیلی به نظرات خواهرشوهرم در مورد همه چیز توجه میکنن اون خودشو یه آدم حسابی و صاحب نظر در مورد همه چیز میدونه مثلا روز خواستگاری فقط خواهرشوهرم بود که داشت منو سین جین می کرد ..... خلاصه آدمیه که جایگاهشو نمیدونه .... چون شوهر منم 15 سال اعتیاد داشته .... دیگه این باعث شده خیلی جدی نگیرنش... اشتباه بزرگی که من کردم این بود که بخاطر شوخیهایی که خواهر شوهرم جلوی جمع با من می کرد و اخم و تخم بی مورد مادرشوهرم جلوی چشم اونا با شوهرم دعوا کردم و ته مانده ی شیری رو که تو لیوان بود پاشیدم رو پیراهن شوهرم .... این شده داستان .... مادرشوهرم آبروی منو جلو همه برد .... همین خواهرشوهرم رفت وکیل گرفت ، وکیل مدام به من زنگ میزد که برو مهریه تو ببخش .... نوروز 94 هم که فامیل وساطت کردن آشتی کنیم جلوی دخترعمه ش هر چی از دهنش دراومد بمن گفت ... البته منم جوابشو دادم چون دیگه تحمل نداشتم ... فرداش که شوهرم منو برد خونشون منو از خونه بیرون کرد ... خلاصه اینا همه تو دوره ی عقد بود .... خلاصه ما عروسیمون شهریور 94 سر گرفت ...شب عروسیمونم مادرشوهرم دعوا راه انداخت که چرا به خواهر من سلام ندادی .... در صورتی که من اصلا خواهرشو ندیدم چون عینک نداشتم جزئیات چهره آدما رو تشخیص نمی دادم .... الانم که 4 ماه از عروسیمون می گذره شوهرم 2 بار دست رو من بلند کرده اما من کوتاه اومدم به خونوادم نگفتم،خونوادمو فحش میده ، شامپانزده تو تلویزیون نشون میده میگه ببین داداشته ..... خلاصه فرهنگ دارن در حد لالیگا .... بار دوم که دست روم بلند کرد دیگه ازش بدم اومده با وجود بدیهاش دوستش داشتم اما الان دیگه ندارم .... نمیدونم چیکار کنم یه روز سر ناخن کوتاه کردن ، یه روز سر کم نمک بودن غذا ..... گیر میده ... من الان 34 سالمه نمیدونم از زندگی بیام بیرون .... یا بمونم <br>الان حالا منت کشی میکنه ولی دیگه قلبم ازش رنجیده چیکار کنم ؟<br>خواهرشوهرمم 3 ماهه که با پسر مورد علاقه ش عقد کرد اما پدرشوهر و مادرشوهرش اصلا واسه مراسم عقدش نیومدن ... ممنون میشم راهنماییم کنید.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام کاربر گرامی. شما قبل از شروع زندگی تا حدودی از مشکلاتی که با این خانواده خواهید داشت اطلاع داشتید و علی رغم تمام اختلافات زندگی خود را شروع کردید .در صورت بروز اختلاف زوجین عدم رضایت خود را بصورتهای مختلفی ابراز می کنند و سعی می کنند مشکلشان  را به طرق مختلفی حل کنند ، داد زدن شما و ریختن شیر و یا کتک زدن همسرتان همه نشان از این دارد که شما نحوه درست ابرلز احساسات و انتظاراتتان را نمی دانید و مشکل را به بدترین نحو حل می کنید . پس در صورتیکه بخواهید تغییری در رفتار خود ایجاد کنید و مهارت ارتباط موثر و مهارت حل مسئله  را یاد بگیرید مشکل شما حل خواهد شد . ریشه بهانه گیری های همسرتان شاید در جای دیگری است . شما معمولا خواسته ها و انتظارات خود را چگونه بیان می کنید ؟ می توانید به کمک مطالعه یا مشاور تفاوت زن و مرد و مهارتهای زندگی را یاد بگیرید. تغییر سخت است ولی غیر ممکن نیست .موفق باشید