ناشناس
سوال 962495
عرض سلام و خسته نباشیدحدود دوسال قبل که من وبلاگ نویس بودم از طریق وبلاگ نسبت به اقا پسری شناخت نسبی پیدا کردم و چون من اون موقع در سرای محله مشغولیتی داشتم درمورد برنامه های اون سرا گاها به هم پیام خصوصی میدادیم. من از افکار و نوع نوشته های ایشون صرفا خوشم می آمد. و یک بار هم ایشون در وبلاگ چون آرشیو انیمیشن شون کامل بود پست گذاشتن اگر کسی علاقه داره از دوستای وبلاگی براش میفرستم و به علت علاقه من به انیمیشن ایشون برای من هم این دی وی دی رو فرستادن و تا اون زمان ما ایمیل هم رو هم حتی نداشتیم! بعد ارتباط ایمیلی آغاز شد اون هم در حد پیام هایی درحوزه کاری یا ارتباط هایی مثل مواردی که عرض کردم. ایشون روی پایان نامه شون کار میکردن و من مطلع بودم و متوجه شدم که برای پرسش نامه ها به کسی نیاز دارن که کمکشون کنه من هم پیشنهاد دادم من هستم البته خیلی مردد بودم ولی پیشنهاد دادم و ابتدائا قبول نکردن که گفتن زحمت میشه! بعد شماره ی من رو گرفتن باهام تماس گرفتن و اولین دیدار و همکاری شکل گرفت. در دیدار اول ایشون خیلی معقول تر از اونچه که فکر میکردم به نظر میرسیدن و خیلی متشخص تر اما ظاهر قیافه شون با تصوراتم فاصله داشت. اما همیشه افکار و طرز فکرشون رو که در وبلاگ می نوشتن می پسندیدم. دیدارهای بعدی شکل گرفت و ایشون از طرز ظاهر من و محجبه بودنم اینطور که حس من و رفتار و حرفهای ایشون میگفت خوششون اومده بود و ایشون چندبار پیشنهاد دادن که همدیگر رو بیشتر بشناسیم. و در جاهای دیگر هم همدیگر رو ملاقات کنیم. حتی به بهانه های مختلف میخواستن که ما همدیگر رو بیشتر ببینیم و مثلا کتابی به امانت بهم میدادن که برای پس دادنش مجبور بشیم بار دیگه همدیگر رو ببینیم البته ما فقط توی مترو قرار کاری میگذاشتیم و ایشون ک از محل کار و من از دانشگاه برمیگشتم تا منزل که ایستگاه مشترکی بود پیاده می شدیم با هم بودیم بعد از چند جلسه علاقه من هم شکل گرفت و من که از ارتباط با نامحرم و ارتباط این چنینی یک بار در سن بسیار پایین ضربه خورده بودم. .... ادامه داره :)
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام دوست عزیز لطفا سوال خود را خلاصه و در یک کد سوال ارسال نمایید.