ناشناس
سوال 978348
<br style="color: #222222; font-family: arial, sans-serif; font-size: small;">با سلام و احترام<BR>خیلی ممنون که فرصت مشاوره را در این سایت فراهم کردید. نمیدونم سوالمو تو بخش درست میپرسم یا نه امیدورام درست باشه. من دختر 25 ساله ای هستم که چندماهی است فوق لیسانس خود را گرفته ام.همیشه آرزوی موفقیت تحصیلی داشتم بحمدلله تلاشم همیشه خوب بوده و رزومه قوی دارم.آرزوی ادامه تحصیل ئر خارج را از خیلی وقت پیش داشتم. ولی به تازگی فهمیدم که دچار مشکلی هستم. من در دوران مدرسه حدودا 4 سال از بیماری معده رنج میبردم طوری که عذر میخوام دائم حالت تهوع و ....داشتم که البته بیشتر عصبی بود.همین بیماری طولانی گویی در ناخودآگاه من اثر داشت تا وقتی که برای کنکور لیسانس از یک ماه قبل یاز معده عصبی داشتم و بیمارستان و سروم و.... این مسئله گذشت و من بهتر شدم ولی همچنان اکثرا وقتی استرس دارم اولین چیزی که به یادم میاد اینه که الان حالم بد میشه و فشار زیادی بهم میاد. تا این اوخر که فرصت دکترای بسیار عالی از خارج از کشور برایم پیش اومد یک موقعیت فوق العاده که همیشه آرزوشو داشتم ولی در جریان همین مسئله اضطراب بدی گرفتم و باز همین فکر که حالم بد میشه عمرا حتی تو هواپیما تحمل کنم بعدش اونجا دووم نمیارم دائم بیمارستانم. این فکرها بقدری بر من تسلط داشت که نمیتونستم خوب غذا بخورم استرس وحشتنکای داشتم و واقعا در آستانه ای بودم که حالم داشت بد میشد که اون موقعیت طلایی رو خودم رد کردم....و تازه فهمیدم این فکر تا چه حد در وجود من نافذ بوده.الان به جایی رسیدم که از خارج رفتن خوشم نمیاد!چیزی که آرزوم بود و همش بخاطر ترسه. من واقعا موندم چکار کنم چجوری این حالت فکری من رفع میشه آیا نیاز به مشاوره حضوری دارم؟ این فکر تا کی میخواد با من باشه. و حذفش واقعا نمیدونم چطوره. به سادگی که نبود تا الان. ممنون میشم پاسخ بدید. هر اطلاعی هم لازم باشه میدم درمورد جزییات اگه لازمه.<BR>خیلی خیلی ممنون از وقتتون.بیصبرانه منتظر پاسختون هستم.<BR>باتشکر و احترام<BR><br style="color: #222222; font-family: arial, sans-serif; font-size: small;"><BR><BR><BR><BR>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست خوبم شما خودتان هم خوب می دانید که در بخش عمده ای از این اضطراب یک تلقین نهفته است . در واقع خودتان هم اگاه هستید که یک امتحان دکتری و یا ... اگرچه استرس زاست اما نه این همه و انچه شم را اذیت میکند این القائات منفی و وسواس فکری است . لذا باید این القائات را از بین ببرید که خود این القائات می تواند اضطراب شدیدی را ایجاد کند . درو اقع شما از استرس ناشی از یک اتفاق بیشتر می ترسید تا از خود اتفاق .
لذا درا ین مواقع تسلیم شدن و یا انصراف از تصمیم بدترین اقدام ممکن می تواند باشد . اولا بپذیرید که هر تغییری با سختی هایی و شاید تنش هایی همراه باشد . و قرار نیست به دلیل یک تجربه دردناک استرسی این نوع تجارب باز هم تکرار شوند .
دوما افکار خود را بر تنش و اضطراب موجود متمرکز نکنید . سعی کنید برنامه ریزی کنید . به محاسن تصمیم تون فکر کنید . و اجازه ندین افکار منفی و تنش زا ذهن شما را درگیر کند درواقع این افکار را در ابتدای ورود متوقف کنید .
و سوما در صورتی که اضطراب زیاد اذیتتون می کرد به متخصص مراجعه کنید . دارودرمانی می تواند در مواقع بحرانی به شما کمک کند تا بحران را بهترو ارام تر سپری کنید . راه حل انصراف نیست کمک گرفتن به طرق مختلف است . چه دارویی، مشاوره ای، تغییر افکار و ...
دلیلی ندارد در هر موقعیتی گذشته را برای خود احیا کنید . ما ادم ها در برخی شرایط امادگی های جسمانی و روانی کمتری داریم لذا قرار نیست تجارب تلخ تکرار شونده باشند مگر این که با افکارمون بخواهیم موجب تکرارشان باشیم . خود را در مدیریت ذهنتون توانا بدانید نه این که به خود القاء منفی کنید .