ناشناس

سوال 949521

سلام من تا حالا آزارم به کسی نمی رسیده از بعد از این گناه که انجام دادم زندگیم مختل شده واقعا پشیمون و ناراحتم .....خواهرشوهرم چند ساله که با گوشی چه مرد و پسر حرف میزنه مجرد و متاهل خیییلی بیش از اندازه نصیحتش هم میکردم مادرش هم سراغ داشت ولی همیشه پشتش بود شهرمون هم کوچیکه از چند نفر هم فهمیدم در موردش بد حرف میزنن ولی سه برادر داره از هیچ یک از کاراش خبر نداشتن شوهر خودم هم ادم عصبی هست همیشه پیش خودم میگفتم اگه این حرفا به گوش شوهرم برسه چی میشه زندگیمون بهم میریزه خیلی هم خوبی و دلسوزی برای خانواده ی شوهرم کردم و میکنم یه روزصدای دوتا خواهرشوهر و مادرشوهرم رو شنیدم تا حرفای بدنی میزنن بهم خییییلی بشدت عصبی شده بودم فکری که همیشه تو ذهنم بود رو انجام دادم.......تو یه برگه نوشتم حواست به خواهرت باشه آبروتون داره تو شهر میره دنبالتون حرف میزنن ....بعد انداختم تو حیاط برادر شوهرم بعدش هم بلافاصله پشیمون شدم دیگه نتونستم برم بردارم یکساعت دیگه دیدم برادر شوهرم رفته بیرون یکی دیگه نوشتم که اشتباهی بوده آدرس انداختم تو حیاط شما شرمنده حالا برادر شوهرم کاغذ اول رو به مادرش نشون داده و باهاشون دعوا کرد ولی دیگه براشون نگفته بوده که کاغذ دوم رو تا یه روز بعد خبری نشد تا برادر شوهرم به خواهرش میگه گوشیت پیش من امانت و میخام برم ریکاوریش کنم اونم باهاش بحث میکنه و بلند میشه میره میگه خودمو میکشم برادرش هم بنده خدا فقط میخاسته بترسونش 20 دقیقه بعد میره تو اتاق از دلش دربیاره تا هرچی قرص بوده خورده سریع بردن بیمارستان الان حالش خوبه ولی من حالم خیییلی بده نمی تونم هم واقعیت رو بگم زندگیمون بهم میریزه عواقب بدی داره ....یعنی خدا منو میبخشه....خداااااایا توبه چیکار کنم حالا.....آیت الله مکارم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام:
  در صورتی که مطابق احکام امر به معروف و نهی از منکر تشخیص داده اید برای دور کردن ایشان از گناه و  آلوده کردن دیگران به گناه، لازم است خانواده ایشان را مطلع کنید، شما مطابق وظیفه خود رفتار کرده اید و نه تنها گناهی مرتکب نشده اید که ترک این کار گناه محسوب می شده و این که خواهر همسر شما دست به خودکشی زده و گناه دیگری مرتکب شده، شما گناهکار محسوب نمی شوید.

  امر به معروف و نهی از منکر یکی از واجبات کفایی می‏باشد و در صورتی که بعضی‏ از مکلفین برای آن اقدام می ‏کنند ، از دیگران ساقط است . و اگر اقامه معروف و جلوگیری از منکر موقوف بر اجتماع جمعی از مکلفین باشد ، واجب است اجتماع کنند .
  اگر امر به معروف و نهی از منکر واجب باشد، بیان مساله شرعی کافی نیست، بلکه ‏باید امر و نهی کنید. مگر آن که امر به معروف و نهی از منکر با بیان حکم شرعی حاصل شود، و یا طرف مقابل از آن، امر و نهی بفهمد .
  برای واجب شدن امر به معروف و نهی از منکر چند چیز شرط است :
اول: کسی که می‏خواهد امر و نهی کند ، باید بداند که آنچه به جا آورده نمی شود ، واجب است بجا آورده شود و آنچه انجام می شود، باید ترک گردد .
یعنی، امر به معروف و نهی از منکر برای کسی که معروف و منکر را نمی‏شناسد، واجب نیست.
دوم: کسی که می‏خواهد امر و نهی کند احتمال بدهد امر و نهی او تاثیر می‏کند.
یعنی اگر بدانید اثر نمی‏کند، امر و نهی واجب نیست.
سوم: کسی که می‏خواهد امر و نهی کند بداند شخص معصیت کار بنا دارد که معصیت ‏خود را تکرار کند.
یعنی اگر بدانید یا گمان کنید یا احتمال صحیح بدهید که منکر را تکرار نمی‏کند، امر و نهی واجب نیست.
چهارم: در امر و نهی مفسده‏ای نباشد.
یعنی اگر بدانید یا گمان کنید که اگر امر یا نهی کنید، ضرر جانی یا آبرویی یا مالی قابل توجه به شما می‏رسد، امر و نهی واجب نیست. بلکه در بسیاری از موارد حرام است.
  اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت زیاد می‏دهد، مثل اصول دین یا مذهب و حفظ قرآن مجید و حفظ عقاید مسلمانان یا احکام ضروریه، باید ملاحظه اهمیت‏شود، و مجرد ضرر، موجب واجب نبودن نمی‏شود. پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروریه اسلام بر بذل جان و مال، واجب است بذل آن.
  مراتب امر به معروف و نهی از منکر
  امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که جایز نیست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین، به مراتب دیگر عمل شود.
  مرتبه اول: آن که با شخص معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد دلیل برخورد معصیت کار بودن اوست؛ مثل اینکه از او رو برگردانید، یا با چهره عبوس با او ملاقات کنید، یا رفت و آمد با وی را ترک کنید و از او رو برگردانید به گونه ای که معلوم شود این کار برای آن است که او معصیت را ترک کند.
  اگر در یک مرتبه درجاتی باشد، لازم است با احتمال تاثیر درجه خفیف‏تر، به همان اکتفا کنید. برای مثال اگر احتمال می‏دهید که با سخن نگفتن، مقصود حاصل می‏شود، به همان اکتفا کنید و به درجه بالاتر، نروید. به خصوص اگر طرف مقابل، شخصی است‏که درجه بالاتر موجب بی احترامی به او می‏شود.
 اگر رو گردانی نمودن و ترک معاشرت با معصیت کار، موجب تخفیف معصیت می‏شود، یا احتمال می دهید که موجب تخفیف می‏شود، همان کار واجب است اگر چه بدانید موجب ترک کامل گناه نمی‏شود. و این امر در صورتی است که با مراتب دیگر، نتوانید از معصیت جلوگیری کنید.
  مرتبه دوم از امر به معروف و نهی از منکر، امر و نهی زبانی است. پس با احتمال تاثیر و حصول سایر شرایط گذشته، واجب است اهل معصیت را نهی کنید و به کاری که انجام آن واجب است امر کنید .
  اگر احتمال بدهید که با موعظه و نصیحت، معصیت کار، گناه را ترک می‏کند، لازم است به همان اندازه اکتفا کنید و نباید از آن تجاوز کنید.
 اگر می‏دانید که نصیحت تاثیر ندارد، واجب است با احتمال تاثیر با امر و نهی معصیت کار را مجبور به ترک گناه کنید و اگر تاثیر نمی‏کند مگر با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت، لازم است. لیکن باید از دروغ و گناه دیگر دوری کنید .
 جایز نیست برای جلوگیری از معصیت، مرتکب معصیتی شوید، مثل فحش دادن و دروغ گفتن و اهانت کردن. مگر آن که معصیت، از چیزهایی باشد که مورد اهتمام شارع مقدس باشد و به هیچ وجه به انجام آن راضی نباشد، مثل قتل نفس محترمه.  در این صورت باید به هر نحو ممکن از ارتکاب معصیت جلوگیری کنید .
 اگر گناهکار معصیت را ترک نمی‏کند مگر به جمع مابین مرتبه اول و دوم، واجب است از هر دو مرحله استفاه کنید؛ یعنی هم ترک معاشرت نمایید و با چهره عبوس با او ملاقات کنید، و هم او را با زبان امر به معروف یا نهی از منکر کنید.
 مرتبه سوم: توسل به زور و است. پس اگر بدانید یا اطمینان داشته باشید که ترک منکر نمی‏کند یا واجب را به جا نمی‏آورد، مگر با اعمال زور، واجب است. لیکن نباید از حد آن تجاوز شود.
  اگر جلوگیری از معصیت، به این که بین شخص و معصیت‏ حایل شوید، و با این روش مانع از معصیت‏ شوید، امکانپذیر است، لازم است به همین کار اکتفا کنید اگر مشکل آن کمتر از چیزهای دیگر باشد.
  اگر جلوگیری از معصیت متوقف به این باشد که دست معصیت کار را بگیرید، یا او را از محل معصیت بیرون ببرید، یا در وسیله ای که با آن معصیت می‏شود تصرف کنید، جایز است بلکه واجب است همان کار را انجام بدهید.
  جایز نیست اموال معصیت کار را که حفظ آن لازم است را از بین ببرید، مگر آن که لازمه جلوگیری از معصیت باشد. در این صورت اگر آن را از بین ببرید، ضامن نیستید  و در غیر این صورت، ضامن و معصیت کار هستید.
  اگر جلوگیری از معصیت متوقف بر حبس کردن معصیت کار، یا منع  از ورود وی به محلی باشد، واجب است، با مراعات حد آن همین  کار را انجام بدهید.
  توجه بفرمایید که در حکومت اسلامی از این مرحله به بعد به عهده حکومت است و باید انجام آن را از  افرادی که صلاحیت آن را دارند مانند نیروهای انتظامی بخواهید.
  اگر جلوگیری از معصیت متوقف، بر کتک زدن و سخت گرفتن بر شخص معصیت کار و در مضیقه قرار دادن او باشد، جایز است، لیکن لازم است مراعات شود که زیاده‏روی نشود. و بهتر است که این امر و نظیر آن، با اجازه از مجتهد جامع الشرایط باشد.
  اگر جلوگیری از منکرات و اقامه واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل ، جایز نیست، مگر به اذن مجتهد جامع الشرایط با حصول شرایط آن.